سرمقاله

امنیت اقتصادی؛ جبهه‌ای که نباید از آن غافل شد ‪/‬ سعید پای‌بند

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • تقویت هم‌افزایی بیمه سرمد و بانک صادرات ایران در چهارمحال و بختیاری؛ تأکید بر حفظ و ارتقای کیفیت خدمات در بازدید میدانی مدیران بیمه سرمد
  • در ادامه دیدار صمیمانه مدیرعامل بیمه دانا با همکاران و نمایندگان شعب استان‌ها بررسی برنامه‌ها و ارزیابی عملكرد شعب استان آذربایجان شرقی
  • بانک سینا در جمع برترین‌‌های نظام بانکی از نگاه مشتریان
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 62558  |  صفحه ۱ سیاست روز  |  تاریخ: 01 شه‍ 1405
    امنیت اقتصادی؛ جبهه‌ای که نباید از آن غافل شد ‪/‬ سعید پای‌بند

    جنگ همیشه با صدای موشک و هواپیما آغاز نمی‌شود. گاهی جنگ، بی‌صداست؛ نه آژیر دارد، نه دود و آتش، اما می‌تواند سفره مردم، ارزش پول ملی، سرمایه‌گذاری، اشتغال و امید اجتماعی را هدف قرار دهد. امروز، اگر تحولات اخیر را کنار هم بگذاریم، نشانه‌های ورود تقابل ایران و آمریکا به مرحله‌ای تازه و پیچیده‌تر را می‌توان مشاهده کرد؛ مرحله‌ای که در آن اقتصاد، معیشت و امنیت روانی جامعه، به یکی از مهم‌ترین میدان‌های رویارویی تبدیل شده است. در ماه‌های گذشته، پس از درگیری‌های نظامی و آنچه در ایران از آن به عنوان جنگ ۱۲ روزه، جنگ رمضان و دور تازه درگیری‌ها یاد می‌شود، اکنون فشار اقتصادی واشنگتن آشکارتر از گذشته شده است. گزارش‌های اخیر از تشدید تحریم‌ها و تلاش آمریکا برای محدود کردن تجارت، درآمدهای نفتی و شبکه‌های مالی ایران حکایت دارد و مقام‌های آمریکایی نیز فشار اقتصادی را ابزار اصلی خود در مرحله جدید معرفی کرده‌اند. این واقعیت را نباید دست‌کم گرفت. ایران در میدان نظامی طی دهه‌های گذشته نشان داده است که می‌تواند در برابر فشار خارجی ایستادگی کند. در جنگ‌های اخیر نیز، فارغ از روایت‌های متفاوتی که درباره اهداف و نتایج عملیات نظامی دو طرف وجود دارد، یک واقعیت روشن است: محاسبات مربوط به توان دفاعی و ظرفیت بازدارندگی ایران، برای دشمن آن‌گونه که تصور می‌شد ساده و کم‌هزینه نبوده است. رسانه‌های بزرگ جهانی نیز اکنون از تغییر تمرکز واشنگتن از گزینه‌های نظامی به فشار اقتصادی سخن می‌گویند. اما اینجا دقیقاً همان نقطه‌ای است که باید هوشیارتر باشیم. نباید تصور کرد چون در میدان نظامی دست بالا وجود دارد، در میدان اقتصاد نیز خودبه‌خود پیروز خواهیم شد. موشک را می‌توان با پدافند پاسخ داد؛ اما تورم را نمی‌توان با شعار متوقف کرد. تحریم را نمی‌توان با بیانیه خنثی کرد. کاهش قدرت خرید مردم را نمی‌توان با توصیه به صبر درمان کرد.