صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • فاصله باتومی تا ترابزون چقدر است؟ راهنمای جزئیات مسیر زمینی و مرزها
  • همزمان با گرامیداشت سالروز تأسیس شرکت بیمه سرمد؛
  • بهشتی‌نژاد در مراسم اختتامیه همایش سراسری مدیران ستادی و شعب بیمه سرمد؛
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 64501  |  صفحه ۱ سیاست روز  |  تاریخ: 06 آب‍ 1405
    تهران؛ کانون معادلات امنیتی جدید منطقه / سعید پای بند

    تحرکات دیپلماتیک روزهای اخیر در منطقه، از سفر هیئت‌های ارشد امنیتی و نظامی عربستان، ترکیه و پاکستان به تهران تا حضور هیئت قطری و تلاش‌های میانجی‌گرانه پاکستان میان تهران و واشنگتن، حامل پیام‌هایی فراتر از دیدارهای معمول دیپلماتیک است. این تحولات را باید در چارچوب تلاش کشورهای منطقه برای مدیریت بحران‌ها، جلوگیری از گسترش درگیری‌ها و بازتعریف ترتیبات امنیتی غرب آسیا تحلیل کرد. پرسش اساسی این است که چرا در شرایط تشدید تنش‌های منطقه‌ای و تداوم اختلافات ایران و آمریکا، چنین تحرکاتی شکل گرفته است؟ پاسخ را باید در یک واقعیت راهبردی جست‌وجو کرد: هیچ نظم امنیتی پایداری در غرب آسیا بدون درنظرگرفتن جایگاه و منافع ایران شکل نخواهد گرفت. اهمیت تعیین‌کننده تنگه هرمز در معادلات امنیتی و اقتصادی جهان است. این آبراه حیاتی، صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست؛ بلکه یکی از مهم‌ترین شریان‌های انتقال انرژی جهان به شمار می‌رود. ازاین‌رو، هرگونه تصمیم درباره امنیت آن، مستقیماً بر بازارهای انرژی و اقتصاد بین‌المللی تأثیر می‌گذارد. حضور مقام‌های ارشد کشورهای منطقه در تهران نشان می‌دهد که مدیریت بحران در خلیج فارس را نمی‌توان صرفاً از طریق فشار نظامی یا تصمیم‌گیری یک‌جانبه پیش برد. امنیت پایدار تنگه هرمز مستلزم توجه به واقعیت‌های ژئوپلیتیکی، منافع مشروع کشورهای منطقه و مشارکت مؤثر ایران است. البته باید میان جایگاه راهبردی ایران و ترتیبات حقوقی عبورومرور دریایی تمایز قائل شد؛ اما تردیدی نیست که موقعیت جغرافیایی و ظرفیت‌های ایران، این کشور را به بازیگری تأثیرگذار در هرگونه سازوکار امنیتی مرتبط با تنگه هرمز تبدیل کرده است. دومین پیام این تحولات، ضرورت پذیرش واقعیت‌های ژئوپلیتیکی منطقه است. در سال‌های گذشته، برخی تلاش‌ها بر محدودسازی نقش ایران در ترتیبات امنیتی غرب آسیا متمرکز بود؛ اما استمرار بحران‌ها نشان داده است که حذف بازیگران مؤثر، لزوماً به ثبات منجر نمی‌شود. حضور هم‌زمان نمایندگان عربستان، ترکیه و پاکستان در تهران، بیانگر اهمیت گفت‌وگو با ایران در شرایط حساس کنونی است. این تحول را می‌توان نشانه‌ای از حرکت به‌سوی مدیریت واقع‌بینانه اختلافات دانست؛ هرچند به‌تنهایی به معنای پذیرش تمام مواضع ایران از سوی این کشورها نیست. در همین چارچوب، مسائل یمن، دریای سرخ و باب‌المندب نیز