سرمقاله

راند سوم جنگ تحمیلی را هم جدی بگیریم / حسن لاسجردی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • حضور بانک سینا در جمع ۵ بانک برتر کشور برای دومین سال پیاپی
  • با تأیید بیمه مرکزی و حکم مدیرعامل شرکت؛ سید محمد علی عظیمی معاون فنی بیمه‌های اشخاص بیمه سرمد شد
  • انتصابات جدید در حوزه شبکه فروش و مبارزه با پولشویی در بیمه سرمد
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 59552  |  صفحه ۱  |  تاریخ: 01 اردیبهشت 1405
    زیرساخت‌ها؛ میدان نبرد خاموش / پارسا معقولی
    در هفته ‌های اخیر، تهدیدهایی از سوی ایالات متحده درباره هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی ایران مطرح شده است؛ این پرسش مطرح میشود که هدف دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا از تهدیدهایش برای هدف قرار دادن زیر ساخت ها در بحبوحه جنگ چه میتواند باشد؟
    تهدیدهایی که در نگاه نخست ممکن است در چارچوب یک رویارویی نظامی تفسیر شوند. اما پرسش مهم این است که آیا چنین اقداماتی صرفاً با منطق نظامی قابل توضیح‌اند، یا باید آن‌ها را بخشی از یک راهبرد گسترده‌تر اقتصادی و ژئوپلیتیکی دانست؟ و اینکه آیا در شرایط فعلی با رسیدن مرحله آتش بس نیز صلحی پایدار در انتظار ایران و منطقه است و ایران همچنان می تواند بازدارندگی خود را حفظ کند؟ و پرسش اصلی این است که آیا دولت ترامپ با به دست آوردن ذخایر اورانیوم ایران و نیز توافق با ایران برای توقف غنی سازی به موفقیت سیاسی دست پیدا می کند؟
    دونالد ترامپ رییس جمهور آمریکا در صفحه شخصی خود در تروث سوشیال در سوم و پنجم آوریل تهدید ها و اظهاراتی برای هدف قراردادن زیر ساختها مطرح کرد.
    بدیهی است که هدف قراردادن زیرساخت ها، خود به عنوان ابزاری جهت فشار در هر جنگی میتواند موثر باشد، اما واقعیت این است که زیرساخت‌های انرژی و اقتصادی، لزوماً اهدافی با کارکرد مستقیم نظامی نیستند. تخریب این زیرساخت‌ها، اگرچه می‌تواند اختلالاتی در کوتاه‌مدت ایجاد کند، اما به‌تنهایی تعیین‌کننده نتیجه یک درگیری نظامی نخواهد بود. با این حال، همین ویژگی باعث می‌شود این اهداف در سطحی فراتر از میدان نبرد معنا پیدا کنند
    ایران به‌عنوان کشوری برخوردار از منابع قابل توجه انرژی، در شرایط عادی قادر است از طریق صادرات این منابع، درآمد ارزی و ظرفیت‌های توسعه‌ای قابل توجهی ایجاد کند. این ظرفیت، در عین حال، یکی از پایه‌های قدرت چانه‌زنی اقتصادی کشور در تعاملات بین‌المللی به‌شمار می‌رود. در چنین بستری، هرگونه اختلال در زیرساخت‌های حیاتی می‌تواند پیامدهایی فراتر از یک ضربه کوتاه‌مدت داشته باشد.
    در تحلیل سناریوهای محتمل از یک درگیری گسترده، یکی از وضعیت‌های قابل تصور آن است که هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی می‌تواند پیامدهایی بسیار فراتر از یک ضربه نظامی کوتاه‌مدت داشته باشد. تخریب این زیرساخت‌ها ممکن است اقتصاد کشور هدف را برای مدتی طولانی دچار اختلال جدی کند، توان تولید و صادرات منابع طبیعی را کاهش دهد و دولت را ناچار سازد بخش بزرگی از ظرفیت خود را صرف بازسازی کند. در چنین شرایطی، کشوری که زیرساخت‌هایش آسیب دیده است برای تأمین منابع مالی و پیشبرد روند بازسازی با محدودیت‌های شدید مواجه می‌شود و همین امر می‌تواند موقعیت آن را در مذاکرات اقتصادی و سیاسی به‌طور محسوسی تضعیف کند.
    در سناریوی دیگر، این احتمال مطرح است که استراتژی آمریکا در جنگ با ایران مبتنی بر نابودسازی گسترده زیرساخت‌ها باشد؛ به‌گونه‌ای که ایران در وضعیت اقتصادی دشواری قرار گیرد و توان پاسخ‌گویی به نیازهای اساسی کشور کاهش یابد. با از بین رفتن زیرساخت‌ها، اولویت اصلی ایران بازسازی سریع و بازیابی امکان استفاده از منابع خود خواهد بود. در شرایطی که کشور به دلیل آسیب‌های گسترده، نه درآمد ارزی پایدار از فروش نفت دارد و نه توان پرداخت هزینه‌های بازسازی را، ممکن است ناچار شود برای تأمین منابع و بازگرداندن حداقلی از ثبات اقتصادی، به توافق‌هایی تن دهد که دامنه انتخاب‌هایش را محدود می‌کند و هزینه‌های سنگینی به همراه دارد. به گونه ای که آمریکا در ازای بازسازی زیر ساخت ها سهم زیادی از نفت ایران را با کمترین هزینه به دست آورد.
