سرمقاله

لزوم جراحی در اقتصاد فوتبال

نیما غلامرضایی

ایران و ایالات متحده از جمله کشورهایی هستند که طی یک قرن گذشته، از روابطی با فراز و فرودهای استثنائی برخوردار بوده اند. مشارکت فعال آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و سرنگونی دولت ملی مصدق و تلاش‌های پس از آن جهت تبدیل ایران به یک قدرت بلامنازع منطقه‌ای با سطح مشارکت امنیتی بالا و از سوی دیگر وقوع انقلاب اسلامی و تسخیر سفارت آمریکا و بحران گروگانگیری، دو کشور را طی چهار دهه در کوران اقدامات زنجیروار و متقابلی قرار داد که تاکنون نیز در جریان است.
هرچند مواضع رئیس جمهوری دولت اصلاحات ایران در دهه هفتاد جهت تنش‌زدایی و ابراز تاسف خانم آلبرایت وزیر امور خارجه وقت آمریکا نسبت به دخالت این کشور در سرنگونی دولت ملی دکتر مصدق، می‌توانست تلنگری به دیوار بلند بی‌اعتمادی بین دو کشور باشند و فضای بی‌اعتمادی بین دو کشور را تلطیف کنند، با این حال به دلایل مختلف، نتوانست دو کشور را از دالان تاریک و پر هیاهوی مربوطه رهایی بخشند.
با این وجود همکاری دو کشور در سرنگونی طالبان افغانستان و تشکیل دولت فراگیر در این کشور، سیاست منطقی ایران در قبال اشغال کویت توسط عراق، کمک ایران به ایجاد ثبات در عراق پس از سرنگونی صدام و تلاش مضاعف ایران با صرف هزینه‌های زیاد در شکست گروه تروریستی داعش در عراق و سوریه، نشانه‌هایی از عزم جدی ایران در جهت ایجاد ثبات در منطقه بود که غرب با نادیده انگاشتن پیامدهای مثبت این اقدامات، نه تنها نسبت به آنها بی تفاوت است بلکه تلاش دارد، با ورود به دایره شاخص‌های امنیت ملی ایرانیان، واقعیات ژئوپلیتیکی و متکثر ایران در منطقه را نادیده انگارد.
بدون شک، مشکلات جدی و خودساخته و یا منبعث از دخالت سایر کشورها‌، زمینه را برای بازی و سوءاستفاده کشورهای دیگر و گروه‌هایی در هر دو کشور شده است تا علی رغم نیاز دو کشور به تعامل در منطقه خاورمیانه و گذار بسوی همکاری، همچنان ایران، سیبل مقابل دولت‌هایی در ایالات متحده باشد که حاضر به حل و فصل مسائل دو کشور در فضایی واقع بینانه نبوده و عامل گسترش بی ثباتی و بی‌اعتمادی بیشتر شوند، راهبردی که به نظر می‌رسد، لابی‌های برخی از کشورهای منطقه، در ادامه آن بی تاثیر نباشد.
اما قدر مسلم، لیست طولانی اقدامات خصمانه ایالات متحده طی چهار دهه گذشته علیه ایران، در مقابل ادعاهای این کشور، قیاسی نامتجانس و نامتناسب به شمار می‌رود که می تواند روند تخاصم دوسویه را طولانی‌تر و در مسیر اقدامات بعدی از سوی هر دو کشور قرار دهد، مسئله ای که فرصت سوزی های متعددی را برای هر دو ملت، درپی خواهد داشت.
شاید باراک اوباما با این سخن توماس جفرسون که «امید دارم خِرَد ما همپای قدرتمان رشد کند» و اذعان به حق قانونی ایران جهت برخورداری از انرژی صلح‌آمیز هسته‌ای، واقع‌بینی را پس از چند دهه، در سیاست خارجی ایالات متحده نسبت به ایران وارد و زمینه یک توافق بزرگ بین‌المللی را فراهم کرد تا هردو کشور نسبت به درکی بهتر از یکدیگر، نزدیک شوند؛ با این وجود اقدام دونالد ترامپ رئیس جمهوری وقت آمریکا در خروج از توافق هسته‌ای و اعمال فشارهای حداکثری بر ایران، امیدهای بوجود آمده در نزد نخبگان، گروه‌های مختلف در هر دو کشور و حتی جامعه جهانی، برای آغازی نوین در روابط دو کشور و رفع مشکلات فی مابین را کمرنگ و به مرور به یاس تبدیل کرد.
درخواست‌های غیر منطقی دولت وقت آمریکا درخصوص اصلاح توافق هسته ای، مانع‌تراشی نسبت به منتفع شدن ایران از برجام و تلاش جهت محدود ساختن توان دفاعی ایران، نه تنها یک دهه تلاش‌های دیپلماتیک کشورهای مختلف را بی‌اثر کرد، بلکه ایالات متحده را در عرصه بین‌المللی، به عنوان کشوری خودسر که توافق مورد تائید شورای امنیت سازمان ملل را نقض نموده است، معرفی کرد.
با همه این تفاسیر، به نظر می‌رسد نیازهای مختلف ایران و ایالات متحده در منطقه به یکدیگر، امری مسلم و خارج از مسائل ظاهری موجود است. نه ایران می‌تواند ایالات متحده را به عنوان یک قدرت جهانی نادیده انگارد و نه ایالات متحده می‌تواند منافع و گستره عمل ایران را به عنوان یک قدرت منطقه‌ای با نفوذ چندوجهی و قابل توجه، با محدودیت مستمر مواجه سازد.
لذا با توجه به جایگاه ژئوپلیتیک و ژئواستراتژیک ایران، هرگونه تلاش به منظور اعمال فشار دائمی از طرف ایالات متحده جهت تحمیل خواسته‌های نامعقول و مرتبط با امنیت ملی ایران، نه تنها هیچ کمکی به حل و فصل مسائل فی مابین و منطقه نمی‌کند، بلکه بحران‌های موجود در منطقه را پیچیده‌تر و چشم‌انداز صلح در خاورمیانه را نامشخص‌تر خواهد نمود.
در مقابل و علی‌رغم اظهار نظرهای اخیر مقامات دو کشور در خصوص برجام و با روی کار آمدن دولت جدید در ایران، هر دو کشور می‌توانند با نگاهی واقع‌بینانه و با توجه به نگرانی‌های دو سویه نسبت به مسائل مورد نظر، همچنان با حفظ برجام به عنوان یک میراث همکاری و تعامل بین‌المللی، آغازگر گفت‌وگوهایی رودرو باشند که بیانگر درک مواضع متقابل و انتظارات واقع بینانه در چارچوب توافقات و پیمان‌های بین‌المللی تحلیل شوند، رویکردی که نیازمند سیاستی جسورانه و متفاوت، از سوی هر دو کشور و گفت‌وگوهایی بدون واسطه و در عین حال با مشارکت کشورهای موثر باشد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام