سرمقاله

بازگشت سخت به برجام

جلال خوش چهره

فوتبال امروز بی‌تردید در اکثر کشورهای جهان تنها یک ورزش نیست. این میدان مستطیل سبز رنگ وجوهی دیگر با آن عجین است که اقتصاد یکی از مهمترین آنها است. بنابراین باشگاه‌های معتبر جهان از منظر اقتصادی حتی اعتبار اجتماعی خود را بالا یا پایین می‌آورند. در این میان اما دو باشگاه پرطرفدار استقلال و پرسپولیس در کشور همواره دچار مشکلات عدیده‌ای بودند. در حالی که عموماً بدهکاری‌ها و سوءمدیریت‌ها گریبان این دو تیم پرطرفدار را گرفته است اما وعده واگذاری آنها به بخش خصوصی نیز سالهاست عملی نمی‌شود. این روزها که برنامه‌ها برای شروع لیگ جدید آماده شده، باشگاه استقلال تهران هنوز دچار تنش مدیریتی است و البته پرسپولیس نیز تنها به پشتوانه نتایج خوبی که طی این سال‌ها گرفته مشکلات مدیریتی‌اش کمتر تبعات داشته است. با این همه اما با نگاهی به درآمدهای باشگاه‌های جهان می‌توان دریافت که معمولاً آنها از سه طریق کسب درآمد می‌کنند؛ حق پخش تلویزیونی، درآمد روز مسابقه و تجارت. حال سوال اینجاست که کدام یک از باشگاه‌های ایرانی از این سه طریق به کسب درآمد می‌پردازد؟ هرچند باشگاه‌های صنعتی می‌توانند مدعی بخش درآمدی از تجارت باشند اما آنها نیز به طور غیرمستقیم از منابع عمومی ارتزاق می‌کنند که بحث آن جداست. حال فرض کنیم با این شرایط دولت حمایت خود را از این دو باشگاه پرطرفدار بردارد و آن را به بخش خصوصی واگذار کند، آیا آنها می‌توانند گلیم خود را با این سه روش از آب بیرون بکشند؟ پاسخ معلوم است. بنابراین بی‌راه نیست که برخی، از تبعات اجتماعی واگذاری این دو تیم به بخش خصوصی نگران هستند؛ تجربه‌ای که ممکن است مانند خصوصی‌سازی‌های غیراصولی مانند واگذاری هفت تپه با تبعات بدتری همراه باشد. این نوشتار قصد ندارد اصل خصوصی‌سازی را زیر سوال ببرد بلکه در وهله اول باید ساختار اقتصادی فوتبال از تیم ملی تا تیم‌های باشگاهی را تغییر کند. باید بتوانند با الگوی مناسب اقتصاد ورزشی در سراسر دنیا روی پای خود بایستند که این مهم تنها با جراحی در ساختارهای فوتبالی و نوع تیم تیمداری میسر می‌شود.
بنابراین با این شرایط بی‌راه نیست که گفته شود واگذاری سرخابی‌ها به این آسانی‌ها نیست. به نظر می‌رسد عقلای اقتصادی به خصوص متخصصان اقتصاد ورزشی باید پا پیش بگذارند و با ارائه یک طرح تحولی ساختار فوتبال را از گرداب نابسامانی نجات دهند. وعده دوباره واگذاری این دو تیم بدون برنامه مشخص همان راهی است که واگذاری شرکت‌های دولتی به بخش به اصطلاح خصوصی طی کرد که نتیجه جز خسران درپی نداشت.
به نظر می‌رسد همچنان باید مانند سال‌های گذشته شاهد مدیریت واحد بر دو تیم رقیب از سوی یک وزارتخانه یعنی ورزش و جوانان باشیم که این هم در نوع خود کم‌نظیر نیست؛ دو رقیب با یک متولی.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام