سرمقاله

وقتی «قطره خون شهید» همه چیز را پاک می‌کند… جز بدهی بانکی / محمد طولابی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • «تمدن» پیشگام تامین مالی ۳/۵ همتی پروژه قطار شهری اصفهان شد
  • جهش قابل توجه سرمد؛/ رشد ۱۴۰ درصدی فروش بیمه سرمد در بهار ۱۴۰۵
  • با حضور معاون اول رئیس جمهور و وزیر اقتصاد، مجوز تاسیس نخستین صندوق سرمایه گذاری ارزی به بانك ملت اعطا شد
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 60952  |  صفحه ۱  |  تاریخ: 02 تیر 1405
    وقتی «قطره خون شهید» همه چیز را پاک می‌کند… جز بدهی بانکی / محمد طولابی

    در این سرزمین، شهادت فقط یک واقعه نیست؛ یک ارزش قطعی و غیرقابل مناقشه است. نقطه‌ای که در آن، فرد از تمام محاسبات دنیوی جدا می‌شود و در نگاه جامعه به اوج احترام و قداست می‌رسد. اما در کنار این حقیقت پذیرفته‌شده، یک واقعیت تلخ و کاملاً زمینی وجود دارد که کمتر کسی حاضر است آن را با همان صراحت به زبان بیاورد: نظام بانکی، شهادت را نمی‌فهمد؛ فقط «بدهی» را می‌فهمد. در بسیاری از پرونده‌ها، تسهیلاتی که فرد در زمان حیات دریافت کرده، پس از شهادت دقیقاً با همان منطق قبل ادامه پیدا می‌کند؛ بدون کوچک‌ترین تغییر در ماهیت حقوقی یا انسانی آن. نتیجه روشن است: خانواده‌ای که در اوج سوگ و فشار روحی قرار دارد، ناگهان درگیر اقساط، اخطارها و پیگیری‌های بانکی می‌شود. در اینجا دیگر سخن از عدد و قرارداد ساده نیست؛ سخن از برخورد دو منطق کاملاً متفاوت است. منطق اول، شهادت را پایان همه تعلقات می‌داند؛ منطق دوم، حتی مرگ را هم توقف تعهد مالی تلقی نمی‌کند. بانک‌ها پشت واژه‌های آشنا پنهان می‌شوند: قرارداد، ضامن، تعهد، آیین‌نامه. اما پرسش اصلی دقیقاً همین‌جاست: آیا برای «شهادت» به‌عنوان یک وضعیت استثنایی ملی و اجتماعی، در این آیین‌نامه‌ها حتی یک سطر تعریف روشن وجود دارد؟ اگر وجود ندارد، باید صریح گفت: نظام تصمیم‌گیری مالی کشور در مواجهه با شهادت، دچار خلأ جدی و غیرقابل توجیه است. خلأیی که هزینه آن را خانواده‌هایی می‌پردازند که تازه از شوک فقدان خارج نشده‌اند. تلخ‌تر آنکه در برخی موارد، فشار بانکی حتی از سطح بدهی فرد فراتر رفته و به ضامن‌ها و حساب‌های وابسته نیز سرایت می‌کند؛ گویی سیستم، مرگ را پایان هیچ‌چیز نمی‌داند، جز مسئولیت عاطفی خانواده. اینجا دیگر مسئله «قانون» به‌تنهایی پاسخگو نیست؛ مسئله، فقدان یک سیاست شفاف و الزام‌آور برای مواجهه با مفهوم شهادت است. سیاستی که یا وجود ندارد، یا اگر دارد، در اجرا عملاً بی‌اثر شده است. سؤال روشن و صریح این است: چگونه ممکن است در کشوری که شهادت در بالاترین سطح ارزشی تعریف می‌شود، در پایین‌ترین سطح اجرایی یعنی بانک، هیچ ترجمه عملی و حمایتی برای آن وجود نداشته باشد؟ نتیجه همین تناقض است: در سطح شعار، همه چیز با خون شهید معنا پیدا می‌کند… اما در سطح سیستم، حتی آخرین ریال هم با منطق سخت مالی قابل مطالبه است. و این همان نقطه‌ای است که باید بی‌تعارف درباره‌اش پاسخ داده شود، نه توجیه. تحلیلگر و کارشناس جنگ