سرمقاله

اقتصاد و روان و فرهنگ / آرین احمدی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • راهنمای خرید جوجه‌پز و کباب‌پز صنعتی؛ نکات مهم و ضروری
  • عیدی ویژه همراه اول به مناسبت عید فطر
  • هدیه ویژه ایرانسل برای عید سعید فطر
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 42816  |  صفحه ۷ | بازار و سرمایه  |  تاریخ: 02 اسفند 1403
    یک استاد روابط بین‌الملل ابعاد و پویش‌های ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی خلیج فارس را تحلیل کرد
    از شکاف تکنولوژیک تا لزوم ديپلماسي منطقه‌اي
    گروه بین الملل- مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت خارجه روز سه شنبه ۳۰ بهمن ماه میزبان هشتمین کنفرانس «تاریخ روابط خارجی ایران؛ سیاست خارجی ایران در خلیج فارس در گستره تاریخ» با حضور وزیر خارجه و جمعی از کارشناسان و اساتید کشورمان بود.
    در این نشست کیهان برزگر، استاد دانشگاه علوم و تحقيقات و تحلیل‌گر ارشد روابط بین‌الملل در سخنرانی خود با عنوان، «قدرت‌هاي خارجي، عامل ادغام يا شکاف در خليج فارس» به بررسی نقش قدرت‌های خارجی در منطقه خلیج فارس پرداخته و گفت، مساله مهم این است که واقعاً قدرت‌های خارجی در خلیج فارس چه اقداماتی انجام داده‌اند؟ باور عمومی این است که این قدرت‌ها با حضورشان در منطقه نوعي ادغام اقتصادي و رشد و توسعه ایجاد کرده‌اند. به عنوان مثال، اگر به کشورهایی نظیر امارات و عربستان سعودی توجه کنیم، می‌بینیم که این کشورها با سرعت زیادی در حال پیشرفت هستند و نقطه‌ای برای تبادل کالا، جذب سرمايه‌گذاري‌ها، تجارت، توريسم و کسب درآمد به حساب می‌آیند. در این میان هر چند که چنین روندی مثبت بوده و باید از آن حمایت کرد، اما در تصوير دوم همین قدرت‌های خارجی در مناطق دیگر خلیج فارس باعث بروز شکاف‌هایی شده‌اند. علت نیز این است که همکاري و دوستي با «دولت‌های تمدني» منطقه مانند ایران که رويکردهاي مستقل ارزشي و هويتي خود را دارند برای قدرت‌های خارجی جذابیت کمتری داشته است.
    تکنولوژي عامل شکاف
    این استاد روابط بین‌الملل در بخش دیگری از صحبت‌های خود ضمن بیان عوامل بروز شکاف در منطقه توضیح می‌دهد: اولین عامل، تکنولوژی است. بنظرم، تکنولوژی (به موازات ايجاد پيشرفت هاي اقتصادي) همزمان عامل ایجاد شکاف‌های جدي در منطقه بوده است. در حال حاضر، صدای شکاف بین جنوب و شمال خلیج فارس واضح است؛ جنوب پیشرفته و شمال به لحاظ تکنولوژیکی نسبتاً عقب افتاده است. واقعیت این است که تکنولوژی به کشورهای خاصی از سوی غرب منتقل می‌شود که بتوانند تحت هدايت و سلطه قدرت‌های غربی باقی بمانند. به واقع، تکنولوژی مهمترين ابزار سلطه غرب است. در این مورد شاهد هستیم که چگونه برای حفظ برتري تکنولوژیک در حال رقابت هستند و حتی برای آن می‌جنگند. به عنوان مثال، جنگ تجاری میان آمریکا و چین به نوعی نشانه‌ای از تلاش پکن برای افزایش قدرت تکنولوژیک خود است؛ امری که می‌تواند هژمونی آمریکا را به چالش بکشد.
    این تحلیل‌گر ارشد مسائل بین‌الملل در ادامه با اشاره به اینکه غربي ها تکنولوژی را به راحتي به دولت هاي تمدني انتقال نمي دهند، می‌افزاید: انتقال تکنولوژی از سوی غرب تنها به کشورهایی صورت می‌گیرد که در مدار سیاست‌های غربی‌ها هستند. من مخالف پیشرفت کشورهاي جنوب خليج فارس نیستم؛ به عنوان مثال، امارات متحده عربی موفق به رشد و ارتقاء خود شده و این موضوع قابل احترام است. اما در عین حال، توسعه نامتقارن از ناحیه عدم انتقال تکنولوژی به کشورهای دیگر رخ می‌دهد و این شکاف تکنولوژیکی ممکن است در آینده به منبع بی‌ثباتی تبدیل شود. در واقع نکته مهم این است که یک «ادغام نامتقارن اقتصادی» در خلیج فارس در حال شکل‌گیری بوده و این موضوع ممکن است که خود عاملی برای بروز شکاف‌های سیاسی و اقتصادی جديد در اين منطقه باشد.
