کد خبر: 59424 | صفحه ۱ | تاریخ: 23 فروردین 1405
نقوی حسینی:
دشمنان درخواست مذاکره دادند و شرایط ما را پذیرفتند
یک فعال سیاسی می گوید گلایه از قطعی اینترنت مطالبه ملت نبود بلکه مطالبه رسانه هایی مثل اینترنشنال بود؛ آنها میخواستند فضای مجازی را میدان مانور خودشان قرار دهند. وقتی با دشمنی طرف هستیم که بالاترین ردههای مدیریتی و مقام معظم رهبری ما را به شهادت رسانده و به دنبال گرا دادن برای پیدا کردن مراکز نظامی و دفاعی ماست، طبیعی است که هیچکس حاضر نیست فضای مجازی را در اختیار دشمن بگذارد.
در پی جنگ ۴۰ روزه ایران با اسرائیل و آمریکا، ایران دوران متفاوت و سرنوشتسازی را تجربه کرد. در این بازه زمانی، کشور نه فقط در جبهههای نظامی و پدافندی، بلکه در حوزه مدیریت بحرانهای داخلی، تامین معیشت و نبرد دیپلماتیک نیز با چالشهای بیسابقهای روبرو بود.
خبرآنلاین برای بررسی ابعاد مختلف عملکرد دولت و دستگاههای حاکمیتی در این دوران به سراغ سیدحسین نقوی حسینی، فعال سیاسی اصولگرا رفته است.
نقوی حسینی با تمجید از عملکرد دولت در تامین کالاهای اساسی و زیرساختها این دوران را نماد ابرقدرتی ایران و به زانو درآمدن دشمن دانست؛ به تعبیر او دشمن در باتلاق فرو رفته است.
این نماینده پیشین مجلس نقش محمدباقر قالیباف رئیس مجلس را در پیشبرد «جنگ مذاکره» کلیدی خواند و بر ایستادگی تا تحقق کامل شروط ایران تاکید کرد.
این فعال سیاسی همچنین می گوید گلایه از قطعی اینترنت مطالبه ملت نبود بلکه مطالبه رسانه هایی مثل اینترنشنال بود؛ به تعبیر او، آنها میخواستند فضای مجازی را میدان مانور خودشان قرار دهند. وقتی با دشمنی طرف هستیم که بالاترین ردههای مدیریتی و مقام معظم رهبری ما را به شهادت رسانده و به دنبال گرا دادن برای پیدا کردن مراکز نظامی و دفاعی ماست، طبیعی است که هیچکس حاضر نیست فضای مجازی را در اختیار دشمن بگذارد.
مشروح گفتوگوی خبرآنلاین با این فعال سیاسی را در ادامه بخوانید؛
* عملکرد دولت در جنگ ۴۰ روزه را چگونه ارزیابی می کنید؟
این دورانی که پشت سر گذاشتیم، انصافاً «دفاع مقدس سوم» بود که نشان داد جمهوری اسلامی یک ابرقدرت است و میتواند قدرتهای بزرگ جهانی را به زانو درآورد. این دفاع مقدس باعث شد قدرتهای مدعی، در مقابل مطالبات ملت ایران سر تسلیم فرود بیاورند. الحمدلله در این چهل و اندی روز، همه نهادها و دستگاهها پای کار آمدند. اما انصافاً ملت ایران میداندار اصلی بودند؛ یعنی میدان داخلی در اختیار مردم بود و نیروهای نظامی، انتظامی و امنیتی هم با تمام توان توانستند از عهده مأموریت مقابله با تجاوز و جنایات رژیم صهیونیستی و آمریکاییها برآیند.
دولت هم در قامت هماهنگکننده امور اجرایی در این دوره نقش بسیار مهمی داشت. معمولاً وقتی جنگی با این ابعاد از طرف قدرتهای مدعی رخ میدهد، در داخل کشور بحرانهایی اتفاق میافتد؛ کمبودهایی به وجود میآید و مردم نگران معیشت، کالاهای اساسی یا حوزه انرژی میشوند. نگرانی از اینکه دشمن آب، برق یا گاز را بزند همیشه وجود دارد، اما دولت انصافاً پای کار بود و اجازه نداد این نگرانیها مردم را اذیت کند یا آنها را دچار مخمصه و گرفتاری کند. کالاهای اساسی به وفور در فروشگاهها و بازار وجود داشت و موضوع انرژی به هیچ وجه مردم را اذیت نکرد؛ ارتباطات مستمر برقرار بود و آب، برق و گاز قطع نشد.
اگر دشمن زیرساختی را هدف قرار داد، مثلاً راهی قطع میشد نیروها پای کار بلافاصله میآمدند و ارتباط را برقرار میکردند. برای مثال وقتی ریل راهآهن تهران - مشهد مورد هدف قرار گرفت، دیدیم که بلافاصله دو روز بعد ترددها عادی شد چون سریع بازسازی کردند. حضور دولت در تأمین نیازها قابل تقدیر بود. از سوی دیگر، هماهنگی و یکپارچگی میان قوای مجریه، مقننه و قضاییه خودش یک موفقیت برای ملت و یک شکست برای دشمن بود. دشمن در این ۴۰ روز فقط یک صدا از ایران شنید و آن هم صدای مقاومت، مبارزه و سرکوب تجاوز بود. حتی در سطوح استانی و محلی هم شاهد بودم که فرماندارها، بخشدارها و استاندارها در کنار مردم و در اجتماعات حضور داشتند و به اجرای برنامهها کمک میکردند.
مردم دوست نداشتند پیشنهاد مذاکره از طرف ایران باشد
* شما ارزیابی مثبتی در خصوص عملکرد دولت داشتید؛ آیا نقطه ضعفی هم وجود داشت که مورد انتقاد باشد؟
به نظرم دولت و دستگاه دیپلماسی شاید نفس کارشان این بود که در کنار دفاع همه جانبه، دنبال راههای مذاکره و گفتگو هم باشند؛ اما مردم از این موضعگیریها خوششان نمیآمد. دوست نداشتند جمهوری اسلامی که مورد تجاوز واقع شده و حتی دوبار در حین مذاکرات مورد حمله قرار گرفته، مقامی از دولتش بیاید و صحبت از گفتگو بکند. این برای مردم خوشایند نبود. هرچند بقیه اقدامات خوب بود و حفظ یکپارچگی به عنوان یک اهرم موفقیتآمیز رعایت شد.