کد خبر: 60657 | صفحه ۱ | تاریخ: 24 خرداد 1405
دیپلماسی قوی از دل قدرت دفاعی زاده میشود / سعید پای بند
رفتار آمریکا در مذاکرات نه فقط غیرحرفهای، که ابزاری برای تضعیف اعتماد و تغییر قواعد بازی است. در نظام پیچیده روابط بینالملل، هیچ کشوری بدون پشتوانه بازدارندگی قادر به پیشبرد دیپلماسی مؤثر نیست. تجربه ایران نشان داده که هرگاه قدرت دفاعی در اوج بوده، دیپلماسی نیز توانسته امتیازات واقعی کسب کند. امروز، رفتار متناقض آمریکا به وضوح ثابت میکند که واشنگتن نه به دنبال تفاهم، بلکه به دنبال تحمیل شروط خود از طریق تضعیف اراده ایران است.
ایران همواره بر این اصل تأکید داشته که دیپلماسی فعال و قدرت بازدارنده مکمل یکدیگرند. در این نگاه، قدرت نظامی نه برای تهاجم، بلکه برای ایجاد فضای امن برای چانهزنی دیپلماتیک به کار میرود. در مقابل، دیپلماسی نیز مأموریت دارد تا دستاوردهای میدان را در قالب معاهدات و توافقات بینالمللی تثبیت کند. هرگونه خلأ در یکی از این دو حوزه، طرف مقابل را به زیادهخواهی تشویق میکند.
آسیب اصلی به روند مذاکرات، نه از اختلافات ذاتی، که از رفتار غیرقابل پیشبینی آمریکا نشأت میگیرد. واشنگتن طی ماههای اخیر الگویی تکراری را دنبال کرده است:
تغییر مطالبات در میانه مسیر افزایش مطالبات فراتر از چارچوبهای توافقشده، اعتماد را از بازی دیپلماتیک میزداید.
بدعهدی در مواردی مانند پایبندی به تعهدات مالی (مانند آزادسازی داراییها) یا تحریمهای جدید در حین مذاکره، نشان میدهد آمریکا قواعد حسننیت را رعایت نمیکند.
این رفتارها نه فقط غیرحرفهای، که نشان از بحران هویت در سیاست خارجی آمریکا دارد؛ جایی که اختلافات داخلی میان کاخ سفید، کنگره و لابیهای قدرت، یک سیاست منسجم را غیرممکن ساخته است.
در برابر این رویکرد شکننده، دستگاه دیپلماسی ایران هماهنگ با سایر ارکان حاکمیت نظامی، امنیتی و اقتصادی عمل میکند. این هماهنگی به مذاکرهکنندگان ایرانی این امکان را میدهد که از موضع عقبنشینی وارد مذاکره نشوند. در عمل، دیپلمات ایرانی میداند که در پشت میز مذاکره، بازدارندگی موشکی و امنیت منطقهای پشتوانه اوست. این دو ابزار (میدان و دیپلماسی) در خدمت تأمین منافع ملی تعریف میشوند، نه در تضاد با یکدیگر.
رفتار آمریکا نشان داده که این کشور به دنبال فرسایش زمان و کاهش هزینههای خود در مذاکرات است. در چنین شرایطی، بهترین پاسخ، دیپلماسی صبور اما هوشمند است که بدون خوشبینی به وعدههای واشنگتن، از مکانیسمهای حقوقی و فشارهای سیاسی استفاده کند.
قدرت دفاعی را نه به عنوان مانع، که به عنوان «تکمیلکننده ضروری» دیپلماسی به رسمیت بشناسد.
با تقویت هماهنگی درونی حاکمیت، اجازه ندهد اختلافافکنی رسانهای آمریکا، بین میدان و دیپلماسی فاصله بیندازد.
رفتار آمریکا به روند مذاکرات آسیب میزند، اما این آسیب زمانی تبدیل به تهدید جدی میشود که تصور کنیم دیپلماسی میتواند بدون پشتوانه دفاعی مؤثر باشد. ایران با درک این واقعیت، هم چتر دفاعی خود را قوی نگه داشته و هم درهای گفتگو را نبسته است. اما هر مذاکرهای نیازمند بستر اعتماد است؛ چیزی که واشنگتن با تناقضگوییهایش نابود میکند. در چنین فضایی، هوشمندی ایران در نگهداشتن تعادل میان دیپلماسی و قدرت دفاعی، تنها راه عبور از بحرانهای تحمیلی آمریکاست.