سرمقاله

میزبانی معنادار ریاض ‪/‬ سعید پای بند

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • عملکردی فراتر از انتظار در سالی پرچالش
  • بزرگترین تولیدی پوشاک زنانه در کجاست؟ کارخانه تولید پوشاک زنانه
  • بررسی دلایل رشد خرید قسطی مانتو اداری در میان کارمندان
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 62157  |  صفحه ۱ سیاست روز  |  تاریخ: 18 مر 1405
    میزبانی معنادار ریاض ‪/‬ سعید پای بند

    تحولات خاورمیانه بار دیگر به مرحله‌ای رسیده است که هر حرکت دیپلماتیک، فراتر از ظاهر تشریفاتی خود، حامل پیام‌هایی راهبردی و امنیتی است. از همین منظر، دعوت محمد بن‌سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، از نخست‌وزیر پاکستان، فرمانده ارتش پاکستان، رئیس‌جمهور ترکیه و شماری از رهبران کشورهای عربی را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک میزبانی سیاسی یا دیدارهای دوجانبه تفسیر کرد. این نشست، بیش از آنکه یک رویداد دیپلماتیک باشد، تلاشی هدفمند برای نمایش جایگاه جدید عربستان در هندسه قدرت منطقه‌ای است. این تحرک در شرایطی صورت می‌گیرد که منطقه همچنان در سایه روابط پرتنش تهران و واشنگتن قرار دارد. هرچند نشانه‌هایی از تلاش برای جلوگیری از تشدید بحران دیده می‌شود، اما موضوعاتی همچون امنیت خلیج فارس، آینده تنگه هرمز و نحوه مدیریت اختلافات ایران و آمریکا همچنان مهم‌ترین متغیرهای امنیتی غرب آسیا محسوب می‌شوند. در چنین فضایی، کشورهای منطقه نیز تلاش می‌کنند نقش خود را از «تماشاگر تحولات» به «بازیگر مؤثر در مدیریت بحران» ارتقا دهند. در این میان، عمان همچنان مهم‌ترین کانال سنتی گفت‌وگوهای غیرمستقیم میان تهران و واشنگتن به شمار می‌رود. تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که مسقط در بسیاری از مقاطع حساس، نقش پل ارتباطی میان دو طرف را بر عهده داشته است. در کنار عمان، قطر نیز طی سال‌های اخیر به یکی از بازیگران فعال در روند کاهش تنش میان ایران و آمریکا تبدیل شده است. دوحه با برخورداری از روابط نزدیک با واشنگتن و حفظ مناسبات سازنده با تهران، کوشیده است در انتقال پیام‌ها، تسهیل گفت‌وگوها و جلوگیری از گسترش بحران نقش‌آفرینی کند. در چنین شرایطی، عربستان سعودی نیز می‌کوشد جایگاه خود را در این معادله تثبیت کند. به بیان دیگر، اگر عمان نماد میانجی‌گری سنتی و قطر نماد دیپلماسی فعال در سال‌های اخیر بوده‌اند، ریاض اکنون در تلاش است این پیام را مخابره کند که هیچ معادله مهم امنیتی در خلیج فارس و خاورمیانه بدون نقش‌آفرینی عربستان قابل تحقق نیست. دعوت همزمان از پاکستان و ترکیه نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. پاکستان صرفاً یک شریک سنتی عربستان نیست؛ این کشور با برخورداری از توان نظامی قابل توجه، جایگاه ویژه در جهان اسلام و نفوذ در معادلات امنیتی منطقه، یکی از بازیگران اثرگذار به شمار می‌رود. حضور همزمان نخست‌وزیر و فرمانده ارتش پاکستان در ریاض نیز بیانگر