کد خبر: 56305 | صفحه ۱۱ | ایران و جهان | تاریخ: 09 آذر 1404
سفر عراقچی به پاریس یخِ بنبست هستهای را میشکند؟
نجات دیپلماسی در وقتهای اضافه
با تشدید تنش میان ایران و ترویکای اروپایی پس از فعالسازی ماشه، سفر عباس عراقچی به پاریس تلاشی حسابشده برای حفظ کانالهای دیپلماتیک و سنجش آخرین ظرفیتهای گفتوگو ارزیابی میشود. در کنار دوگانه امید و بدبینی در تهران، شکاف عمیق بر سر برنامه هستهای، جنگ اوکراین و نقش بازدارنده اسرائیل و لابی صهیونیستی، موانع اصلی هرگونه گشایش سریعاند. ابتکار پاریس در عین حال تلاشی برای جلوگیری از تشدید بحران و آزمودن امکان جهش کیفی در روابط تهران و اروپا است.
به گزارش فرارو به نقل از الجزیره نت، در حالی که تنشها میان جمهوری اسلامی ایران و ترویکای اروپایی (شامل فرانسه، بریتانیا و آلمان) پس از فعالسازی سازوکار «ماشه» از سوی این سه کشور در چارچوب توافق هستهای ۲۰۱۵ رو به افزایش گذاشته، سفر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران به پاریس بیش از آنکه صرفاً یک دیدار تشریفاتی باشد، تلاشی حسابشده و محتاطانه برای حفظ و ترمیم باقیماندهٔ کانالهای گفتوگو و پلهای ارتباطی میان دو طرف است. اکنون پرسش کلیدی اینجاست که آیا این سفر میتواند شکافی هرچند محدود در دیوار یخزدهٔ پرونده هستهای تهران ایجاد کند؛ دیواری که در سالهای اخیر، روابط ایران با قدرتهای غربی را در وضعیتی از انجماد و بیاعتمادی عمیق فرو برده است.
نشست عراقچی در پاریس؛ آزمون آخرین ظرفیتهای دیپلماسی زیر سایه ماشه و تلآویو
در تلاشی که بیش از هر چیز به آزمایشی برای سنجش میزان اراده و آمادگی بازیگران ذینفع جهت یافتن یک «فضای ممکن» برای تفاهم میان دو طرف شباهت دارد، عباس عراقچی دو روز پیش، در روز چهارشنبه، با همتای فرانسوی خود ژاننوئل بارو دیدار کرد؛ نشستی که از زمان فعال شدن سازوکار «ماشه» در سپتامبر/اوت سال گذشته، نخستین ملاقات در این سطح میان ایران و یکی از اعضای ترویکای اروپایی به شمار میرود.
در تهران، بخشی از محافل سیاسی همچنان چشم به همان «پنجره باریک دیپلماتیک» دوختهاند و امیدوارند ابتکار پاریس بتواند مانعی در برابر تشدید هرچه بیشتر بحران ایجاد کند؛ اما در سوی دیگر، امیدهای گروهی دیگر زیر فشار مجموعهای از موانع ساختاری، بیاعتمادی انباشته و دگرگونیهای ناشی از اوجگیری تنشهای منطقهای، یکبهیک فرو میریزد. این دوگانه امید و بدبینی، خود بازتابی است از پیچیدگی مرحله کنونی و حساسیت پروندههای درهمتنیدهای که اکنون روی میز گفتوگوها در پاریس قرار دارد.
با آنکه بنا بر روایت تهران، دو طرف ایرانی و فرانسوی در این دیدار بر «ضرورت تداوم مشورتها برای رفع موانع و تسهیل روابط» به توافق رسیدهاند، نفس این سفر پرده از شکافی عمیق و ریشهای در مواضع دو کشور برداشت؛ شکافی که بهویژه در دو حوزه برنامه هستهای ایران و روند رو به تصاعد تنش در خاورمیانه بهروشنی نمایان شد.
در همین چارچوب، بیانیه پایانی صادرشده از سوی تهران بر انتقاد صریح عباس عراقچی از «عملکرد سه کشور اروپایی در شورای امنیت سازمان ملل و شورای حکام آژانس بینالمللی انرژی اتمی» انگشت گذاشت و او، ترویکای اروپایی را مستقیماً مسئول وضعیت بحرانی کنونی معرفی کرد. بهگزارش خبرگزاری رسمی ایرنا، هیئت ایرانی همچنین «نگرانی عمیق خود را از افزایش نقض حاکمیت قانون در سطح بینالمللی، تضعیف اصول اساسی منشور سازمان ملل متحد بهویژه در منطقه غرب آسیا و تداوم جنایتها و تجاوزهای کیان صهیونیستی علیه دو ملت فلسطین و لبنان و سایر کشورهای منطقه» ابراز کرده است.
در سوی دیگر ماجرا، عبدالرضا فرجیراد، سفیر پیشین ایران در نروژ یادآوری میکند که فرانسه همچنان رسماً به سیاست «غنیسازی صفر» برای ایران پایبند است؛ در حالی که تهران بر حق مسلم خود برای برخورداری از یک برنامه هستهای صلحآمیز تأکید میورزد. این تقابل، عملاً از وجود یک مانع اساسی و ریشهدار در مواضع دو طرف پرده برمیدارد؛ بهویژه در شرایطی که از یک سو تهران زیر فشارهای مداوم واشنگتن قرار دارد و از سوی دیگر، خود آمریکا مایل است دستکم در سطحی کنترلشده، کانال گفتوگو با ایران را باز نگه دارد.