    دکتر برزگر در ادامه خاطرنشان می‌کند: غرب از تکنولوژی به عنوان ابزاری برای سلطه خود استفاده می‌کند. تمدن غربی بر پایه تکنولوژی استوار است، در حالی که تمدن شرقی بر اصول ژئوپولیتیک، ارزش‌ها و هویت خود تکیه دارد. در این میان، تمدن غربی در تلاش است تا فشار بیشتری به تمدن‌های شرقی وارد آورد و با برتری تکنولوژيکي ضعف ژئوپولیتیکی خود را جبران کند. اگر به وضعیت فعلی روسیه در جنگ اوکراین توجه کنید، می‌بینید که این کشور به‌هیچ‌وجه شکست نخواهد خورد و در حقیقت، می‌توان گفت برنده جنگ است. کشورهای غربی به خوبي مي دانند که قادر به شکست روسيه نيستند، اما مي توانند با تحريم ها و تداوم جنگ فشار زیادی به روسيه وارد ‌کنند. اکنون ترامپ خواهان صلح در اوکراين است. به واقع، اين یک جنگ تکنولوژیک است. کشورهای غربی با تداوم جنگ اوکراین به دنبال حفظ برتری تکنولوژیک خود هستند.
    این استاد روابط بین‌الملل با اشاره به اینکه ما در آینده شاهد یک جنگ تکنولوژیک در مقابل جنگ‌های ژئوپلتيک خواهیم بود، تاکید می‌کند: غرب قطعاً واحدهای تکنولوژی خود را به کشورهای متحدش در منطقه ارسال خواهد کرد تا برتری خود را حفظ کند. به عنوان مثال در بحث تنش و تبادل موشکی اخیر میان ایران و رژیم صهیونیستی، آیا فکر می‌کنید رژیم اسرائیل بدون حمایت آمریکا می‌توانست چنین اقدامی کند؟ تکنولوژی آمریکایی به کمک آنها آمد تا این عمل انجام شود. آمریکا نه صرفا به خاطر اسرائیل، بلکه به خاطر حفظ سلطه و هژمونی تکنولوژيک خود در منطقه و جهان این کار را انجام داد. البته این وضعیت برای ما یک حسن هم داشت؛ زیرا نوعی از انسجام ملی را در مخالفت با تعرض رژیم اسرائیل به خاک مقدس ایران شکل داد و مهمتر افکار عمومي ايران را به موضوع بازدارندگي تهديد اسرائيل وارد کرد.
    توهمی به نام توازن قوا
    دکتر برزگر در بخش دیگری از صحبت‌های خود دومین عنصر شکاف را تأکید بر سیستم امنیتی «توازن قوا» در منطقه دانسته و گفت: غرب به دنبال برتری سیستم امنیتی مدنظر خود است؛ یعنی تأمین توازن در درون منطقه که این امر به کشورها اجازه می‌دهد یکدیگر را کنترل کرده و توازن قدرت را به اصطلاح حفظ کنند. در گذشته عراق این نقش را ایفا می‌کرد و اکنون عربستان سعودی با ارائه تکنولوژی برتر از جمله جنگنده هاي پيشرفته از سوي غرب به دنبال ایجاد تعادل توازن قوا با ایران است. زمانی هم اين بحث درباره ترکیه در برابر ايران و اکنون اسرائیل است. اما سيستم امنيتي توازن قوا با واقعیت‌های موجود در منطقه خلیج فارس سازگار نيست. در سایه همین توهم سیاست توازن قوا بود که رژيم بعثي عراق به ایران حمله کرد و یا مسابقه تسلیحاتی در منطقه به راه افتاد. هم‌اکنون نیز خطر انباشت تسلیحات وجود دارد که ممکن است منجر به یک شکاف جدی در منطقه شود.
    این استاد دانشگاه با تاکید بر این نکته که تأکید بر توازن قوا و تداوم رویکرد آمریکا در این خصوص با واقعیت‌های منطقه هماهنگ نیست، خاطرنشان کرد: استراتژیست‌های آمریکایی و اروپایی تأکید می‌کنند که کشورهاي قدرتمند منطقه باید قدرت یکدیگر را متعادل کنند تا امنیت و منافع آنها تامين شود، اما این رویکرد با واقعیت‌های پیچیده و متنوع منطقه سازگار نیست.
    سیاست متنوع‌سازی روابط خارجی سعودی‌ها
    این تحلیل‌گر ارشد روابط بین‌الملل همچنین با اشاره به اینکه عربستان سعودی در حال اجرای سیاست متنوع‌سازی روابط خود است، افزود: عربستان سعودي به اين درک رسيده که به‌جای انتخاب میان آمریکا و ایران یا آمریکا و چین، به‌طور همزمان با هر دو طرف روابط برقرار کند. در چارچوب این استراتژی است که سعودی‌ها امروز به روسیه‌ نزدیک‌تر شده‌اند و اکنون نیز ميزبان میانجی‌گری بين پوتین و ترامپ در مورد صلح اوکراين هستند. این روند نشان می‌دهد که سيستم توازن قوا نه تنها کارآمد نيست، بلکه عامل شکاف بين دولت هاي منطقه بود. اکنون خليج فارس در حال گذار به يک نظم جديد منطقه اي است که بازيگران اصلي آن قدرت هاي هستند.
