سرمقاله

چرا رسیدن به توافق در برجام، منطقی ترین کار است؟

سید حامد مرندی

پرونده انتخابات ریاست جمهوری دوره سیزدهم با پیروزی سیدابراهیم رئیسی بسته شد. فارغ از چگونگی چینش آرا، نکته جالب توجه احساس پیروزی دو گروه یعنی اصولگرایان با پایگاه رای تقریباً ثابت در ادوار انتخابات طی دهه ۸۰ و ۹۰ و گروه دیگر کسانی که به هر دلیلی در انتخابات حاضر نشدند‌ است. در این میان اما برخی این انتخابات را پایانی برای اصلاح‌طلبان در سپهر سیاسی کشور دانسته‌اند. که البته تحلیل قطعی در این زمینه، آن هم یک روز پس از اعلام نتایج، چندان دقیق و قابل تامل نیست.
این انتخابات اما می‌تواند یک تلنگر مهم نه فقط برای اصلاح‌طلبان که برای همه جریان‌های سیاسی کشور باشد. درواقع نه فقط اصلاح‌طلبان شکست خورده که اصولگرایان سرمست از شوق این پیروزی نیز باید در پستوهای منطق خود تحلیل کنند که یک جمعیت قابل توجهی از صندوق رای برای بیان مطالبات خود فاصله گرفتند که لزوما مسبب آن اصلاح‌طلبان نیستند. اصلاح‌طلبان نیز باید بدانند که هرچند شورای نگهبان در رد صلاحیت‌ها سختگیرانه عمل کرد اما واقع بین اگر باشند بعید است که حضور نامزدهای مورد نظرشان هم می‌توانست تغییر معناداری در ترکیب آرای مردمی ایجاد کند.
اصولگرایان معتقدند کاهش مشارکت چه در انتخابات ریاست جمهوری و چه در انتخابات مجلس، محصول عملکرد دولت روحانی و مجلس دهم است. این در حالی است که حتی اگر مردم صرفاً از این جریان سیاسی ناراضی بودند رای خود را به جریان رقیب یا همان اصولگرایان می‌دادند.
بنابراین شاید بهتر باشد برای یکبار هم که شده همه جریان‌های سیاسی تحلیل‌شان را نسبت به مطالبات جامعه همه‌جانبه‌تر کرده و صدای مردم را از دل کنش‌های آنها روشن‌تر بشنوند.
بنابراین آنچه که امروز شنیده می‌شود صدای نا‌امیدانه حجم قابل توجهی از مردم نسبت به نتیجه انتخابشان در گذشته است. این نا‌امیدی در سپهر اجتماعی قطعاً هیچ برنده‌ای نخواهد داشت. بنابراین حتی اگر انتخابات ریاست جمهوری ۱۴۰۰ را پایان حضور سیاسی اصلاح‌طلبان بدانیم، قطعا لازم است تا به بازتعریف اصلاح‌طلبی با تکیه بر نسل جدیدی که قدرت را نه برای قدرت و نفع بخواهد، بپردازیم. اگر این انتخابات را مصادف با پایان اصلاح‌طلبی در کشور بدانیم باید روی دیگر سکه را عمیق تر شدن نا امیدی در سپهر اجتماعی کشور دانست که کمترین عواقب آن افزایش خشونت و تحت تاثیر قرار گرفتن سایر شئون زیستی خواهد بود.
بخشی از آنچه که امروز می‌بینیم حتماً نتیجه عملکرد ضعیف اصلاح‌طلبان در نهادهای قدرت است اما به واقع مرگ اصلاح‌طلبی یعنی زاییده شدن تمامیت‌خواهی و خشونت روزافزون در جامعه.
اما نکته دیگر درخصوص منتخب جدید است. آنچه مشخص است طی دو سال آینده رئیس جمهوری جدید به لحاظ اقتصادی شرایط دشواری پیش رو دارد با این حال به نتیجه رسیدن برجام و آزاد شدن پول های بلوکه شده می تواند تا حدودی برای اقتصاد یک مجرای تنفسی باز کند. این فرصت می تواند تنها در کوتاه مدت نتیجه بخش باشد اما بهتر است با بازنگری در ساختارهای معیوب اقتصادی و شکستن برخی انحصارها (چنانکه این موضوع در فضای سیاسی، اجتماعی نیز لازم است) فضا را برای تعامل بیشتر با جهان و بازسازی اعتماد عمومی مهیا کند. این انتظار هرچند با رویکرد قالب اصولگرایان در تعارض است اما شاید بتوان امید داشت رویکرد ابراهیم رئیسی معقول تر و متعادل تر از برخی از تندروی ها در جریان اصولگرایی باشد. به هر حال باید در نظر داشت که فضای اجتماعی کشور در حال حاضر آمادگی تمامیت خواهی و البته تحمل شرایط دشوارتر اقتصادی را نخواهد داشت. بنابراین این انتظارات ورای کشمکش‌های سیاسی، از منتخب ریاست جمهوری دوره سیزدهم است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام