سرمقاله

جنگ با ایران یا جنگ باتاریخ ایران !؟ ‪/‬ محمدعلی وکیلی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • در ادامه دومین روز از همایش سراسری مدیران بیمه سرمد در مشهد مقدس؛
  • 🏅 فولاد مبارکه، صادرکننده ممتاز ملی در سال ۱۴۰۴ شد
  • رکورد تاریخی صادرات فولاد مبارکه در سال ۱۴۰۴
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 64373  |  صفحه ۱ سیاست روز  |  تاریخ: 02 آب‍ 1405
    وال‌استریت ژورنال گزارش داد
    از کانال میانجی‌ها تا تهدید ناوها

    روزنامه وال‌استریت ژورنال در گزارشی نوشت پیام ایران به واشنگتن و تل‌آویو روشن است: از سرگیری کارزار هوایی یعنی ورود فرودگاه‌ها، خطوط لوله و دارایی‌های اقتصادی کشورهای خلیج فارس به دایره پاسخ تهران؛ هشداری که هم علنی و هم در کانال‌های دیپلماتیک مطرح شده و به اعتراف این روزنامه آمریکایی، تهدیدی واقعی است. وال‌استریت ژورنال تأکید می‌کند هشدارهای ایران نه صرفاً خطابه تبلیغاتی، بلکه پیامی دوگانه است که هم از تریبون‌های علنی و هم در ارتباطات دیپلماتیک خصوصی به مقامات آمریکایی منتقل شده است. این روزنامه می‌نویسد پیام صریح تهران این است: اگر ایالات متحده و رژیم صهیونیستی کارزار هوایی خود را از سر بگیرند، ایران نه‌تنها به پایگاه‌ها و ناوهای جنگی آمریکا، بلکه به فرودگاه‌ها، خطوط لوله و سایر اهداف در حوزه خلیج فارس نیز حمله خواهد کرد. بارزترین ویژگی این گزارش، اذعان صریح آن است که این هشدارها نشان‌دهنده یک تهدید واقعی‌اند؛ چراکه ایران همچنان ذخایر قابل‌توجهی از موشک و پهپاد در اختیار دارد و قادر به استفاده از آن‌هاست. تکیه‌گاه این اعتبار، برآورد توانمندی ایران است. تحلیلگران به نوشته وال‌استریت ژورنال تخمین می‌زنند ایران صدها تا هزاران موشک بالستیک در اختیار داشته باشد؛ برآوردی که مقامات آمریکایی و منطقه‌ای نیز آن را تأیید می‌کنند و معتقدند تهران با استفاده از قطعات ذخیره‌شده و فعالیت در تأسیسات زیرزمینی، تولید موشک‌های بالستیک را از سر گرفته است. این ارزیابی، برخلاف تصویری که پیش از جنگ از فرسایش توان موشکی ایران مطرح می‌شد، نشان می‌دهد هشت ماه جنگ و محاصره نه‌تنها زنجیره تولید را متوقف نکرده، بلکه توان دفاعی کشور در عمق زمین بازتولید شده است. وال‌استریت ژورنال برای اثبات جدی‌بودن این تهدید، به سابقه مرحله آغازین جنگ ارجاع می‌دهد: وارد آمدن خسارات سنگین به پایگاه‌های هوایی آمریکا، سفارتخانه‌ها و مقر ناوگان پنجم نیروی دریایی ایالات متحده در بحرین؛ حمله به تأسیسات انرژی و صنعتی در امارات متحده عربی، یک مجتمع بزرگ گازی در قطر و فرودگاه‌هایی در دبی، کویت و بحرین. تهران نیز اعلام کرده در هر دور جدید درگیری، تلاش خواهد کرد ضربات سنگین‌تری وارد کند؛ هشداری که گزارش گاردین نیز روز گذشته به آن پرداخت: هدف قرار دادن تأسیسات نفتی و مراکز هوش مصنوعی هفت کشور خلیج فارس در صورت تکرار تجاوز. نکته تحلیلی کلیدی گزارش، فروپاشی تدریجی توازن پدافندی است. به نوشته وال‌استریت ژورنال، ذخایر موشک‌های رهگیر — که ارتش‌های آمریکا و کشورهای عربی برای مقابله با هرگونه حمله به آن‌ها نیاز دارند — رو به کاهش است و ذخایر رهگیر رژیم صهیونیستی نیز زیر فشار قرار گرفته است. این یعنی در هر دور تازه درگیری، هزینه دفاعی واشنگتن و متحدانش بالاتر و پوشش پدافندی‌شان ناترازتر خواهد بود؛ متغیری که حساسیت تصمیم‌گیری کاخ سفید را چندبرابر کرده است. وال‌استریت ژورنال به نقل از منابع مطلع نوشت مقامات ایرانی به میانجی‌ها اعلام کرده‌اند در صورت انجام حملات جدید از سوی آمریکا، دامنه پاسخ به کشورهای حوزه خلیج فارس — از جمله دارایی‌های اقتصادی آن‌ها — گسترش خواهد یافت؛ همچنین ایران قصد دارد با شدت بیشتری نظامیان آمریکایی را هدف قرار دهد، از جمله از طریق تلاش برای غرق کردن ناوهای جنگی ایالات متحده در خاورمیانه. هم‌زمان سرتیپ یدالله جوانی، معاون سیاسی سپاه پاسداران، روز چهارشنبه اعلام کرد ایران می‌تواند کابل‌های اینترنتی را که از زیر تنگه هرمز می‌گذرند، قطع کند؛ توانی که پیامدهای آن نه به منطقه، بلکه به شبکه ارتباطی جهان بازمی‌گردد. در کنار این هشدارها، عباس عراقچی وزیر امور خارجه در یادداشتی در روزنامه فایننشال تایمز نوشت حملات جدید «جان غیرنظامیان، امنیت و رفاه تمام کشورهای منطقه و همچنین اقتصاد جهانی را با خطرات جدی مواجه خواهد کرد.» این دوگانگی دقیقاً منطق راهبردی تهران است: زبان بازدارندگی برای ممانعت از جنگ، و زبان دیپلماسی برای گشودن مسیر توافق بر پایه شروط هفت‌گانه و طرح هفت‌روزه بازگشایی هرمز. پیام مجموع این گزارش‌ها برای واشنگتن شفاف است: از سرگیری جنگ، دیگر جنگی با اهداف محدود نخواهد بود؛ انرژی جهانی، بیمه کشتیرانی، شبکه اینترنت و پایگاه‌های منطقه‌ای همگی در دایره پیامد قرار می‌گیرند و ذخایر پدافندی متخاصم نیز حامی محدودیتی است. تصمیم اکنون با کاخ سفید است: ادامه محاصره و حمله پس از میان‌دوره‌ای‌ها، یا پذیرش مسیر مذاکره‌ای که تهران مدت‌هاست روی میز گذاشته است. تجربه هشت‌ماهه نشان داده فشار، نه تسلیم آورده و نه گشایش؛ تنها هزینه‌ها را برای همه، و بیش از همه برای منطقه، بالا برده است.