سرمقاله

همپوشانی منافع؛ تضمین تداوم برجام

شهاب زمانی

تورم بالا دیگر بخشی از اقتصاد ایران شده است مطابق اعلان مرکز آمار نرخ تورم در خردادماه فرا بحرانی شده است. تورمی که هرچند دمار ملت را درآورده اما همچنان تورم بالا دیگر بخشی از اقتصاد ایران شده است. تورمی که هرچند دمار ملت را درآورده اما همه در آن بازنده نیستند. اقلیتی نیز در این تورم برنده اند. شوربختانه فرمان اقتصاد در دست همان اقلیت است. تورم برای اینان نردبان ارزش افزوده دارایی هایشان است. چراکه دارایی آن‌ها غیرمنقول و غیر ریالی است. بر این اساس، برنده تورم این گروه هستند؛ هرچه تورم شدیدتر اینان برَنده تر. ثروت اینان بر موج تورم سوار است به همین سبب در امتداد منافعشان پیگیر وضعیتِ تورمی هستند. بقیه جامعه اما در یک خط افقی نزدیک به هم زیر خط فقر دست و پا میزنند. تقریباً طبقه معروف به بورژواها، خرده بورژواها، طبقه متوسط و زیر متوسط در سبک زندگی دچار همگرایی شده اند. روز به روز زندگی این طبقات بیشتر شبیه به هم می شوند. این روزها تعداد تولیدکننده‌ها و پیمانکارهایی که کارشان به ترمینال اتوبوس بین شهری برای مسافرت کشیده شده هر روز بیشتر می شود. اساساً شکل و تنوع مسافرت ها دارد شبیه به هم می شود. مخارج سنگین و بی افقی اقتصاد، طبقات نسبتاً دارا و متوسط روبه بالا را هم در خرج کردن محافظه کار کرده است. این محافظه کاری فقط جنبه روانی ندارد. واقعاً قدرت خرید آنان کم شده است و لذا سبد مصارفشان را بیشتر کنترل می کنند. هرچه به سوی طبقات پایین تر می رویم این فشار بیشتر هم می شود. هر روز یکی از ضروریات زندگی از سفره مردم کم می شود.
واضح است که اصلی ترین علل تورم در کشور ما تحریم است. کم شدن درآمد ارزی و لذا کم شدن عرضه ارز به طور طبیعی آن را گران می کند. اثر روانی تحریم و چشم انداز تار اقتصاد، تقاضای ارز را بیشتر می‌کند‌. لذا به طور مضاعف قیمت ارز افزایش می یابد. با این حال به جز تحریم اقتصاد ایران عناصر تورم ساز بسیاری دارد. فراموش نکنیم در آخرین روزهای پیش از تحریم بانکی-نفتی در اواخر دهه هشتاد، ما تورم بالای بیست و پنج درصد را هم تجربه کرده بودیم. در فراز نخست گفتیم که این تورم نافعان و حامیانی دارد. استمرار این تورم، این گروه را چاق تر و قدرتمندتر هم کرده است. می‌توان گفت ما اکنون با مافیای تورم مواجه هستیم. این مافیا سخت جان است. رفتار پیچیده دارد. نمی‌توان انتظار داشت با چهار اقدام بخشنامه ای و ساده آن را کنترل کرد. پیش تر نوشتم که بالای نود درصد اقتصاد ایران در دست دلالان و گرفتار مافیاها است. به عبارتی حاکمیت نظام بر کمتر از ده درصد اقتصاد می باشد. اگر دولت به قاعده رفتار کند و عملکرد مطلوبی هم داشته باشد، تازه ده درصد اقتصاد درست خواهد شد و همچنان نود درصد اقتصاد جولانگاه دلالان و مافیاها است.مه در آن بازنده نیستند. اقلیتی نیز در این تورم برنده اند. شوربختانه فرمان اقتصاد در دست همان اقلیت است. تورم برای اینان نردبان ارزش افزوده دارایی هایشان است. چراکه دارایی آنها غیر منقول و غیر ریالی است. بر این اساس، برنده تورم این گروه هستند؛ هرچه تورم شدیدتر اینان برَنده تر. ثروت اینان بر موج تورم سوار است به همین سبب در امتداد منافعشان پیگیر وضعیتِ تورمی هستند. بقیه جامعه اما در یک خط افقی نزدیک به هم زیر خط فقر دست و پا میزنند. تقریباً طبقه معروف به بورژواها، خرده بورژواها، طبقه متوسط و زیر متوسط در سبک زندگی دچار همگرایی شده اند. روز به روز زندگی این طبقات بیشتر شبیه به هم می شوند. این روزها تعداد تولیدکننده‌ها و پیمانکارهایی که کارشان به ترمینال اتوبوس بین شهری برای مسافرت کشیده شده هر روز بیشتر می شود. اساساً شکل و تنوع مسافرت ها دارد شبیه به هم می شود. مخارج سنگین و بی‌افقی اقتصاد، طبقات نسبتاً دارا و متوسط روبه بالا را هم در خرج کردن محافظه کار کرده است. این محافظه کاری فقط جنبه روانی ندارد. واقعاً قدرت خرید آنان کم شده است و لذا سبد مصارفشان را بیشتر کنترل می کنند. هرچه به سوی طبقات پایین تر می رویم این فشار بیشتر هم می شود. هر روز یکی از ضروریات زندگی از سفره مردم کم می شود.
واضح است که یکی اصلی ترین علل تورم در کشور ما تحریم است. کم شدن درآمد ارزی و لذا کم شدن عرضه ارز به طور طبیعی آن را گران می کند. اثر روانی تحریم و چشم انداز تار اقتصاد، تقاضای ارز را بیشتر می‌کند‌. لذا به طور مضاعف قیمت ارز افزایش می یابد. با این حال به جز تحریم اقتصاد ایران عناصر تورم ساز بسیاری دارد. فراموش نکنیم در آخرین روزهای پیش از تحریم بانکی-نفتی در اواخر دهه هشتاد، ما تورم بالای بیست و پنج درصد را هم تجربه کرده بودیم. در فراز نخست گفتیم که این تورم نافعان و حامیانی دارد. استمرار این تورم، این گروه را چاق تر و قدرتمندتر هم کرده است. می‌توان گفت ما اکنون با مافیای تورم مواجه هستیم. این مافیا سخت جان است. رفتار پیچیده دارد. نمی‌توان انتظار داشت با چهار اقدام بخشنامه ای و ساده آن را کنترل کرد. پیش تر نوشتم که بالای نود درصد اقتصاد ایران در دست دلالان و گرفتار مافیاها است. به عبارتی حاکمیت نظام بر کمتر از ده درصد اقتصاد می باشد. اگر دولت به قاعده رفتار کند و عملکرد مطلوبی هم داشته باشد، تازه ده درصد اقتصاد درست خواهد شد و همچنان نود درصد اقتصاد جولانگاه دلالان و مافیاها‌ است.خلاصه خیراین اقتصاد همواره به جیب سه الی چهار میلیون می‌باشد و دودش به چشم نودوپنج درصد جامعه است امروز قرمزی گونه این اقلیت از زردی گونه اون اکثریت می‌باشد.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام