سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
تهران هر روز بزرگتر میشود؛ خیابانها توسعه پیدا میکنند و پروژههای عمرانی تازه به بهرهبرداری میرسند. بااینحال، پرسشی اساسی همچنان پابرجاست: آیا گسترش زیرساختهای شهری به معنای بهبود زندگی همه شهروندان است؟ برای بسیاری از سالمندان، افراد دارای معلولیت و کسانی که با محدودیتهای حرکتی مواجهاند، عبور از پیادهرو، استفاده از حملونقل عمومی یا ورود به یک ساختمان اداری همچنان دشوار است. توسعه شهری زمانی موفق است که امکانات آن برای همه قابل استفاده باشد، نه آنکه تنها تعداد افتتاحیهها افزایش یابد. توسعهای که همه را نمیبیند به گزارش ایسنا، مهدی اقراریان، عضو شورای شهر تهران، از نابرابری میان مناطق مختلف پایتخت در برخورداری از امکانات مناسب برای افراد دارای معلولیت انتقاد کرده است. به گفته او، مناطقی که منابع مالی کمتری دارند، در تأمین زیرساختهای مورد نیاز گروههای توانیاب نیز با مشکلات بیشتری مواجهاند. این اظهارات، بحث عدالت شهری را از سطح شعار به مسئلهای مشخص در تخصیص منابع و اولویتبندی پروژهها منتقل میکند. عدالت شهری صرفاً به معنای توزیع یکسان بودجه میان مناطق نیست. محلههایی که از نظر کیفیت معابر، دسترسی به حملونقل عمومی و امکانات خدماتی عقبماندگی بیشتری دارند، ممکن است به سهم بالاتری از منابع نیاز داشته باشند. اختصاص اعتبار مساوی به مناطق نابرابر، الزاماً به نتیجهای عادلانه منجر نمیشود. درواقع، معیار اصلی باید کاهش فاصله برخورداری شهروندان باشد. نقشه نابرابری در پایتخت پژوهشی منتشرشده در فصلنامه «پژوهشهای جغرافیایی برنامهریزی شهری» نشان داده است که در زمان انجام مطالعه، حدود ۳۱ درصد از مساحت اراضی دارای جمعیت تهران از نظر دسترسی گروههای آسیبپذیر به خدمات عمومی، وضعیتی پایینتر از متوسط داشتهاند. این نواحی عمدتاً در بخشهایی از غرب، جنوب و محدودههای پیرامونی شهر قرار داشتهاند. در مقابل، بخشهایی از مناطق مرکزی و شمالی از وضعیت مناسبتری برخوردار بودهاند. این دادهها تصویر قطعی امروز نیستند، اما وجود مسئلهای ساختاری را نشان میدهند. شکاف خدمات شهری فقط در فاصله تا نزدیکترین مرکز درمانی یا ایستگاه اتوبوس خلاصه نمیشود. کیفیت پیادهرو، ایمنی گذرگاه، دسترسی به آسانسور، روشنایی معابر و امکان استفاده مستقل از ساختمانها نیز بخشی از همین نابرابری است. ممکن است دو شهروند در یک فاصله جغرافیایی مشابه از یک خدمت قرار داشته باشند، اما یکی از آنان به دلیل موانع فیزیکی عملاً امکان استفاده از آن را نداشته باشد. مناسبسازی؛ فراتر از نصب رمپ یکی از خطاهای رایج، محدود کردن مناسبسازی به ساخت چند رمپ یا نصب تجهیزات در ورودی ساختمانهاست. دسترسی واقعی زمانی فراهم میشود که فرد بتواند تمام مسیر خانه تا مقصد را بدون مانع طی کند. وجود رمپ در ورودی یک اداره، وقتی پیادهروهای اطراف ناهموارند یا ایستگاه حملونقل عمومی دسترسپذیر نیست، بهتنهایی مشکل را حل نمیکند. این موضوع فقط به استفادهکنندگان ویلچر مربوط نمیشود. سالمندان، نابینایان و کمبینایان، افراد دارای محدودیت شنوایی، زنان باردار و خانوادههایی که کالسکه کودک دارند نیز به طراحی فراگیر نیازمندند. مناسبسازی در چنین نگاهی یک اقدام استثنایی برای گروهی محدود نیست؛ بلکه معیاری برای سنجش کیفیت عمومی شهر است. انتقاد از حکمرانی نمایشی بخش دیگری از اظهارات اقراریان به نحوه ارزیابی عملکرد مدیریت شهری مربوط میشود. او با انتقاد از «حکمرانی نمایشی» تأکید کرده است که شمار پروژههای افتتاحشده معیار کافی برای سنجش موفقیت شهرداری نیست و باید دید هر اقدام چه اندازه از مشکلات شهروندان را برطرف کرده است. این انتقاد به یکی از دشواریهای مدیریت شهری اشاره دارد: پروژههای بزرگ معمولاً بیشتر دیده میشوند، درحالیکه اصلاحات کوچک اما ضروری ممکن است کمتر مورد توجه قرار گیرند. برای شهروندی که هر روز در مسیر خانه تا محل کار با مانع مواجه است، رفع یک گلوگاه پیادهرو یا راهاندازی آسانسور ایستگاه مترو شاید از افتتاح پروژهای پرهزینه اهمیت بیشتری داشته باشد. به گزارش تسنیم، سیدجعفر تشکریهاشمی، رئیس کمیسیون عمران و حملونقل شورای شهر، پیشتر از آسانسورهایی در ایستگاههای مترو سخن گفته بود که نصب شدهاند اما به دلیل مشکلات اجرایی در اختیار مردم قرار نگرفتهاند. او همچنین به محدودیت استفاده از رمپ اتوبوسها و موانع فیزیکی در معابر اشاره کرده بود. این نمونهها نشان میدهد صرف خرید تجهیزات یا پایان عملیات عمرانی، معادل ارائه خدمت مؤثر نیست. تهران و آینده سالمندی اقراریان با اشاره به پیشبینی سالمند شدن حدود ۳۲ درصد جمعیت ایران تا سال ۱۴۳۰، نسبت به نبود برنامهای مشخص و قابل اتکا برای مواجهه با این تحول هشدار داده است. این عدد یک برآورد آیندهنگر است و باید با توجه به تعریف سنی و مبنای محاسبه تفسیر شود؛ بااینحال، اصل روند افزایش سهم سالمندان در جمعیت، ضرورت آمادگی شهرها را روشن میکند. بازطراحی پیادهروها، ایمنسازی گذرگاهها، توسعه حملونقل دسترسپذیر و گسترش خدمات محلهای در زمانی کوتاه امکانپذیر نیست. تأخیر در برنامهریزی، هزینه اصلاحات آینده را افزایش میدهد و میتواند استقلال روزمره سالمندان را کاهش دهد. شهر دوستدار سالمند باید از امروز در تصمیمهای عمرانی و خدماتی دیده شود، نه زمانی که فشار تقاضا به نقطه بحرانی رسیده باشد. هزینه پنهان شهر نامناسب نبود دسترسی برابر فقط مسئله آسایش نیست؛ پیامد اقتصادی و اجتماعی نیز دارد. فردی که برای رسیدن به محل کار یا دریافت خدمت عمومی با مانع روبهرو میشود، فرصت کمتری برای اشتغال و مشارکت اجتماعی خواهد داشت. خانوادهها نیز ممکن است ناچار شوند زمان و هزینه بیشتری برای همراهی افراد نیازمند کمک صرف کنند. در مقابل، دسترسپذیری میتواند استقلال فردی را افزایش دهد و بخشی از این هزینههای غیرمستقیم را کاهش دهد. از این منظر، مناسبسازی را نباید صرفاً ردیفی رفاهی و قابل حذف در زمان تنگنای بودجه دانست. این اقدامات نوعی سرمایهگذاری اجتماعیاند که آثارشان در بهرهوری، مشارکت و کیفیت زندگی شهروندان نمایان میشود. البته برای سنجش دقیق این آثار به شاخصها و ارزیابیهای منظم نیاز است. بودجه؛ مسئله تخصیص و پاسخگویی محدودیت منابع مالی شهرداری واقعیتی انکارناپذیر است، اما همین محدودیت ضرورت اولویتبندی دقیق را بیشتر میکند. لازم است سهم برنامههای مناسبسازی در بودجه روشن باشد و پیشرفت آنها با شاخصهای قابل سنجش گزارش شود: چند مسیر پیوسته دسترسپذیر شده، چند ایستگاه عملاً قابل استفاده است و چه تعداد ساختمان عمومی موانع ورودی خود را رفع کردهاند؟ تفاوت مهمی میان «اقدام انجامشده» و «خدمت قابل استفاده» وجود دارد. ممکن است در گزارش اداری، نصب تجهیزات بهعنوان پیشرفت ثبت شود، اما شهروند همچنان نتواند از آن استفاده کند. نظارت شورای شهر باید این فاصله را آشکار کند و مسئولیت دستگاههای اجرایی را مشخص سازد. صدای شهروندان در تصمیمگیری به گزارش تسنیم، زهرا شمساحسان، رئیس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران، در مهرماه خواستار تقویت نقش نمایندگان افراد دارای معلولیت در کمیتههای مناسبسازی مناطق شده و بر مشارکت مستقیم آنان در تصمیمگیری تأکید کرده است. این مطالبه از آن جهت اهمیت دارد که تجربه زیسته شهروندان میتواند نقصهایی را آشکار کند که در گزارشهای فنی یا نقشههای اجرایی کمتر دیده میشود. مشارکت مؤثر زمانی تحقق مییابد که نمایندگان گروههای هدف در طراحی، اجرا و ارزیابی پروژهها نقش واقعی داشته باشند. انتشار عمومی گزارش پیشرفت، ثبت شکایتهای شهروندان و پاسخگویی درباره زمان رفع موانع نیز میتواند اعتماد عمومی را تقویت کند. از افتتاح پروژه تا حل مسئله در نهایت، بحث عدالت شهری به پرسشی درباره اولویتهای مدیریت پایتخت بازمیگردد: هدف ساختن شهری بزرگتر است یا فراهم کردن زندگی بهتر برای ساکنان آن؟ تهران به توسعه زیرساختها نیاز دارد، اما این توسعه باید با دسترسپذیری، عدالت در توزیع منابع و کیفیت زندگی همراه باشد. هشدارها درباره نابرابری مناطق و نبود آمادگی کافی برای سالمندی جمعیت، فرصتی برای بازنگری در شیوه برنامهریزی است. موفقیت مدیریت شهری زمانی معنا پیدا میکند که شهروندان، فارغ از سن، وضعیت جسمی و محل سکونت، بتوانند مستقل و ایمن از امکانات عمومی استفاده کنند. کاهش فاصله میان شهر موجود و شهر مطلوب، نه با شمار افتتاحیهها، بلکه با اصلاح اولویتها، اجرای برنامههای قابل سنجش و توجه به نیازهای واقعی مردم امکانپذیر است.