آن است که گفت‌وگوها صرفاً جنبه سیاسی نداشته و ابعاد امنیتی و راهبردی نیز در دستور کار قرار دارد. ترکیه نیز به عنوان یکی از قدرت‌های مهم منطقه، با نفوذ سیاسی، نظامی و اقتصادی خود، بازیگری است که در بسیاری از پرونده‌های خاورمیانه حضوری تعیین‌کننده دارد. گردهم‌آوردن آنکارا، اسلام‌آباد و کشورهای عربی در ریاض، نشان‌دهنده تلاش محمد بن‌سلمان برای نمایش ظرفیت عربستان در ایجاد هماهنگی میان قدرت‌های اثرگذار جهان اسلام است. پیام این میزبانی را می‌توان در سه سطح مورد ارزیابی قرار داد. نخست، خطاب به ایالات متحده؛ اینکه ریاض می‌خواهد نشان دهد مدیریت بحران‌های خاورمیانه بدون هماهنگی با عربستان با دشواری روبه‌رو خواهد شد. دوم، خطاب به جمهوری اسلامی ایران؛ اینکه عربستان خواهان آن است که در هرگونه ترتیبات امنیتی آینده منطقه، جایگاهی محوری داشته باشد. و سوم، خطاب به سایر بازیگران منطقه؛ اینکه ریاض خود را آماده ایفای نقش «هماهنگ‌کننده» و «میانجی مؤثر» در تحولات پیش رو می‌داند. در همین چارچوب، برخی تحلیلگران بر این باورند که ولیعهد عربستان می‌کوشد این تصویر را نیز ارائه دهد که ریاض از ظرفیت تأثیرگذاری بر روند تصمیم‌گیری قدرت‌های بزرگ برخوردار است و می‌تواند در جلوگیری از تشدید بحران‌های منطقه‌ای نقشی مؤثر ایفا کند. فارغ از میزان درستی این برداشت، آنچه اهمیت دارد این است که عربستان در حال سرمایه‌گذاری بر تصویر یک قدرت مسئولیت‌پذیر و تأثیرگذار در مدیریت بحران‌های منطقه‌ای است. در عین حال، نباید این تحرکات را به معنای شکل‌گیری یک ائتلاف ضدایرانی تلقی کرد. تجربه سال‌های اخیر، به‌ویژه پس از ازسرگیری روابط تهران و ریاض، نشان داده است که عربستان بیش از هر زمان دیگری به دنبال کاهش هزینه‌های امنیتی و جلوگیری از گسترش تنش در منطقه است. تحقق پروژه‌های کلان اقتصادی و «چشم‌انداز ۲۰۳۰» بدون ثبات منطقه‌ای امکان‌پذیر نیست و همین واقعیت، سیاست خارجی ریاض را بیش از گذشته به سمت مدیریت بحران سوق داده است. از این منظر، سیاست محمد بن‌سلمان را می‌توان نوعی «دیپلماسی موازنه» توصیف کرد؛ راهبردی که در آن عربستان ضمن حفظ روابط راهبردی با آمریکا، همکاری با چین و روسیه را گسترش داده، مسیر گفت‌وگو با ایران را نیز باز نگه داشته و هم‌زمان در پی آن است که به کانون رایزنی‌های سیاسی و امنیتی جهان عرب و جهان اسلام تبدیل شود. بنابراین، میزبانی اخیر ریاض را باید حلقه‌ای از یک راهبرد بلندمدت دانست؛ راهبردی که هدف آن ارتقای جایگاه عربستان از یک قدرت سنتی نفتی به بازیگری تعیین‌کننده در معماری امنیتی و سیاسی خاورمیانه است. امروز رقابت اصلی در منطقه تنها بر سر قدرت نظامی نیست؛ بلکه بر سر توان میانجی‌گری، اجماع‌سازی و مدیریت بحران نیز جریان دارد. عمان، قطر و عربستان هر یک تلاش می‌کنند سهم بیشتری در این معادله به دست آورند، اما ریاض با این میزبانی پیام روشنی ارسال کرد: عربستان می‌خواهد نه فقط یکی از بازیگران صحنه، بلکه یکی از طراحان نظم آینده خاورمیانه باشد.