صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • حضور بانک سینا در جمع ۵ بانک برتر کشور برای دومین سال پیاپی
  • با تأیید بیمه مرکزی و حکم مدیرعامل شرکت؛ سید محمد علی عظیمی معاون فنی بیمه‌های اشخاص بیمه سرمد شد
  • انتصابات جدید در حوزه شبکه فروش و مبارزه با پولشویی در بیمه سرمد
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 60289  |  صفحه ۱  |  تاریخ: 29 اردیبهشت 1405
    آیا ریاض آمادگی ورود به یک «ساز و کار امنیتی منطقه‌ای» را با پذیرش قدرت ایران دارد؟
    دوراهی تعیین کننده سیاست خارجی عربستان سعودی
    روابط ایران و کشورهای جنوب خلیج فارس، به ویژه عربستان سعودی، در طول نیم قرن گذشته فراز و نشیب‌های بسیاری را پشت سر گذاشته‌است، اما همواره یک سؤال اساسی تعیین کننده روابط دو سوی خلیج فارس بود: آیا هر یک از دو طرف آمادگی دارند طرف مقابل را به شکلی که هست بپذیرند یا آنکه خواهان حذف یا تغییر بنیادین در ماهیت موجودیتی طرف مقابل هستند.
    به گزارش ایرنا، رؤیای تغییر ماهوی، در طول نیم قرن گذشته پویایی اصلی روابط نه چندان گرم دو سوی خلیج فارس بود اما به نظر می‌رسد پس از جنگ تحمیلی جاری اسرائیل و آمریکا علیه ایران، این چرخه به ویژه در سیاست خارجی عربستان سعودی در حال شکسته‌شدن است و از لابه‌لای خطوط مواضع حکومت عربستان، می‌توان آمادگی برای پذیرش ایران به عنوان یک همسایه را مشاهده کرد. برخی گزارش‌ها که اخیراً توسط رسانه‌ها منتشر شده‌است، نشان می‌دهد که عربستان سعودی در پی وارد شدن به یک فرآیند جدید تعامل با ایران در چارچوب امضای یک «پیمان عدم تعرض» است.
    هفته گذشته روزنامه فایننشیال تایمز در گزارشی نوشت: «عربستان سعودی در چارچوب گفتگو با متحدان خود درباره نحوه مدیریت تنش‌های منطقه‌ای پس از پایان جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران، ایده امضای یک «پیمان عدم تعرض» میان کشورهای خاورمیانه و ایران را مورد بحث قرار داده است.»
    به نوشته این روزنامه «ریاض فرآیند هلسینکی در دهه ۱۹۷۰ را که به کاهش تنش‌ها در اروپا در دوران جنگ سرد کمک کرد، به عنوان یک الگوی احتمالی مد نظر دارد. آن‌ها افزودند که این پیمان عدم تعرض، یکی از چندین ایده‌ای است که در حال حاضر مورد بررسی قرار دارد.»
    هر چند برخی از تحلیل‌گران سعودی این گزارش را همسو با دیدگاه پادشاهی تلقی کرده‌اند، اما «فیصل العباس» سردبیر نشریه «عرب نیوز» این گزارش را ناقص تلقی می‌کند و می‌نویسد که «هر چند ممکن است ریاض با چنین ایده‌ای موافق باشد، اما اینکه ادعا شود عربستان برای چنین توافقی فشار وارد می‌کند، درست نیست، بلکه چنین ایده‌ای صرفا یکی از ایده‌هایی است که ممکن است پادشاهی سعودی در مشورت با متحدانش بررسی کند.»
    شاید مهم‌ترین نکته در مورد این گزارش جدید این باشد که گزینه پذیرش ایران در چارچوب امنیت منطقه‌ای، انتخابی است که سعودی‌ها برای دهه‌ها از پذیرش آن سر باز زده‌اند. ریاض تمام راه‌های ممکن برای برطرف کردن ادراک تهدید امنیتی خود را پیموده‌ اما تمامی این مسیرها با ایده بنیادین حذف ایران گره خورده‌بودند. پذیرش همکاری منطقه‌ای با ایران، نقطه عطفی بنیادین در تاریخ سیاست‌های منطقه‌ای عربستان سعودی خواهد بود که دهه‌ها و حتی پیش از انقلاب اسلامی در ایران، ایده جدا کردن غرب آسیا به عرب و غیرعرب را دنبال می‌کرد.
    پذیرش ایده «ساز و کار امنیت منطقه‌ای» با حضور ایران از سوی عربستان سعودی چرخشی ۱۸۰ درجه‌ای نسبت به گزارش‌ها در مورد موضع این کشور پیش از جنگ علیه ایران است. درست یک ماه پیش از آغاز جنگ تحمیلی اسرائیل و آمریکا علیه ایران، خالد بن سلمان، وزیر دفاع و برادر ولیعهد عربستان سعودی، به گزارش رسانه‌ها، در سفر به واشنگتن، آمریکا را به حمله به ایران تشویق کرده‌بود. پایگاه خبری اکسیوس، زمستان گذشته در گزارشی ادعا کرد که «خالد بن سلمان» در سفر به آمریکا در مذاکرات خود تأکید کرده‌بود: «اگر رئیس‌جمهور ترامپ تهدیدات خود علیه ایران را عملی نکند، این رژیم در نهایت قوی‌تر خواهد شد.»
