سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
کمتر رابطهای میان کشورهای شمال و جنوب خلیجفارس در طول نیمقرن اخیر به اندازه روابط ایرن و عمان از ثبات و استمرار و نگاه استراتژیک و توسعهگرا برخوردار بوده است. گرچه ژئوپلتیک دو سرزمین تفاوتهای اساسی با یکدیگر نشان میدهند اما عوامل متعددی سبب شده است که این دو کشور نه فقط همسایه، که در طول دههها و حتی در بحرانیترین دورههای منطقه، هرگز روابط دیپلماتیک خود را قطع نکنند. بذر اعتماد میان تهران و مسقط گرچه به نبرد ظفار و حمایت ایران از سلطان عمان باز میگردد اما پس از پیروزی انقلاب اسلامی مردم ایران، مسقط از معدود پایتختهایی بود که به خواست ایرانیان در تغییر رژیم سیاسی خود احترام گذاشت و روابط خود را تهران را در مسیر تجاری و دیپلماتیک ادامه داد. آنگونه که بعدها به مهمترین میانجی مورد تایید جمهوری اسلامی ایران در روابطش با آمریکا تبدیل شد. سطح اعتماد بیسابقه سبب شد که تهران چه سال ۱۳۹۱ و در جریان گفتوگوهای محرمانه با آمریکا درباره پرونده هستهای خود و چه پیش از جنگ ۴۰ روزه در اسفند ماه ۱۴۰۴، مسقط را به عنوان میانجی و میزبان اصلی گفتوگوها و مذاکرات خود با ایالات متحده آمریکا انتخاب کرد. در آستانه جنگ رمضان، وقتی موضوع میزبانی دور تازهای از مذاکرات هستهای ایران و آمریکا مطرح و گزینههایی از ترکیه و قطر تا کشورهای اروپایی برای میزبانی اعلام آمادگی کرده بودند؛ ایران بار دیگر عمان را بهعنوان میزبان انتخاب کرد و ترجیح داد، گفتوگوها را با میانجیگری وزیر خارجه عمان پیگیری کند؛ نشانهای صریح از میزان اعتماد تهران به بیطرفی و صداقت میانجیگری مسقط. شاید به دلیل همین اعتماد بود که بدر البوسعیدی پس از پایان دور آخر گفتوگوهای پیش از جنگ، به واشنگتن سفر کرد تا بر حسننیت ایران تاکید کند و پس از آغاز جنگ هم به صراحت در مقالهای در نشریه اکونومیست، از این جنگ بهعنوان بزرگترین اشتباه محاسباتی دولت ترامپ یاد کرد. جنگ آغاز شده از نهم اسفند، مسقط بیطرف را هم تحت تاثیر قرار داد؛ حملات صورت گرفته به پایگاههای آمریکا در منطقه سبب خسارتهایی به عمان هم شد اما این کشور همچنان بر ضرورت پایان جنگ و بازگشت به دیپلماسی تاکید کرد و در کنار قطر و پاکستان، در تلاش برای میانجیگری باقی ماند. مذاکرات فنی؛ از تهران تا مسقط مذاکرات فنی درباره تعیین سرنوشت آبراه هرمز از اواخر بهار ۱۴۰۵ و گفتوگوهای تلفنی و دیدارهای مستقیم هیئتهای ایرانی و عمانی در سطح وزرا و معاونان وزرای خارجه، در تهران و مسقط برگزار شد. ایران به تصریح «اسماعیل بقائی» سخنگوی وزارت خارجه، این گفتوگوها مستقل از هرگونه مذاکره با آمریکاست. «کاظم غریبآبادی» معاون حقوقی و بینالمللی وزارت خارجه، نیز در مرداد ۱۴۰۵ از نزدیک شدن مذاکرات به مرحله نهایی خبر داد، هرچند تاکید کرد این تفاهم به معنای بازگشایی کامل تنگه هرمز یا اجرای فوری بند پنجم اسلامآباد نیست. ایران و عمان در این دور از گفتوگوها تلاش میکنند تا کریدوری را ساماندهی کنند که بتواند اولا امنیت را برای ایران در این آبراه تامین کند و ثانیا تردد آزاد نفتکشها و شناورهای دیگر کشورها با حداکثر امنیت صورت گیرد. برابر این تفاهم، و به تاکید کاظم غریبآبادی معاون حقوقی و بینالملل وزیر امور خارجه مسیر شمالی که در نزدیک جزیره لارک ایجاد شده بود و مسیر جنوب که در آبهای داخلی عمان است، بسته خواهند شد، چون اینها مسیرهای کاملاً موقتی بودند. اگر این تفاهم جدید که بین ایران و عمان در حال شکلگیری است (با برآورده شدن آن الزامات) وارد فاز اجرا شود، این مسیر جدید برای عبور کشتیها اجرایی خواهد شد. بخش قابل توجهی از این مسیر جدید در آبهای سرزمینی ایران و بخشی از آن هم در آبهای سرزمینی عمان قرار دارد؛ یعنی به گونهای طراحی شده که هم در مسیر ورود و هم در بخشهایی از مسیر خروج، کشتیهای تجاری از آبهای سرزمینی ایران عبور خواهند کرد. جدیتر شدن تدوین و اعلام این سازوکار از سوی ایران و عمان، اصلی را بر معادلات جهان تحمیل میکرد: نسخهای برای مدیریت یک تنگه بینالمللی پیچیده میشود که در آن آمریکا نقشی نخواهد داشت و آینده این آبراه بینالمللی را دو کشور ساحلی آن تعیین خواهند کرد. این اصل برای دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا، قابل پذیرش نبود و در یک هفته گذشته انواع مختلفی از تهدیدات و دروغها و فراکنیها را درباره این محدوده آبی مطرح کرد؛ از بمباران عمان تا تردد هزاران کشتی و اعلام تنگه هرمز به عنوان قلمرو آمریکا. آزمونی برای استقلال تصمیمگیری منطقهای همسایه جنوبی ایران اما در میانه تهدیدات واشنگتن، در تکاپوی حفظ استقلال خود است؛ المانیتور به نقل از یک منبع عمانی تاکید میکند که مسقط از اولین تهدید ترامپ به بمباران شوکه شده اما تهدید جدید او با ناخشنودی مواجه شد. در واقع، عمان این موضوع را جدی نمیگیرید، مسقط کمکم به این حقیقت عادت کرده که چنین تهدیداتی تکرار میشوند و بارها و بارها شنیده میشوند. این تکاپو به نظر میرسد بیش از هر زمان دیگری ترامپ را به خشم آورده است. رویترز معتقد است که گفتوگوهای ایران و عمان درباره تنگه هرمز زمین بازی را تغییر داده و مسقط را از میانجی به طرف مذاکراتی تبدیل کرده که از سوی ترامپ مورد تهدید هم واقع میشود. به گزارش ایرنا، والاستریت ژورنال به نکته دیگری اشاره کرده و معتقد است که در داخل دولت آمریکا دو نگاه درباره عمان وجود دارد؛ بخشی از مقامهای آمریکایی معتقدند مسقط بیش از حد به ایران نزدیک شده اما گروه دیگری معتقدند واکنش ترامپ اساساً ناشی از ناکامی خودش در رسیدن به توافق هستهای و پایان جنگ با ایران است. آنچه ایران در میانه تهدیدات و ادعاهای ترامپ از یک سو و تلاش همسایهاش برای کاستن از تبعات این تهدیدات از سوی دیگر دنبال میکند؛ هدفی استراتژیک است: رساندن منطقه به یک باور درباره خود و تواناییهای خود. این باور که ایستادن در برابر زیادهخواهیهای آمریکا گرچه در نگاه نخست تبعات بسیار شدیدی را نشان میدهد اما در واقع همان سنگ بنای امنیتی است که کشورهای منطقه سالها در پی آن بودند و نتوانستند با صرف هزینههای گزاف مادی و نیز نقض حاکمیت ملی خود به آن دست یابند. تهران عبور و مرور از تنگه هرمز را به نوعی با امنیت ملی و بقای خود گره یافته میبیند اما بیش و پیش از آن، تلاش میکند تا با تدوین و اجرای این سازوکار جدید مدیریت به همسایگان دیگر خود نشان دهد که بدون سیاستهای آمریکا هم میتوان به اداره سرزمینهای تحت حاکمیت خود پرداخت. اگر ایران و عمان بتوانند از آزمون مدیریت تنگه هرمز سربلند بیرون آیند، الگوی شکل گرفته میتواند همان تلنگر یا هشداری باشد که منطقه در شرایط کنونی نیازمند آن است. اگر تهران و مسقط بتوانند بدون دخالت قدرتهای فرامنطقهای، سازوکاری پایدار، عادلانه و قابلاجرا برای مدیریت یکی از حساسترین آبراههای جهان تدوین و اجرا کنند، این تجربه میتواند الگویی برای دیگر کشورهای منطقه باشد؛ الگویی مبتنی بر این ایده که کشورهای ساحلی و همسایه، بدون نیاز به میانجیگری یا نظارت قدرتهای بیرونی، ظرفیت کافی برای تصمیمگیری درباره حاکمیت، تمامیت ارضی و منافع دریایی خود دارند. رسانههای نزدیک به نهادهای امنیتی ایران این روند را نشانهای از ناکامی فشار نظامی و تحریمی غرب و اثبات صحت راهبرد تهران در برابر آمریکا و متحدانش توصیف کردهاند.