کد خبر: 58635 | صفحه ۱ | تاریخ: 25 بهمن 1404
عاقبت جامعه بدون «میاندار»و «بدون چرا»!؟ / محمدعلی وکیلی
دراین وانفسایی شرایط اجتماعی و بحرانهای پی درپی و فوران خشم، آقای پزشکیان چندباری گفتهاند که آماده گفت و گو و شنیدن حرف معترضان هستند و حتی در شروع اعتراضات بازار وزیر کشور را به گفت و گو مأمور کردند . اما چرا موضع ایشان که احتمالاً از سر صداقت هم بوده کارساز نشد و همه کف خیابان را برای نمایش خواست خود انتخاب کردند؟
اگر بخواهم متناسب باشرایط امروز جامعه و رعایت اختصار پاسخ دهم؛ باید گفت جامعه ایران سالهاست از وجود گروههای واسط( که هم امین مردم و هم در ساحت قدرت کارساز باشند) محروم شده است .
همپای اتمیزه شدن قدرت، جامعه هم اتمیزه گردید .
هیچ حزب فراگیر و یا نهاد مردم بنیان شکل نگرفت و هیچ کدام از رجال سیاسی فرصت قد برکشیدن ملی نیافت.
مرجعیت رسانهای و حتی فکری به بیرون منتقل گردید .
هیچکدام از هشدارها درخصوص رویکردهای مخرب و غیرسازنده و انحصارطلبانه صداوسیما کارساز نیفتاد .
هیچ «میانداری »برای روزهای بحرانی باقی نماند . جامعه بدون«میاندار» به حال خود رها شد. منظور از میاندار واسط بین خشم خام وساختار قدرت، بین الان انفجاری و آینده عقلانی میباشد . حکمرانی کشور بدون اتصال به «میاندارها»به تصمیمات پشت درهای بسته و بدون پیوستهای اجتماعی و سنجش میزان تاب آوری، عادت کرد .
جامعه بیپناه و رها شده و ناامید و پر استرس، هر روز زیربار فشارهای معیشتی و ناکارآمدهای فراگیر و تبعیضات رایج پرخشم گردید .
فکر میکرد با وجود نهادهای چون مجلس به عنوان خانه ملت، صدایش شنیده میشود ولی شوربختانه با از کارافتادن نهاد مجلس، زمزمه همه شد «خود غلط بود آنچه میپنداشتیم »
مردم ناامید از شنیده شدن به مرور به پذیرش بی پایان هرچه را در نقطه مقابل شنیدند ومیشنوند روی آوردند .
اکنون بخشی ازمردم در مقابل حرفهای رسمی مقاومت نشان میدهند و در مقابل حرفهای غیر رسمی و شنیدههای اونورآبی بدون «چرا»شدهاند.
رویی آوری جوانان به شخصیتهای برکشیده شده و روایات اونورآبی با رویکرد بدون «چرا» وانکار روایتهای رسمی حکومت و مقامات، خود دست پخت راه طی شده و نتیجه عمل خودمانیها میباشد .
سالها رویکرد نهادهای فرهنگی و دلخواه حکومت وسبک صداوسیما ، تربیت شهروند بدون «چرا» بود وحال این بخش جامعه دیگر برای گفت و گو، گوش شنوا ندارد و به شهروند «پذیرش بی پایان» و بدون «چرا» در نقطه مقابل تبدیل شده است. شگفت انگیز است که شهروند ایرانی به جایی رسیده است که راه حل حمله خارجی را بدون «چرا» استقبال میکند. نتیجه آموزشهای بدون پشتوانه عقلانی و تربیتهای استدلال گریز چیزی به جز شکلگیری نسل عاصی بدون «چرا» نخواهد بود.