بهگفته او، پرونده جنگ اوکراین و همکاری نظامی ایران با روسیه، همچون یکی از ابعاد پنهان و کمتر علنیشده، نقشی تعیینکننده در تشدید تنش میان تهران و پاریس ایفا میکند. فرجیراد توضیح میدهد که همزمان با رسیدن این پرونده به مرحلهای سرنوشتساز، برای فرانسه انگیزههای تازهای جهت برقراری تماس مستقیم با جمهوری اسلامی شکل گرفته است. با این همه، این تمایل بهمحض ورود به عرصه عمل، خیلی زود با مجموعهای از اختلافات بنیادی بر سر برنامه هستهای ایران مواجه میشود و عملاً راه هرگونه گشایش سریع و ملموس را مسدود میکند.
فرجیراد در ادامه به «عامل اسرائیلی» بهعنوان مانعی همیشگی در پسزمینه هر تلاش برای بهبود روابط ایران و غرب اشاره میکند؛ عاملی که بهگفته او همواره در کمین است تا هر تحرک دیپلماتیک را خنثی سازد. از نگاه او، تلآویو «سرسختترین مخالف» هر نوع گفتوگو میان قدرتهای غربی و تهران به شمار میآید و «لابی صهیونیستی» در کنار نهادهای امنیتی اسرائیل، از تمامی ابزارها و نفوذ خود در محافل سیاسی و رسانهای غرب برای ناکام گذاشتن هرگونه پیشرفت دیپلماتیک در قبال ایران بهره خواهد گرفت.
پاریس؛ جرقهای کوچک بر دیوارِ بزرگِ بنبست هستهای ایران و غرب
در مقابل، بخشی از افکار عمومی و طیفی از نخبگان سیاسی در ایران بر این باورند که با وجود همه این پیچیدگیها و موانع رویهمانباشته، گفتوگوهای پاریس همچنان تلاشی برای آزمودن امکان شکستن بنبست کنونی است. از نگاه آنان، هرچند نمیتوان این رایزنیها را بهمنزله یک «چرخش بزرگ» در مسیر دیپلماسی تعبیر کرد، اما میتوان از آن بهعنوان «جرقهای محتمل» یاد کرد؛ جرقهای که شاید پنجرهای باریک بهسوی افقی گستردهتر بگشاید.
در همین راستا، ابوالقاسم دلفی، سفیر پیشین ایران در فرانسه، تصمیم وزارت خارجه برای گشودن پنجرهای تازه به روی ترویکای اروپایی را «گامی جسورانه» در میانه دریایی متلاطم از صداهای مخالف توصیف میکند؛ مخالفانی که پس از فعال شدن سازوکار ماشه از سوی این کشورها و همسویی هرچه آشکارترشان با سیاستهای ایالات متحده، بر شدت انتقادها و مخالفت با هرگونه تلاش برای ترمیم پلهای ارتباطی با قدرتهای غربی افزودهاند.
دلفی در گفتوگو با «الجزیره نت»، با طرح پرسشهایی درباره پیامدهای تصمیم به قطع روابط و بستن کانالهای دیپلماتیک، نسبت به تبعات چنین رویکردی در شرایط پرتنش کنونی هشدار میدهد. او در فضایی که به تعبیرش نوعی بنبست بر دیپلماسی ایران تحمیل شده است، از سفر عباس عراقچی به پاریس بهعنوان تلاشی معنادار برای اثبات آمادگی ایران در جهت «ایجاد یک جهش کیفی» در مسیر کنونی یاد میکند؛ تلاشی که در عین حال، کوششی است برای مقابله با روایتی که برخی قدرتهای دشمن تلاش میکنند جا بیندازند مبنی بر اینکه «ایران تمایلی به مذاکره ندارد.»
بهگفته او، پرونده هستهای در مرکز اصلی گفتوگوهای عباس عراقچی در فرانسه قرار دارد؛ با این توضیح که در پسزمینه این مذاکرات، نوعی «آینده تحمیلی» برای ایران در حال ترسیم است؛ آیندهای که ترویکای اروپایی، واشنگتن و تلآویو تلاش می کنند آن را بر پایه تشدید مداوم فشارها بنا کنند تا حلوفصل این پرونده را به مأموریتی تقریباً ناممکن تبدیل کنند. از نگاه دلفی، زنجیرهای از قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل و تحریمهای بینالمللی، دور باطلی از تنشافزایی و رویارویی ایجاد کرده که در آن، هر گام تازه، صرفاً گام بعدی را سختتر و پرهزینهتر میسازد.
دلفی بر این باور است که انتخاب رویکردی سیاسی از سوی وزارت خارجه ایران برای مواجهه با این «دیوار بنبست»، در واقع کوششی است برای سنجش میزان جدیت و اراده اروپاییها پیش از آنکه بحران وارد مرحله تازهای از تشدید تنش شود؛ مرحلهای که عواقبش ممکن است برای هیچیک از طرفها خوشایند نباشد. او در عین تأکید بر محدودیتهای این مسیر، تصریح میکند که موفقیت گزینه دیپلماتیک میان تهران و پاریس، به توانایی فرانسه در متقاعد کردن شرکای اروپایی و آمریکایی خود گره خورده است.
در پرتو کشمکشها این پرسش در میان ناظران پررنگتر از گذشته مطرح میشود که آیا این دور از رایزنیها در پاریس توانایی شکستن بنبست موجود را دارد یا در نهایت باید آن را تنها یک ایستگاه دیگر در مسیر طولانی و فرساینده تشدید تنشها میان ایران و غرب تلقی کرد؟