اهمیت ویژه‌ای دارند. پیوند امنیت این مناطق با خلیج فارس و مسیرهای تجارت جهانی، ضرورت گفت‌وگو میان قدرت‌های منطقه‌ای را دوچندان می‌کند. ایران با بهره‌گیری از ظرفیت‌های دیپلماتیک خود می‌تواند در کاهش تنش‌ها و شکل‌گیری راه‌حل‌های سیاسی نقش‌آفرینی کند. یکی از نکات قابل‌توجه، حضور مقام‌های کشورهای مرتبط با پیمان دفاعی مکه در تهران است. این تحول نشان می‌دهد که حتی ترتیبات امنیتی شکل‌گرفته میان گروهی از کشورها نیز برای دستیابی به ثبات گسترده‌تر، به گفت‌وگو با سایر بازیگران مؤثر منطقه نیاز دارند. اگر گزارش‌های مربوط به دعوت از ایران برای مشارکت در سازوکارهای امنیتی مرتبط با این پیمان تأیید شود، می‌توان آن را نشانه‌ای مهم از ضرورت گسترش همکاری‌های منطقه‌ای دانست؛ هرچند بدون تأیید رسمی، نباید از دعوت قطعی ایران به عضویت سخن گفت. نکته راهبردی آن است که امنیت منطقه نباید به ابزاری برای حذف یک کشور تبدیل شود؛ بلکه باید بر پایه احترام متقابل، منافع مشترک و مشارکت همه بازیگران مؤثر شکل بگیرد. تحرکات اخیر همچنین نشان‌دهنده تمایل برخی کشورهای منطقه به مدیریت مستقیم‌تر بحران‌های امنیتی است. نگرانی از گسترش جنگ، تهدید زیرساخت‌های حیاتی، اختلال در بازار انرژی و افزایش هزینه‌های اقتصادی، دولت‌های منطقه را به جست‌وجوی راه‌های دیپلماتیک سوق داده است. بااین‌حال، نمی‌توان از این رفت‌وآمدها نتیجه گرفت که آمریکا به‌زودی منطقه را ترک خواهد کرد. آنچه می‌توان با احتیاط استنباط کرد، تلاش برای افزایش ظرفیت‌های منطقه‌ای در مدیریت بحران و کاهش وابستگی انحصاری به قدرت‌های فرامنطقه‌ای است. در این میان، نقش ایران تنها به توان نظامی و موقعیت جغرافیایی محدود نمی‌شود؛ بلکه توانایی تهران در تبدیل ظرفیت‌های راهبردی به توافق‌های سیاسی و امنیتی نیز اهمیت دارد. تحولات اخیر، فرصتی مهم برای دیپلماسی ایران فراهم کرده است؛ فرصتی برای تبدیل وزن ژئوپلیتیکی کشور به دستاوردهای سیاسی و اقتصادی پایدار. بااین‌حال، موفقیت در این مسیر مستلزم واقع‌بینی، پرهیز از بزرگ‌نمایی نتایج مقطعی و پیگیری سازوکارهای عملی برای کاهش تنش است. ایران می‌تواند با تقویت روابط منطقه‌ای، گسترش گفت‌وگو با همسایگان و استفاده از ظرفیت میانجی‌گرانی چون پاکستان و قطر، در شکل‌دهی به ترتیبات امنیتی آینده نقش مؤثرتری ایفا کند. پیام راهبردی تهران روشن است، امنیت منطقه بدون مشارکت ایران، با دشواری‌های جدی مواجه خواهد شد؛ اما تبدیل این واقعیت به یک دستاورد پایدار، نه صرفاً به قدرت بازدارندگی، بلکه به هنر دیپلماسی، تدبیر سیاسی و توانایی ایجاد اعتماد متقابل وابسته است. نظم آینده غرب آسیا زمانی می‌تواند به ثبات نزدیک شود که کشورهای منطقه به‌جای رقابت برای حذف یکدیگر، مسئولیت مشترک تأمین امنیت را بپذیرند. این همان فرصتی است که دیپلماسی ایران باید با هوشمندی از آن بهره گیرد.