کد خبر: 60103 | صفحه ۱ | تاریخ: 23 اردیبهشت 1405
نتانیاهو و شراکت تاکتیکی با ترامپ؛ از اقرار به شکست تا فریب افکار عمومی / سعید پای بند
اظهارات اخیر بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر رژیم اسرائیل، در برنامه «۶۰ دقیقه» شبکه سیبیاس را باید فراتر از یک مصاحبه ساده رسانهای تحلیل کرد. او که سالها با شعار «تهدید وجودی ایران» و وعده حمله قریبالوقوع، افکار عمومی اسرائیل و بخشی از جامعه بینالملل را مدیریت کرده، این بار با چاشنیای از «اقتدار گذشته» و همراهی با دونالد ترامپ، روایتی تازه را پیش کشیده است: «من و ترامپ میدانستیم سقوط ایران قطعی نیست.»
این جمله در نگاه اول، از زبان کسی که همواره بر طبل مداخله نظامی کوبیده، چند لایه معنایی دارد:
در طول دو دهه اختبار، نتانیاهو بارها در محافل امنیتی و رسانهای روایت کرده بود که «یک حمله محدود» میتواند نظام جمهوری اسلامی را به فروپاشی بکشاند. اما اکنون او با صراحت میگوید که خودش و همپیمانش میدانستهاند که «سقوط قطعی نیست». این یعنی اعتراف تلویحی به این واقعیت که گزینه نظامی، برخلاف هیاهوی تبلیغاتی، راهبردی بینتیجه و پرهزینه است. او با این حرف، درواقع ناکامی طرحهای گذشته خود را گردن سادگی دیگران یا سوءتفاهم رسانهها میاندازد.
طراحی صحنه برای فریب جدید
این اظهارات دقیقاً زمانی مطرح میشود که رژیم اسرائیل با چالشهای بیسابقهای در منطقه -از ناکامی در جنگ غزه تا فرسایشی شدن درگیری با محور مقاومت- مواجه است. در چنین شرایطی، نتانیاهو به مثابه یک «بازیگر خونآشام» که از بحران تغذیه میکند، به دنبال احیای اهرم «تهدید ایران» برای توجیه جنگی جدید یا پوشاندن ناکامیهایش است. او با بیان این جمله، میخواهد همزمان چند هدف را دنبال کند:
نشان دادن خویشتنداری گذشته خود در برابر شتابزدگی دیگران. تدارک افکار عمومی برای پذیرش «اقدامات محدود اما هدفمند» در آینده.
جلب حمایت جریانهای نومحافظهکار در آمریکا با نام ترامپ برای بازتعریف یک تهدید دروغین.
ابتذال تاکتیکی به نام عوامفروشی
نتانیاهو که این روزها در داخل اسرائیل صحنه اعتراضات گسترده و اتهامات فساد را تجربه میکند، نیاز مبرم به پروژهای دارد که افکار عمومی را به بیرون معطوف کند. او با این ادعا که «میدانستیم سقوط قطعی نیست» و کنار گذاشتن کلیدواژه «قطعیت نابودی»، سعی دارد چهرهای واقعبین و صاحباطلاعات از خود به نمایش بگذارد. اما حقیقت آن است که این همان دروغ بزرگ همیشگی است با لباسی جدید: نه او جنگی را میخواهد که تمامیت رژیمش را به خطر بیندازد و نه ترامپ هرگز ضمانت اجرایی برای «سقوط کشوری به وسعت ایران» فراهم میکرد.
جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر عمق راهبردی، توان نظامی بازدارنده و هماهنگی با جبهه مقاومت، نشان داده که فارغ از فراز و نشیب تحریمها، امنیت خود را با اتکا به درون میسازد. حرف نتانیاهو نه از سر دانش، که از سر نومیدی تاکتیکی از امتحان گزینههای گذشته است.
در یک کلام: اظهارات نخستوزیر رژیم اسرائیل را باید نه یک واقعبینی دیرهنگام، که یک حرکت حسابشده برای خروج از بنبست سیاسی،امنیتی خود با فروش «دود جدید به جای آتشافروزی» دانست. او و ترامپ «قطعاً» میدانستند که سقوط ایران قطعی نیست، اما «قطعاً» نمیخواهند منطقه به آرامش برسد؛ چراکه جنگ، تنها نفسگاه این سیاستمدار فرسوده و کودک کش است.