سرمقاله

پکن؛ جایی که کلید بحران ایران و آمریکا می‌تواند چرخش کند ‪/‬ سعید پای بند

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • بازدید مدیران ارشد شرکت از شعب بیمه سرمد در استان‌های مازندران و گلستان؛ تمرکز بر توسعه همکاری‌های مشترک با بانک صادرات ایران
  • سید محمدعلی عظیمی، معاون فنی بیمه‌های اشخاص بیمه سرمد:
  • جعبه آتش ‌نشانی کامل چه تجهیزاتی دارد؟
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 63766  |  صفحه ۱ سیاست روز  |  تاریخ: 12 مه‍ 1405
    پکن؛ جایی که کلید بحران ایران و آمریکا می‌تواند چرخش کند ‪/‬ سعید پای بند

    بحران میان ایران و آمریکا وارد مرحله‌ای شده است که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً یک مناقشه دوجانبه دانست. تداوم این بحران، امنیت انرژی، تجارت جهانی، مناسبات قدرت در خاورمیانه و حتی رقابت میان قدرت‌های بزرگ را تحت تأثیر قرار داده است. از همین رو، سؤال مهم امروز این نیست که آیا دیپلماسی باید فعال شود یا نه؛ سؤال این است که کدام بازیگر و از چه مسیری می‌تواند راه بازگشت تهران و واشنگتن به میز مذاکره را هموار کند؟ چین در هفته‌های اخیر موضع خود را روشن‌تر کرده است. وانگ‌یی در دیدار با عباس عراقچی در پکن اعلام کرد چین به‌عنوان عضو دائم شورای امنیت آماده است در حل اختلافات بین‌المللی نقش سازنده ایفا کند و از ایران و آمریکا خواست به تفاهم‌های پیشین بازگردند و سازوکار مذاکرات را دوباره فعال کنند. پکن همچنین بر بازگشایی مسیرهای بین‌المللی و حفظ ثبات انرژی تأکید کرده است. چین همزمان با ایران و آمریکا ارتباط دارد و برخلاف برخی بازیگران منطقه‌ای، از ظرفیت گفت‌وگو با هر دو طرف برخوردار است. مهم‌تر آنکه در شرایط کنونی، ادامه جنگ و بی‌ثباتی برای اقتصاد چین نیز هزینه‌زاست؛ اختلال در انرژی و حمل‌ونقل منطقه‌ای مستقیماً منافع اقتصادی پکن را تحت فشار قرار می‌دهد. اما در اینجا یک واقعیت مهم وجود دارد: چین الزاماً به دنبال آن نیست که مالک توافق باشد. پکن می‌تواند تسهیل‌کننده، پیام‌رسان و فراهم‌کننده فضای مذاکره باشد، اما پذیرش مسئولیت کامل توافق میان تهران و واشنگتن، هزینه‌های سنگینی برای چین ایجاد می‌کند. از سوی دیگر، ایران نیز برای حل بحران به دیپلماسی نیاز دارد، اما دیپلماسی‌ای که منافع و حقوق ایران را نادیده نگیرد. تهران در روزهای اخیر پیشنهادهایی برای ایجاد یک مسیر اعتمادسازی ارائه کرده و مذاکرات غیرمستقیم نیز از طریق قطر ادامه یافته است. بر اساس گزارش امروز رویترز، ایران پاسخ آمریکا به طرح هفت‌روزه خود را از طریق میانجی‌های قطری دریافت کرده و اختلاف اصلی فعلاً بر سر ترتیب اجرای اقدامات است، نه اصل ادامه تماس‌ها. بنابراین پکن تنها مسیر موجود نیست؛ اما می‌تواند یکی از مهم‌ترین مسیرها باشد. ترامپ اگر بخواهد به یک توافق برسد، احتمالاً نمی‌خواهد این توافق در افکار عمومی آمریکا صرفاً به عنوان پیروزی دیپلماتیک چین معرفی شود. این مسئله با منطق سیاست خارجی و تصویر سیاسی ترامپ سازگار نیست. از سوی دیگر، ترامپ نمی‌تواند نقش چین را نادیده بگیرد. تنها چند روز پیش، او و شی جین‌پینگ در واشنگتن درباره مسائل منطقه‌ای، از جمله ایران، گفت‌وگو کردند و در جمع‌بندی رسمی چین و آمریکا بر ضرورت تعهد ایران به عدم دستیابی به سلاح هسته‌ای و آزادی کشتیرانی در آبراه‌های بین‌المللی تأکید شد. این یعنی پکن و واشنگتن، با وجود اختلافات گسترده، درباره بخشی از مسئله ایران دارای نقطه تماس هستند. از همین‌جا می‌توان به یک سناریوی مهم رسید: ممکن است چین زمینه را فراهم کند، ایران و آمریکا خطوط قرمز خود را تعدیل کنند، کشورهای منطقه نقش مکمل داشته باشند و در نهایت ترامپ توافق را به نام یک دستاورد آمریکایی اعلام کند. در چنین وضعیتی، چین لازم نیست برنده بحران باشد تا نقش تعیین‌کننده داشته باشد. مسئله اصلی این است که پکن نباید به میدان رقابت بر سر اعتبار سیاسی تبدیل شود. اگر هدف، پایان جنگ و ایجاد یک سازوکار پایدار برای حل اختلافات باشد، اعتبار توافق اهمیت کمتری از خود توافق دارد. ایران به کاهش فشار اقتصادی و امنیتی نیاز دارد؛ آمریکا به توافقی نیاز دارد که بتواند آن را دستاورد سیاست فشار و مذاکره خود معرفی کند؛ چین نیز به ثبات منطقه و امنیت انرژی نیازمند است. این سه نیاز، اگر درست مدیریت شوند، می‌توانند به جای برخورد، در یک نقطه به هم برسند. اما نباید فراموش کرد که فاصله تهران و واشنگتن همچنان جدی است. ترامپ در روزهای اخیر مواضع سختی اتخاذ کرده و مذاکرات نیز با موانع جدی روبه‌روست. حتی گزارش امروز رویترز از افزایش قیمت نفت در پی توقف پیشرفت مذاکرات ایران و آمریکا حکایت دارد. بنابراین، پکن هنوز کلید قطعی حل بحران نیست؛ اما به یکی از مهم‌ترین حلقه‌های زنجیره دیپلماسی تبدیل شده است. بحران ایران و آمریکا شاید در نهایت نه در واشنگتن، نه در تهران و نه حتی در دوحه، بلکه در تعامل چند پایتخت مدیریت شود؛ تهران، واشنگتن، پکن و بازیگران منطقه‌ای. در این میان، هنر دیپلماسی ایران آن است که از ظرفیت چین استفاده کند، بدون آنکه پرونده ایران به میدان رقابت قدرت‌های بزرگ تبدیل شود. و هنر ترامپ نیز اگر واقعاً به دنبال پایان بحران باشد، این است که میان مالکیت سیاسی توافق و حل واقعی بحران تفاوت قائل شود. جهان امروز بیش از آنکه به یک قهرمان برای پایان بحران نیاز داشته باشد، به یک توافق پایدار نیاز دارد. اگر پکن بتواند تهران و واشنگتن را چند قدم به یکدیگر نزدیک کند، مهم نیست پرچم چه کشوری پشت میز مذاکره قرار دارد؛ مهم این است که صدای جنگ، جای خود را به صدای دیپلماسی بدهد.