صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • نگاهی به عملکرد «تابش تمدن» با ۳ معیار کلیدی
  • بیست و ششم بهمن، آغاز عملیات بارگیری جکت چهار پایه سکوی سرچاهی WHP-1 میدان مشترک با عربستان در کمتر از 18 ماه گذشته سه جکت رول آپ، سه جکت بارگیری و دو جکت نصب گردید
  • قیمت درب آکاردئونی – لیست قیمت به روز
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 57105  |  صفحه ۱  |  تاریخ: 25 آذر 1404
    نقدی بر سیاست‌های اقتصادی و راهبرد وفاق ملی در دولت چهاردهم / سعید پای بند
    در شرایط پیچیده اقتصادی و سیاسی ایران، یکی از مفاهیم پررنگی که توسط مسعود پزشکیان مطرح شده است، "وفاق ملی" است. دکتر پزشکیان در سخنرانی‌های خود بر این مسأله تأکید زیادی کرده، که مردم ایران به شعار وفاق ملی در انتخاب او رای داده‌اند و به‌عنوان یک راهبرد کلیدی در مسیر حل‌وفصل مشکلات کشور قرار گرفته است. اما پرسش اصلی این است که آیا این راهبرد، که به‌نظر می‌رسد بیشتر به یک مفهوم تکراری و شعارگونه تبدیل شده است، در عمل می‌تواند به بهبود وضعیت اقتصادی و اجتماعی ایران کمک کند؟ آیا رویکرد وفاق ملی در دولت پزشکیان واقعاً در راستای حل ناترازی‌های اقتصادی کشور قرار دارد یا اینکه این مسیر، به دلیل اشتباهات بنیادین در برنامه‌ریزی و اجرای سیاست‌ها، راهی به بن‌بست خواهد رسید؟
    مفهوم "وفاق ملی" به خودی خود یک ایده مثبت به نظر می‌رسد، چرا که می‌تواند به‌عنوان یک پتانسیل برای ایجاد همدلی و همکاری میان جناح‌های مختلف سیاسی و اجتماعی عمل کند. این شعار می‌تواند در شرایطی که کشور با موانع های جدی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی مواجه است، به‌عنوان یک پل ارتباطی میان اقشار مختلف جامعه و دولت عمل نماید. اما واقعیت این است که، به‌رغم تأکید مستمر دکتر پزشکیان بر وفاق ملی، در عمل شاهد هستیم که نه‌تنها این مفهوم در سیاست‌های اجرایی دولتش بازتاب پیدا نکرده، بلکه در بسیاری از موارد موجب تعمیق شکاف‌ها و نارضایتی‌ها در میان مردم و گروه‌های مختلف شده است.
    رئیس جمهور به‌جای تمرکز بر ایجاد یک فضای همدلی واقعی، به‌نظر می‌رسد بیشتر بر ایجاد هماهنگی در ظاهر و با تکیه بر تکرار شعارهای کلیشه‌ای از نوع وفاق ملی تأکید دارد. این در حالی است که در سیاست‌های اجرایی و برنامه‌های دولت، تناقضاتی مشهود است. به‌عنوان مثال، در حالی که تاکید بر وفاق ملی می‌شود، دولت به برخی از جناح‌های سیاسی و گروه‌های اجتماعی که مخالف برنامه‌های خاص دولت هستند، میدان بیشتری می‌دهد، و این مسئله به نارضایتی و گسست بیشتر در سطح جامعه منجر شده است.
    یکی از موضوعاتی که پزشکیان به‌طور مکرر درباره آن سخن گفته، "ناترازی‌های اقتصادی" است. این مفهوم به‌ویژه در حوزه‌های بودجه، تولید و توزیع ثروت در کشور مطرح است که به‌شدت بر زندگی مردم تأثیر می‌گذارد. اگرچه این مسأله به‌طور واضحی بیان شده است، اما آنچه که موجب نگرانی بیشتر می‌شود، عدم ارائه برنامه‌های عملی و واقع‌بینانه برای حل این ناترازی‌ها است. در دولت آقای پزشکیان، به‌نظر می‌رسد که بیشتر تمرکز بر روی ایده‌ها و راهکارهای کلی مانند وفاق ملی و همکاری بین جناح‌ها بوده است، در حالی که هیچ برنامه‌ریزی منسجم و قابل اجرایی برای مقابله با مشکلات اقتصادی ملموس کشور وجود ندارد.