    در چنین فضایی، نقش و رفتار روسیه نیز می‌تواند معنادار باشد. از یک منظر، روسیه ممکن است با اتخاذ رویکردی صلح‌طلبانه تلاش کند از موقعیت خود به‌عنوان صادرکننده انرژی بهره ببرد؛ چرا که افزایش قیمت جهانی نفت در نتیجه درگیری می‌تواند بخشی از زیان‌های اقتصادی ناشی از جنگ اوکراین و تحریم‌های اعمال‌شده را جبران کند. لغو تحریم‌های آمریکا علیه روسیه در چنین مقطعی نیز می‌تواند شرایط بهتری برای اقتصاد این کشور فراهم کند. از سوی دیگر، اتخاذ موضع میانجی‌گرانه و تلاش برای حفظ صلح می‌تواند برای روسیه جنبه‌ای مشروعیت‌ساز داشته باشد؛ برگ برنده‌ای که در زمینه جنگ اوکراین نیز برای این کشور اهمیت خواهد داشت. افزون بر این، ایران در محاسبات روسیه شریکی راهبردی به شمار می‌رود و همین امر لزوم احتیاط و رویکردی متوازن را برای روسیه تقویت می‌کند. در شرایطی که آمریکا شروط ایران برای آتش‌بس را پذیرفته است، باید به این واقعیت اشاره کرد که برخلاف ادعاهای این کشور مبنی بر وادار کردن ایران به پذیرش توافق و آتش‌بس، خود آمریکا از برخی خواسته‌هایش عقب‌نشینی کرده است. تهدیدهای آمریکا برای هدف قرار دادن نیروگاه‌ها صرفاً با هدف بازگشایی تنگه هرمز مطرح می‌شد و بازگشایی تنگه می‌توانست مانع ادامه بمباران نیروگاه‌ها و زیرساخت‌ها شود. با این حال، ایران توانسته است بازگشایی تنگه را منوط به توقف کلیه حملات کند؛ موضوعی که می‌تواند یک دستاورد مهم برای ایران محسوب شود. ایران در شرایطی وارد آتش بس می‌شود؛ که پیشنهاد آتش بس از سوی این کشور پذیرفته شده است و نقش پاکستان به عنوان میانجیگر نقش موثر و پررنگی می باشد. این میانجیگری هم به دلیل پیوند ایدئولوژیکی_دینی با ایران و نیز قرار گرفتن در وضعیت تعارض حمایت از عربستان سعودی در برابر ایران با خط قرمز پاکستان یعنی پیوند عمیق با ایران می باشد. در صورت شکست مذاکرات ایران نیز می تواند با تکیه بر اهرم های فشار خود، خصوصا در رابطه با بسته نگه داشتن تنگه هرمز و نیز همکاری با محور مقاومت برای بستن آبراه ها توان پیروزی در این نبرد و شکست محاصره اقتصادی را به دست آورد. در خصوص پرسش آخر باید اشاره کرد که توافق باراک اوباما رییس جمهور پیشین آمریکا با ایران توافقی برای محدود کردن برنامه هسته ای ایران وکاهش میزان غنی سازی به سه درصد بود. که با این توافق آمریکا تحریم های ایران را برداشته است. اما طبق گفته های دونالد ترامپ ایران باید در توافق جدید با آمریکا باید برنامه موشکی، حمایت از نیابتی و موارد دیگر را لحاظ کند. و آنها را به طورکلی محدود یا ملغی کند. طبق اظهارات اخیر ترامپ پس از آتش بس ایران موافقت کرده که ذخایر اورانیوم را تحویل دهد و غنی سازی را متوقف کند. نه به ازای لغو تحریم ها بلکه به دلیل توافق برای پایان جنگ، که این خود میتواند دستاوردی برای دولت ترامپ باشد. چرا که پیش از این ایران با خروج آمریکا از برجام با شرایط دلخواه خود غنی سازی را ادامه می داد. اما اگر چنین توافقی که ترامپ گفته با ایران اجرایی شود ایران غنی سازی را متوقف کرده و بخاطر مواردی دیگر از جمله نیابتی و موشکی مورد تحریم قرار می گیرد.
    تهدید ها و اظهارات ترامپ درباره توافق گرچه تاکنون به دلیل آتش بس و توقف جنگ عملی نشده. اما این اظهارات خود گویای تلاش برای تغییر در نظم جهانی و عرف بین المللی می باشد.