    وی در ادامه با اشاره به اینکه توازن قوایی که غربی‌ها آن را تبلیغ می‌کنند، خود شکاف‌زا بوده و یک معمای امنیتی جدی را در درون منطقه به وجود آورده و با واقعیت‌های میدانی هماهنگ نیست، تاکید می‌کند: ما بارها در جلسات خود به این نکته پرداخته‌ایم که همکاری‌های منطقه‌ای بدون قدرت‌های خارجی، بهترین سناریو برای خليج فارس است. زیرا ما در حال حاضر سیستم امنیت جمعی به معنایی که غربی‌ها، آمریکایی‌ها، روس‌ها یا چینی‌ها دنبال آن هستند، نداریم. به عنوان مثال، روس‌ها بر این باورند که آنها هم باید بخشی از سیستم امنیتی دسته‌جمعی در منطقه باشند، اما سوال این است که چرا؟ البته در این میان لازم به ذکر است که موضوع امنیت جمعی سال‌هاست که در منطقه بسیار تبلیغ شده و در نهایت راه به جایی نیز نبرده است. یعنی در طول دو دهه گذشته، تمامی کنفرانس‌ها و تلاش‌ها در زمینه امنیت جمعی خلیج فارس نشان داده که ایجاد چنین سیستمی امنيت جمعي بين کشورهای منطقه به ‌سختی ممکن است. شکاف ها و رقابت هاي سياسي جدي بين کشورهاي عربي جنوب خليج فارس (بين سعودي و امارات، يا اين دو با قطر) وجود دارد که مانع از موفقيت چنين سيستمي مي شود. در نتیجه به‌جای این رویکرد، من معتقدم که باید بیشتر بر همکاری‌های دو یا سه‌جانبه تکیه کنیم تا بتوان امنیت را به‌صورت تدریجی و از پایین به بالا تقویت کرد. در واقع در چنین سیستمی هر کشوری نقش خود را ایفا می‌کند و از تجمیع نقش همه، امنیت دسته جمعی قابل حصول خواهد بود.
    وی در ادامه تصریح می‌کند: این همکاری‌های منطقه‌ای می‌تواند به نوعی شکل‌گیری امنیت دسته‌جمعی را به وجود آورد و نیازی به دخالت قدرت‌های خارجی هم نباشد. چه دلیلی دارد که آمریکا در منطقه خلیج فارس حضور داشته باشد؟ اگر نیروی دریایی یا سپاه در منطقه فعالیت می‌کند و به امریکایی ها تذکر می‌دهند این صرفا به معنای تهدید برای ناوگان آمریکا نیست، بلکه به‌منظور حفظ و بازگرداندن جایگاه تاریخی دولت تمدني ايران در منطقه خلیج فارس است.
    عامل سوم شکاف در منطقه
    کیهان برزگر در پایان سخنانش در این نشست گفت: عنصر سوم شکاف در منطقه شامل ورود عنصر جنگ و بحران، ائتلاف‌های ساختگی مثل ناتوی عربی و عادی‌سازی روابط اسرائیل و اعراب، و تشدید رقابت‌های مذهبی و قومی با ظهور گروههاي افراطي-تروريستي است. عواملی که باعث بروز افراط‌گرایی و بی‌اعتمادی در منطقه بزرگ‌تر خلیج فارس شده اند. در همین رابطه حضور آمریکا با به راه انداختن جنگ در افغانستان و عراق به تشدید شکاف ميان دولت ها و ملت ها منتهی شده است. زمانی که سیستم جنگ وارد یک منطقه می‌شود یک يا دو نسل را برای چند دهه درگیر خود می‌کند. در سوریه ما شاهد چنین وضعی خواهیم بود. درست است که فرد جدیدی جایگزین بشار اسد شده، اما مخالفان اسد که با اسم معارض شناخته می‌شوند از وضعیت به وجود آمده ناراحت هستند و از ابهام به وجود آمده در میدان کلافه شده‌اند.
    بنابراین بروز جنگ باعث شکاف‌های گسترده هم در درون کشورها و هم میان کشورها می‌شود. راه خروج از این شکاف، ایجاد و تقویت همکاری‌های منطقه‌ای و اعتمادسازی متقابل است. البته اکنون خوشبختانه عربستان سعودی رويکرد سياست خارجي متفاوتي در پيش پرفته و از محور بازدارندگي به اصطلاح تهديدات ايران به محور همکاري روي آورده و همزمان به این نتیجه رسیده که ارزش استراتژیک در این نیست که به آمریکا نزدیک شود، بلکه باید به تنوع در روابط خود و موازنه سازي منطقه اي و بين المللي بپردازد. سعودی‌ها از خود سوال می کنند که چرا باید میان آمریکا و چین، یا ایران و آمریکا یکی را انتخاب کنند در حالی که می‌توانند هر دو را با هم داشته باشد؟ در نتیجه این امر نشان‌دهنده جدیت بیشتری در دیپلماسی منطقه‌ای است که اکنون جای دیپلماسی قدرت‌های بزرگ را می‌گیرد.