سرمقاله

سقوط ماریوپل و پیامدهای جهانی آن

سیف الرضا شهابی

فرزین کریمی*
جاودانگی‌، رویای دست نایافتنی بشر است‌، حتی آنان که پروردگار را باور ندارند بر رویداد مرگ‌، لاجرم صحه می‌گذارند در اعماق ایگوی خود.
به آسمان دنیا می‌نگرند محو رازآلودگی این تمشیت برخاسته از اتوریته‌ای ناپیدا.
اسلیمی یا به روایت مردمان مغرب زمین arabesque با ریشه‌هایی شرقی، جهان را ذیل زیبایی خود تعریف می‌کند‌؛ از اسکاندیناوی تا بالکان‌، از ممالک سابقاً عثمانی تا شبه قاره هند‌، ایران و اروپا و به ۱۰ موزه برتر هنر جهان راه پیدا کرده است.
آیا موتیف اسلیمی در بطن جان خویش‌، هویتی آبستره دارد نزدیک به شاهد مثال‌هایی در کوبیسم، اکسپرسیونیسم و فوویسم یا در این عروج نفس‌گیر، رو به بیکرانگی‌، خالی از رشک و شک‌، در بستر این استیج موازی که هر ملحدی را مومن می‌کند‌، بین سطور این دیپلماسی جلوه‌گر دکوراتیو‌، آویده‌ای را وعده می‌دهد؟
و حال، پرسشی دگر مطرح می‌شود آن هم این که آیا کلود مونه می‌توانست اسلیمی خلق کند‌؟ یا ماتیس و کاندینسکی؟
اسلیمی در گوشه‌ای از درخشش‌هایش در تخت جمشید با نقوش انسان و حیوان‌، در زمانه اشکانیان متاثر از هنر هلنیستیک‌، در عصر ساسانی مشهود‌تر از همیشه رخ گرفته از بیزانس و در هنر اسلامی دوره عباسیان با نقش گیاه و درخت بسیار رونق می‌گیرد‌، تا گچ‌بری‌های آندلس رخنه می‌کند به کتاب‌آرایی‌ها می‌آید‌، ترنج‌ها و شمسه‌ها را در تذهیب نسخ در می‌نوردد و به سفالینه‌ها می‌رسد‌، کاشی‌های معرق و قالی نیز‌، ورژن اسلیمی اروپایی هم در شاهکارهای ژانر باروک و گوتیک بسیار دیده شده است.
این میراث پر پژواک‌، که ابتدا در درون ابنیه بوده و پیامبر‌گونه‌ با مشعلی در دست فاتحانه به برون عمارت رسیده است‌، سخاوتمدانه به دنبال هدیه دادن کدام فضیلت در روزهای بی خورشید بوده است‌؟
این ساز که بر دیوارها و سقف‌ها می‌نوازد‌، داعیه کدام غایت بی‌همتا را نهان می‌دارد؟
او درخت زندگانی است‌، این گردش پیچ در پیچ از بند اسلیمی تا رسیدن به آسمان در این آخر‌الزمان جاودانگی.
آری او را این رسالت مقدر گشته‌، فراتر از مذموم‌ها و ممدوح‌ها‌، مونولوگ خود را می‌گوید‌، در این ذات‌، پارانویا و سوسپانس راهی ندارند.
اسلیمی‌، این موسیقی کُرال‌، آمده تا انسان را از عالم ناسوت با گذر از جبروت و ملکوت به لاهوت ببرد و در نقطه پرگار دوایر اندیشه‌، او دروازه‌های تبختر را بسته اما مستور است و سترگ.
سال ۱۷۳۶ میلادی سقوط کرد‌، پس از ۲۳۵ سال حکومت‌، امپراتوری صفوی را می‌گوییم اما هنر اسلیمی در نصف جهان هرگز رنگ غروب ندیده است بر رخ خیال‌انگیز آسمان شرقی.
*استاد تاریخ هنر


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام