صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • انتقال دانش نوین بیمه ای به نمایندگان شمال شرق کشور؛ اختتامیه دوره دو‌روزه توانمندسازی نمایندگان بیمه سرمد در مشهد
  • اعتماد سرمایه‌گذاران به «تداوم» یک بار دیگر رکورد زد
  • ضرورت صیانت از تولید ملی؛ کالبدشکافی آسیب‌های کارت‌های یک‌بارمصرف بر زنجیره ارزش فولاد و ارزآوری کشور
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 62955  |  صفحه ۱ سیاست روز  |  تاریخ: 15 شه‍ 1405
    چین و ایران؛ چرا دیدار بزرگ برگزار نشد؟ ‪/‬ سعید پای بند

    در سیاست خارجی، گاهی آنچه اتفاق نمی‌افتد، به اندازه آنچه اتفاق می‌افتد معنا و پیام دارد. در شرایطی که ایران با یکی از پیچیده‌ترین مقاطع سیاسی، امنیتی و اقتصادی سال‌های اخیر روبه‌روست، نگاه‌ها به روابط تهران و پکن بیش از گذشته معطوف شده است. از همین منظر، گفت‌وگوی کوتاه رؤسای جمهوری ایران و چین در حاشیه اجلاس، در حالی که به یک دیدار رسمی و مفصل دوجانبه تبدیل نشد، پرسش‌هایی را درباره سطح و آینده روابط دو کشور ایجاد کرده است. البته نباید در تحلیل این مسئله به دام دوگانه‌سازی‌های ساده افتاد. نه می‌توان گفت چین از ایران فاصله گرفته و نه می‌توان تصور کرد مشارکت راهبردی تهران و پکن الزاماً به معنای حمایت بی‌قیدوشرط چین از تمام مواضع و سیاست‌های ایران است. واقعیت این است که چین، بیش از هر چیز یک قدرت بزرگ عمل‌گراست و سیاست خارجی خود را بر اساس محاسبه دقیق منافع ملی تنظیم می‌کند. پکن به ایران نیاز دارد؛ ایران برای چین تنها یک بازار یا صادرکننده انرژی نیست. موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، امنیت مسیرهای انرژی، اتصال شرق و غرب، ثبات منطقه و موازنه قدرت در برابر نفوذ آمریکا، همگی برای چین اهمیت دارند. اما در مقابل، چین نیز نمی‌خواهد پرونده ایران به نقطه‌ای تبدیل شود که هزینه رویارویی مستقیم و گسترده‌تری با آمریکا و غرب را بر دوش اقتصاد چین بگذارد. در واقع، پکن از ایران حمایت می‌کند، اما به شیوه چینی؛ یعنی حمایت تا جایی که منافع ملی چین اجازه دهد. مواضع اخیر چین علیه سیاست فشار و تحریم و تأکید بر ادامه همکاری با ایران نشان می‌دهد که پکن علاقه‌ای به قطع یا تضعیف روابط با تهران ندارد. اما فاصله میان حمایت سیاسی و اقتصادی با ورود به یک ائتلاف پرهزینه و آشکار بسیار زیاد است. چین تلاش می‌کند این فاصله را با دقت حفظ کند. عامل دوم را باید در سیاست کلان چین برای مدیریت همزمان روابط با بازیگران مختلف جست‌وجو کرد. چین امروز تنها با ایران رابطه ندارد؛ پکن با کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، عربستان سعودی، امارات، مصر و دیگر قدرت‌های منطقه نیز روابط گسترده اقتصادی و راهبردی دارد. چین نمی‌خواهد در معادلات خاورمیانه، خود را به یک بازیگر خاص گره بزند و بازارها و فرصت‌های دیگر را از دست بدهد. از سوی دیگر، چین درگیر پرونده‌های بسیار بزرگ‌تری نیز هست؛ رقابت راهبردی با آمریکا، مسئله تایوان، امنیت شرق آسیا، تجارت جهانی و آینده اقتصاد چین. طبیعی است که پکن در چنین شرایطی، هر حرکت دیپلماتیک خود را با محاسبه دقیق هزینه و فایده انجام دهد. اما این مسئله برای ایران نیز یک پیام مهم دارد: سیاست خارجی موفق نمی‌تواند بر انتظار از قدرت‌های خارجی بنا شود. چین می‌تواند شریک مهم ایران باشد، روسیه می‌تواند در برخی حوزه‌ها همکاری کند و کشورهای منطقه نیز می‌توانند در کاهش فشارها نقش‌آفرین باشند؛ اما هیچ کشوری قرار نیست منافع ملی خود را فدای منافع ایران کند. شاید مهم‌ترین درس این اتفاق همین باشد که تهران باید روابط با چین را از سطح انتظار سیاسی به سطح منافع مشترک پایدار منتقل کند. هر اندازه پیوندهای اقتصادی، سرمایه‌گذاری، فناوری، ترانزیت و انرژی میان دو کشور عمیق‌تر شود، روابط ایران و چین نیز از تحولات مقطعی و فشارهای خارجی کمتر تأثیر خواهد پذیرفت. امروز ایران بیش از هر زمان دیگری نیازمند دیپلماسی فعال، چندجانبه و واقع‌گرا است؛ دیپلماسی‌ای که نه شرق را ناجی مطلق بداند و نه غرب را تنها راه‌حل مشکلات کشور. ایران باید با چین کار کند، با روسیه همکاری کند، با همسایگان تنش‌زدایی کند و همزمان مسیرهای دیپلماسی با جهان را نیز باز نگه دارد. در سیاست بین‌الملل، دوستی دائمی وجود ندارد؛ آنچه دائمی است، منافع ملی است. چین نیز از این قاعده مستثنا نیست. بنابراین، پرسش اصلی این نیست که چرا چین و ایران دیدار نکردند؟؛ پرسش مهم‌تر این است که آیا تهران توانسته است روابط با پکن را به سطحی از منافع مشترک برساند که حتی در سخت‌ترین شرایط، هیچ طرفی نتواند به‌سادگی از کنار آن عبور کند؟ آینده روابط ایران و چین، نه در عکس‌های یادگاری اجلاس‌ها، بلکه در میزان عمق منافع مشترک دو کشور تعیین خواهد شد. سیاست خارجی موفق، سیاستی است که کشور را به گونه‌ای در شبکه منافع منطقه‌ای و جهانی قرار دهد که دیگران، همکاری با ایران را نه یک انتخاب احساسی، بلکه یک ضرورت راهبردی بدانند.