    جایگاه جدیدی برای عربستان در معادلات منطقه
    موضع عربستان در تشویق آمریکا به حمله به ایران، پس از آتش‌بس در جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل به موضع‌گیری جدیدی تبدیل شد که عصاره آن را می‌توان در یادداشت مهم «ترکی الفیصل» رئیس پیشین دستگاه اطلاعاتی عربستان سعودی در پایگاه خبری عرب نیوز مشاهده کرد. ترکی الفیصل با انتشار این یادداشت با عنوان «چگونه ولیعهد محمد بن سلمان موفق شد؟» نوشت: «پادشاهی عربستان در ابتدا تمام تلاش خود را برای پیشگیری از این جنگ به کار بست و سپس تلاش‌های فشرده‌ای را برای توقف و حل دیپلماتیک آن انجام داد.»
    به نظر می‌رسد که مشاهده نتایج اقدام نظامی آمریکا و اسرائیل و ناکامی آنها از شکست نظامی جمهوری اسلامی ایران، باعث شد تا عربستان سعودی در دیدگاه خود تجدیدنظر کند. سیاستی که با افشای اسناد مکاتبات دیپلماتیک آمریکا روشن شده‌بود از دو دهه پیش در دوران عبدالله بن عبدالعزیز، پادشاه پیشین عربستان سعودی دنبال می‌شد. در اسناد ویکی‌لیکس به تاریخ آوریل ۲۰۰۸ به نقل از عادل الجبیر، سفیر وقت عربستان در آمریکا (که بعدها به مقام وزارت خارجه رسید) آمده‌است که عبدالله بن عبدالعزیز دائم به آمریکا فشار وارد می‌کرد که «سر مار را بزند.»
    حالا ظاهرا مقاومت ایران در مقابل تجاوز نظامی مشترک دو قدرت اتمی، ریاض را به این نتیجه رساند که تکیه بر این سیاست چند دهه‌ای نتیجه‌بخش نخواهد بود. در چنین شرایطی، صداهای تازه‌ای از عربستان به گوش می‌رسد. ترکی الفیصل در یادداشت خود به شدت به افرادی که خواهان مشارکت عربستان در جنگ با ایران هستند حمله می‌کند و با عباراتی مانند «صداهای ناسازگار»، «وز وز مگس‌های شبکه‌های اجتماعی»، «معرکه‌گیران کوبنده بر طبل جن» و «تکبر و قار قار کردن» از مشوقان به جنگ علیه ایران انتقاد می‌کند.
    ترکی الفیصل با دفاع از آنچه تلاش‌های محمد بن سلمان برای کاهش تنش عنوان می‌کند، خطاب به منتقدان او می‌نویسد: «بگذار سگ‌ها با تمام وجود پارس کنند و دشمنانمان از شدت خشم انگشت به دندان بگزینند.»
    ترکی الفیصل به وضوح درسی را که ریاض از جنگ اخیر گرفت تشریح می‌کند: «اگر طرح اسرائیل برای برافروختن آتش جنگ میان ما و ایران موفق می‌شد، منطقه در کام نابودی و ویرانی فرو می‌رفت؛ هزاران تن از فرزندان و دختران ما در نبردی که هیچ سهم و نفعی در آن نداشتیم، از دست می‌رفتند و اسرائیل موفق می‌شد اراده خود را بر منطقه تحمیل کند و به عنوان تنها بازیگر در محیط پیرامونی ما باقی بماند.»
    اما صدای ترکی الفیصل تنها صدایی نیست که از ریاض به گوش می‌رسد. «فیصل العباس» سردبیر همان نشریه‌ای که یادداشت ترکی الفیصل را منتشر کرده‌است، با دیدگاهی افراطی‌تر در مورد ایران می‌نویسد. او با تکرار مواضع تندروانه یک دهه پیش عربستان سعودی در خصومت با برجام می‌نویسد: «اگر آمریکا یک دهه پیش، یعنی زمانی که رئیس‌جمهور باراک اوباما در حال مذاکره برای برجام بود، به هشدارهای ما گوش داده بود، امروز در این وضعیت قرار نداشتیم. اگر دولت او به توصیه‌های ما عمل کرده بود و علاوه بر غنی‌سازی هسته‌ای ایران، به موضوعات دیگری چون حمایت این کشور از شبه‌نظامیان نیابتی و برنامه موشک‌های بالستیک آن نیز پرداخته بود، می‌شد از بحران فعلی پیشگیری کرد.»