و نااطمینانی اقتصادی را نمی‌توان با تصمیم‌های مقطعی و متناقض از بین برد. امنیت ملی بدون امنیت اقتصادی، کامل نیست. امروز بیش از هر زمان دیگری باید مفهوم امنیت اقتصادی را از یک اصطلاح کارشناسی به یک راهبرد ملی تبدیل کرد. امنیت اقتصادی یعنی مردم بدانند فردا قیمت کالاهای اساسی چه وضعی خواهد داشت؛ کارگر نگران از دست رفتن شغلش نباشد؛ تولیدکننده بتواند برای ماه آینده برنامه‌ریزی کند؛ سرمایه‌گذار از تصمیم‌های ناگهانی فرار نکند؛ کشاورز بازار محصولش را بشناسد و خانواده ایرانی مطمئن باشد که فشار خارجی قرار نیست مستقیماً به سفره او منتقل شود. دشمن اگر نتواند از مسیر نظامی به هدف خود برسد، طبیعی است که به دنبال مسیرهای دیگر برود. امروز نیز گزارش‌های متعدد از تلاش آمریکا برای تشدید فشار اقتصادی و منزوی کردن اقتصاد ایران منتشر شده است. بنابراین، مقاومت اقتصادی نباید صرفاً به معنای تحمل فشار باشد؛ بلکه باید به معنای مدیریت هوشمندانه فشار و تبدیل تهدید به فرصت باشد. دولت باید اتاق جنگ اقتصادی داشته باشد اکنون زمان تصمیم‌های پراکنده و جزیره‌ای نیست. کشور به یک فرماندهی اقتصادی منسجم، متخصص و چابک نیاز دارد؛ نه برای آنکه اقتصاد را امنیتی کرد، بلکه برای آنکه در شرایط جنگ اقتصادی، تصمیم‌گیری اقتصادی از انسجام و سرعت لازم برخوردار باشد. دولت باید سه افق مشخص را همزمان روی میز بگذارد: اول؛ برنامه فوری و کوتاه‌مدت: حفاظت از سفره مردم، کنترل بازار کالاهای اساسی، جلوگیری از جهش‌های غیرمنطقی قیمت‌ها، تأمین دارو و مواد اولیه، مدیریت بازار ارز و جلوگیری از شکل‌گیری موج‌های روانی و سفته‌بازانه. دوم؛ برنامه میان‌مدت: تقویت تولید داخلی، تسهیل تجارت با کشورهای همسایه، فعال‌سازی ظرفیت بخش خصوصی، کاهش وابستگی بودجه به درآمدهای ناپایدار، توسعه پیمان‌های پولی و افزایش مسیرهای صادراتی. سوم؛ برنامه بلندمدت: بازسازی ساختار اقتصاد، اصلاح نظام بانکی و مالیاتی، افزایش بهره‌وری، کاهش وابستگی به نفت، توسعه اقتصاد دیجیتال، سرمایه‌گذاری در فناوری و ایجاد محیطی که سرمایه ایرانی به جای خروج از کشور، در داخل به کار گرفته شود. این همان نقطه‌ای است که امنیت ملی و توسعه اقتصادی به یکدیگر می‌رسند. یک اصل بسیار مهم نباید فراموش شود: در جنگ اقتصادی، مردم خط مقدم‌اند اما نباید قربانی خط مقدم باشند. اگر قرار است کشور در برابر فشار خارجی ایستادگی کند، باید پشتوانه اجتماعی این ایستادگی نیز حفظ شود. مردم زمانی در کنار سیاست‌های ملی می‌ایستند که احساس کنند دولت نیز در کنار آنها ایستاده است. نمی‌توان از جامعه انتظار داشت فشارهای خارجی را تحمل کند، اما همزمان شاهد افزایش بی‌ضابطه قیمت‌ها، کاهش قدرت خرید، تبعیض، رانت، فرار سرمایه و تصمیم‌های غیرقابل پیش‌بینی باشد. امنیت اقتصادی یعنی دولت قبل از آنکه مردم را به مقاومت اقتصادی دعوت کند، خودش اصلاحات اقتصادی را از درون آغاز کند. در این میان، نباید اقتصاد و دیپلماسی را از یکدیگر جدا کرد. اگر دشمن قصد دارد با فشار اقتصادی ایران را به میز مذاکره بکشاند، پاسخ هوشمندانه الزاماً ترک میز مذاکره نیست؛ بلکه باید میزان آسیب‌پذیری اقتصاد ایران را کاهش داد تا مذاکره از موضع اضطرار انجام نشود. دیپلماسی اقتصادی با کشورهای همسایه، چین، روسیه، هند و دیگر شرکای تجاری، استفاده از ارزهای ملی در مبادلات، توسعه مسیرهای ترانزیتی، گسترش صادرات غیرنفتی و کاهش وابستگی به کانال‌های مالی تحت کنترل آمریکا، باید به یک پروژه مستمر ملی تبدیل شود. حتی در اظهارات اخیر مقام‌های ایرانی نیز بر پیوند میان توسعه اقتصادی و امنیت ملی و استفاده بیشتر از ارزهای ملی در تجارت تأکید شده است. در نهایت باید به یک حقیقت بزرگ‌تر توجه کنیم: مهم‌ترین سرمایه ایران، نه نفت است، نه طلا و نه ارز؛ سرمایه اصلی کشور، مردم هستند. اگر مردم احساس امنیت کنند، امید داشته باشند و بدانند که دولت برای فردای آنها برنامه دارد، تحریم نمی‌تواند به‌سادگی جامعه را از درون فرسوده کند. اما اگر ناامیدی، بی‌اعتمادی و احساس بی‌پناهی اقتصادی گسترش پیدا کند، دشمن برای فشار آوردن دیگر نیازی به شلیک گلوله ندارد. از همین رو، امروز بیش از هر زمان دیگری باید میان قدرت دفاعی، قدرت اقتصادی و قدرت اجتماعی یک پیوند واقعی ایجاد کنیم. ما باید همان‌گونه که برای دفاع از آسمان کشور برنامه داریم، برای دفاع از سفره مردم نیز برنامه داشته باشیم؛ همان‌گونه که برای مقابله با تهدید نظامی سناریوهای مختلف طراحی می‌شود، برای تحریم، شوک ارزی، اختلال در تجارت، کاهش درآمدهای نفتی و فشار بر تولید نیز باید سناریوهای دقیق و عملیاتی داشته باشیم. کشوری که در میدان نظامی از خود دفاع می‌کند اما اجازه می‌دهد اقتصادش گرفتار بی‌برنامگی، تصمیم‌های متناقض، و فرسایش سرمایه اجتماعی شود، بخشی از ظرفیت مقاومت خود را از دست می‌دهد. امروز وقت آن است که دولت، مجلس، بخش خصوصی، کارشناسان اقتصادی و همه ارکان حاکمیت، با کنار گذاشتن اختلافات فرعی، حول یک هدف مشترک جمع شوند: حفظ قدرت خرید مردم، حفظ تولید، حفظ اشتغال و حفظ امید جامعه. دشمن ممکن است میدان جنگ را تغییر دهد؛ از آسمان به دریا، از موشک به تحریم و از حمله نظامی به محاصره اقتصادی. اما پاسخ ما نیز باید متناسب با میدان تغییر کند. امروز دفاع از ایران فقط دفاع از مرزها نیست؛ دفاع از پول ملی، تولید ملی، سفره مردم، سرمایه ایرانی و امید ایرانی نیز بخشی از دفاع از ایران است. و این همان جبهه‌ای است که اگر درست، علمی، متحد و مردم‌محور مدیریت شود، می‌تواند تهدید اقتصادی را به فرصتی برای بازسازی اقتصاد ملی تبدیل کند. امنیت اقتصادی، خط مقدم جدید امنیت ملی ایران است؛ و این جبهه، بیش از هر چیز به فرماندهی عقلانیت، برنامه و اعتماد مردم نیاز دارد.