    درواقع، در حالی که پزشکیان به‌طور مرتب بر لزوم وفاق میان گروه‌ها و جریان‌های مختلف تأکید می‌کند، عملاً این سیاست‌ها نه تنها منجر به بهبود وضعیت اقتصادی نمی‌شود، بلکه به‌جای کاهش ناترازی‌ها، موجب افزایش شکاف‌ها و نارضایتی‌های اقتصادی در بین مردم شده است. در واقع، شاهد آنیم که در دولت پزشکیان، به‌جای حل مسائل اقتصادی، فضای سیاسی به شدت قطبی شده و این امر باعث تضعیف اعتماد عمومی نسبت به دولت و عملکرد آن شده است.
    یکی از عواقب منفی سیاست‌های رئیس‌جمهور در مسیر وفاق ملی، این است که او به‌جای جلب حمایت دلسوزان واقعی و افراد کارشناس، به افرادی توجه کرده است که بیشتر به حفظ منافع شخصی یا جناحی خود می‌پردازند. این مسأله نه‌تنها به تضعیف کارآمدی دولت منجر شده، بلکه باعث شده که این حامیان واقعی و متعهد، که می‌توانستند به‌عنوان مشاوران و همکاران اجرایی مؤثر عمل کنند، از دولت فاصله بگیرند.
    این رویکرد در درازمدت به دولت آسیب خواهد زد، چرا که در شرایط کنونی کشور، نیاز به کارشناسان و افراد با تعهد به دولت و ملت بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. در عوض، دولت آقای پزشکیان در حال حاضر بیشتر با سیاست‌های ظاهری و ناتوانی در جلب حمایت‌های واقعی روبه‌روست. این امر نه تنها باعث کاهش محبوبیت دولت در میان مردم شده، بلکه وضعیت اقتصادی را تشدید کرده است.
    در شرایط کنونی، ایران به شدت نیازمند یک برنامه‌ریزی دقیق و مدون در زمینه‌های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است. در این راستا، تأکید بر وفاق ملی به‌عنوان یک شعار محوری باید با عمل همراه شود. با این حال، آنچه که در دولت مسعود پزشکیان مشاهده می‌شود، بیشتر یک رویکرد سطحی و به دور از برنامه‌ریزی استراتژیک است. این رویکرد نمی‌تواند در مواجهه با چالشهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشور مفید باشد.
    درواقع، برای بهبود وضعیت موجود، نیاز به یک تفکر جامع، تصمیم‌گیری‌های صحیح و یک تیم مدیریتی با تعهد و تخصص بالا وجود دارد. در دولت آقای پزشکیان، اما به‌نظر می‌رسد که به جای تمرکز بر ایجاد یک استراتژی مشخص و کارآمد برای رفع مشکلات اساسی کشور، بیشتر شاهد شعارهای تکراری و تصمیم‌گیری‌های پراکنده هستیم که در عمل هیچ خروجی مثبت و ملموسی نداشته است.
    در نهایت، باید اذعان کرد که سیاست‌های اقتصادی و اجتماعی دولت آقای پزشکیان با شعار «وفاق ملی» بیشتر به یک شعار تبدیل شده است تا یک برنامه اجرایی موثر. در شرایط کنونی، ایران نیازمند یک رویکرد جامع و متعهدانه است که در آن برنامه‌ریزی دقیق و مدون، همراه با هم‌افزایی واقعی میان جناح‌های مختلف و نیروهای متخصص، نقش داشته باشد. متأسفانه در دولت چهاردهم ، شاهد آن هستیم که این رویکرد نادیده گرفته شده و به جای آن، فضای سیاسی کشور بیشتر درگیر شعارهای تکراری و ناتوانی در اجرای برنامه‌های عملی است. در نتیجه، نه تنها وفاق ملی محقق نمی‌شود، بلکه این سیاست‌ها به افزایش شکاف‌ها و نارضایتی‌های داخلی منجر شده است.