    این روزنامه‌نگار عربستانی هر چند گزارش «فایننشیال تایمز» در مورد احتمال بررسی یک پیمان عدم تعرض را رد نمی‌کند اما تأکید می‌کند این صرفاً پیشنهادی است که ریاض روی آن فکر کرده‌است و ابتدا باید با شرکای منطقه‌ای در مورد آن بحث شود. در عین حال او تأکید می‌کند که این پیشنهاد در حال حاضر اولویت نیست، بلکه اولویت اصلی برای پادشاهی سعودی پایان کامل جنگ و بازگشایی بی‌قید و شرط تنگه هرمز است.
    فیصل العباس در عین حال گزارش‌ها در مورد حملات ادعایی عربستان به خاک ایران در تلافی اقدامات دفاعی ایران علیه پایگاه‌های نظامی آمریکا در خاک عربستان را «باورپذیر» تلقی می‌کند، هر چند تأکید می‌کند که چنین حملاتی را نباید در چارچوب همکاری با جنگ آمریکا و اسرائیل تلقی کرد.
    ناامیدی از چتر امنیتی آمریکا
    ریاض در طول یک دهه گذشته تلاش‌های متعددی را برای تضعیف ایران در پیش گرفته‌بود. همزمان با امضای توافقنامه هسته‌ای میان ایران و ۶ قدرت جهانی، پادشاهی عربستان سعودی لابی گسترده‌ای را علیه ایران توافقنامه آغاز کرد. این لابی‌ها نهایتا با روی کار آمدن دونالد ترامپ در واشنگتن به نتیجه نشست و همسویی اسرائیل و عربستان سعودی علیه ایران باعث شد تا دونالد ترامپ، که خودش نیز منتقد برجام بود، از این توافق خارج شود و سیاست فشار حداکثری را علیه ایران در پیش بگیرد.
    برای بسیاری از تحلیل‌گران مسائل خاورمیانه تصمیم ترامپ در سپتامبر ۲۰۱۹ برای اجتناب از ورود به جنگ با ایران، نقطه عطفی اساسی در دیدگاه عربستان سعودی به چتر امنیتی ایالات متحده آمریکا بود. ریاض پس از این واقعه به این نتیجه عینی رسید که نمی‌تواند صرفاً بر آمریکا برای تأمین امنیت خود تکیه کند. تحول دیدگاه عربستان سعودی به سیاست خارجی در قبال ایران بعد از سال ۲۰۱۹ به صورت تدریجی رخ داد. آنچه به اعتقاد بسیاری از تحلیل‌گران برای ریاض روشن شده‌بود، این بود که نمی‌تواند صرفاً به چتر امنیتی آمریکا اتکا کند.
    تغییر پارادایم در سیاست خارجی عربستان؟
    گمانه‌زنی‌های رسانه‌ای در مورد سیاست خارجی عربستان سعودی را زمانی که در کنار برخی اظهارنظرهای مقام‌های با نفوذ پیشین و گزارش‌ها در مورد بی‌میلی عربستان سعودی برای مداخله مستقیم در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران قرار دهیم، می‌توان به این نتیجه رسید که آثار و نتایج جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، درسی تازه به سیاست خارجی عربستان داده‌باشد.
    عربستان سعودی که روزگاری به دنبال «زدن سر مار» بود و روزگاری از زبان وزیر خارجه وقتش «عادل الجبیر» تأکید می‌کرد برای حل و فصل مسائل امنیتی «خودش پشت فرمان نشسته‌است»، چند سالی است که تا حدودی به فرآیندهای دیپلماتیک و گفت‌وگو محور بازگشته‌است.
    این تغییر پارادایم تدریجی را می‌توان از گام‌های عملی که از سال ۲۰۲۲ به این سو برداشته‌شد، مشاهده کرد. نخست آتش‌بس موقت ۲۰۲۲ در جنگ یمن که به صورت بالفعل به یک آتش‌بس دائمی تبدیل شد و کمتر از دوازده ماه بعد توافق عادی‌سازی روابط با ایران با میانجی‌گری چین نشان‌دهنده تحول در دیدگاه سیاست خارجی عربستان بود.
    ائتلافی که از سال ۲۰۱۵ به این سو «محور سعودی-اماراتی» توصیف می‌شد، نزدیک به یک دهه با سیاست‌های تهاجمی و مداخله جویانه در سراسر منطقه، از غرب آسیا تا شمال و غرب آفریقا، به آتش‌افروزی و بحران‌آفرینی پرداخته‌بود، اما در طول ۳ سال گذشته به تدریج شکاف‌ها در این ائتلاف عیان شده‌است. تشدید رویارویی نظامی میان متحدان عربستان سعودی و امارات در جنوب یمن و اقدام عربستان به بمباران محموله‌های اماراتی در بنادر یمن، نشانه‌ای روشن از پایان این ائتلاف بود.