سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
گرچه در چیستی و كیستی خبرنگار روشنفکر، نظرات مختلف و متفاوتی وجود دارد، اما آنچه که مشخص است، او راضی به وضع موجود نیست و خواهان فضا و شرایطی بهتر و کم مسئله دارتر برای مردم، کشور و جهان پیرامونش است؛ لذا برای خود، مسئولیت و رسالتی بس ارزشمند، برای مردم و کشور خود و حتی ملت های دیگر قائل است؛ او نتنها منتقد آن دسته از رفتارهای غیر غیرقانونی ساختاری است، بلکه معترض بخشی از مردم خویش است که، نه در مدار قانون، بلکه حتی نظم توسعه گرا و اعتباری حاکم بر امنیت، فرهنگ، اقتصاد و سایر حوزه های زیستی جامعه را نیز، به چالش می کشند و هرج و مرج تولید می کنند. شاید عده ای، به واسطه «راحتی نظر»، دائم بنویسند و از نوشتار خود لذت ببرند، اما آنچه که محرک یک خبرنگار روشنفکر و دغدغه مند، در نوشتار و «مسئولیت پذیر» است، «ناراحتی فکر» نسبت به مسائل و مشکلات بلاوجه پیرامون خود است، که جایگاه و مرتبه بسیار والاتر و ارزشمندتری برای یک انسان معطوف به بلوغ فکری و اجتماعی دارد. خبرنگار(یا روزنامهنگار) روشنفکر هزاره سوم، مستقل اندیشیدن، در قیمومیت دیگران نبودن، به بلوغ فكری رسیدن و اصلاح گر شرایط موجود بودن را، بخش جدایی ناپذیری از حیثیت و آزادگی خود می داند؛ تا نتنها غرض ورزی نسبت به دیگری نداشته باشد، بلکه انصاف و عدالت جویی، همواره سایبان نظر و قضاوتش نسبت به پیرامونش باشد؛ وگرنه، بجای محرک یک گفتمان انتقادی در جامعه بودن، همچون قلمی برای پر کزدن صفحات سفید روبه روی خود خواهد بود، بدون اینکه تاملی در ذهن ها و تغییری در نظرها بیافریند. لذا خبرنگار روشنفکر، گاهی در برابر قدرت، از واقعیت موجود جامعه دفاع میکند، که می تواند برای یک ملت، همچون هوایی برای تنفس باشد و گاهی نیز، در روشنگری مردم، با حقیقت قدرتی همراه می شود، که برای حکمرانی خوب، همچون آب حیات است. پس آنچه که شاخصهی ذاتی یک خبرنگار و روشنفکر رسانه ای است، احساس «خیر عمومی» داشتن، تحریر «واقعیت و حقیقت » و همچنین تقلیل رنج و مرارت جهان پیرامون و نه «خود» است؛ چون او نمیتواند بیمسئولیت و فاقد تعهداخلاقی نسبت به سرنوشت مردم و کشورش و همچنین جهان پیرامونش ادامه حیات دهد و از ناراحتی فکر، متحمل رنج نگردد. شاید «راحتی نظر» و لذت بردن ، در همراهی با رفتارهای متحجر، گفتارهای دروغ یا دم دستی و همچنین ذهنیتهای بی فایده از سوی برخی از افراد یا طیفی سودجو از جامعه یا قدرت باشد؛ اما «ناراحتی فکر»، او را به نقدی روشن، استدلالی منطقی و چالشگری مسئول بدل می کند؛ چون با آن دسته از گفتمانهای متداول و مبتذل جامعه، هیچگاه خود را، حتی به قیمت «منفعت شخصی»، همراه نمی کند؛ تا مردم را به آنچه «شور و شعور و آگاهی» گفته می شود، تلنگری بخشیده و زندگی روزمره و حیات اجتماعی آنها را، در راستای تحقق حقوق عامه و توسعه همه جانبه، به فعلیت در آورد؛ چون او، متفاوت از دیگران است.