صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • بازدید مدیران ارشد شرکت از شعب بیمه سرمد در استان‌های مازندران و گلستان؛ تمرکز بر توسعه همکاری‌های مشترک با بانک صادرات ایران
  • سید محمدعلی عظیمی، معاون فنی بیمه‌های اشخاص بیمه سرمد:
  • جعبه آتش ‌نشانی کامل چه تجهیزاتی دارد؟
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 63832  |  صفحه ۱ سیاست روز  |  تاریخ: 14 مه‍ 1405
    نگاهی به بازسازی روایت یک مقصد گردشگری در سایه یک حرکت مشارکتی ‪/‬ حمیدرضا هاشمی

    مقصدهای گردشگری پیش از آنکه با جاده، هتل، مراکز خرید یا جاذبه‌های طبیعی ساخته شوند، با یک تصویر در ذهن مردم شکل می‌گیرند. تصویری که حاصل سال‌ها تجربه، خاطره و احساس است. به همین دلیل، زمانی که یک مقصد با بحران مواجه می‌شود، مسئله فقط کاهش تعداد مسافران یا افت درآمد نیست؛ مسئله آسیب دیدن همان تصویری است که مردم را به آن مکان پیوند داده است. کیش نمونه‌ای از همین وضعیت است. جزیره‌ای که طی چند دهه توانسته بود جایگاهی متفاوت در ذهن ایرانیان پیدا کند؛ نه صرفاً به‌عنوان یک مقصد سفر، بلکه به‌عنوان تجربه‌ای متفاوت از زندگی: دریا، ساحل، آرامش، خرید، تفریح، شب‌های زنده و فرصتی برای فاصله گرفتن از فشارهای روزمره. اما سال‌های اخیر برای این جزیره دوره ساده‌ای نبود. فشارهای اقتصادی، کاهش قدرت سفر خانوارها، تحولات اجتماعی، حوادث طبیعی و سپس شرایط ناشی از جنگ، فضای عمومی و اقتصادی کیش را تحت تأثیر قرار داد. بسیاری از کسب‌وکارها، فعالان گردشگری و ساکنان جزیره، اثرات این شرایط را در زندگی روزمره خود تجربه کردند. در چنین شرایطی، پرسش اصلی فقط این نیست که چگونه دوباره گردشگر به کیش بازگردد؛ بلکه این است که چگونه می‌توان دوباره رابطه‌ای معنادار میان مردم و این مقصد ایجاد کرد. مقصدها با خاطره جمعی زنده می‌مانند در ادبیات توسعه گردشگری، مقصد موفق صرفاً مکانی با امکانات مناسب نیست؛ مقصد موفق جایی است که برای مخاطب معنا دارد. بسیاری از شهرها و مناطق گردشگری جهان، در دوره‌های دشوار، پیش از آنکه به دنبال افزایش تبلیغات باشند، تلاش کرده‌اند روایت خود را بازسازی کنند؛ روایتی که به مردم یادآوری کند چرا این مکان ارزش تجربه دوباره دارد. کیش نیز بخش بزرگی از جایگاه خود را از همین سرمایه به دست آورده است. برای بسیاری از ایرانیان، کیش با مجموعه‌ای از تجربه‌ها تعریف می‌شود: قدم زدن کنار ساحل، تماشای دریا و غروب، تفریحات دریایی، خرید، حضور در فضاهای شهری و شب‌هایی که زندگی در آن‌ها جریان دارد. این عناصر شاید به‌تنهایی ساده به نظر برسند، اما کنار هم یک هویت ساخته‌اند؛ هویتی که سال‌ها در ذهن جامعه شکل گرفته است. بازخوانی یک روایت قدیمی برای یک دوره جدید در همین چارچوب، شکل‌گیری حرکت‌هایی مانند «سفر، اصلش کیشه» را می‌توان نه فقط به‌عنوان یک فعالیت تبلیغاتی، بلکه به‌عنوان تلاشی برای بازخوانی روایت یک مقصد بررسی کرد. تمرکز این حرکت بر همان ویژگی‌هایی است که بخشی از هویت کیش را ساخته‌اند: دریا، ساحل، تفریح، خرید، خوشی و شب‌گردی. اما اهمیت این نگاه در آن است که کیش را صرفاً به‌عنوان یک محصول گردشگری معرفی نمی‌کند؛ بلکه تلاش می‌کند دوباره درباره تجربه‌ای انسانی صحبت کند که این جزیره برای بسیاری از مردم ساخته است. در شرایطی که سفر برای بسیاری از خانواده‌ها به تصمیمی دشوارتر تبدیل شده، مقصدهایی موفق خواهند بود که بتوانند معنایی فراتر از مصرف و هزینه ایجاد کنند؛ مقصدهایی که بتوانند حس آرامش، تجربه مشترک و خاطره‌سازی را دوباره فعال کنند. بازسازی یک جزیره بدون مشارکت مردم ممکن نیست یکی از خطاهای رایج در توسعه مقاصد این است که همه چیز از زاویه سرمایه‌گذاری و زیرساخت دیده شود؛ در حالی که هیچ مقصدی بدون سرمایه اجتماعی پایدار نمی‌شود. کیش فقط مجموعه‌ای از مراکز تجاری، هتل‌ها و جاذبه‌ها نیست. این جزیره مجموعه‌ای از انسان‌هاست: ساکنان، فعالان اقتصادی، کارکنان گردشگری، کسب‌وکارها، هنرمندان، رسانه‌ها و میلیون‌ها نفری که در طول سال‌ها بخشی از خاطرات خود را با این مکان ساخته‌اند. بازگشت رونق زمانی اتفاق می‌افتد که این گروه‌ها خود را بخشی از آینده مقصد بدانند. از این منظر، هر اقدامی که بتواند گفت‌وگو و مشارکت میان ذی‌نفعان مختلف را افزایش دهد، می‌تواند به بازسازی سرمایه اجتماعی کمک کند. نقد، بخشی از مسیر ساختن است طبیعی است که هر حرکت عمومی با پرسش‌ها و نقدهایی همراه باشد. درباره زمان اجرا، روش ارتباط با مخاطب، اولویت‌ها و حتی میزان اثرگذاری چنین اقداماتی می‌توان دیدگاه‌های متفاوتی داشت. اما وجود این گفت‌وگوها نه نشانه ضعف، بلکه نشانه زنده بودن یک فضای اجتماعی است. مقصدهایی که توانسته‌اند خود را بازسازی کنند، معمولاً آن‌هایی بوده‌اند که امکان گفت‌وگو درباره آینده‌شان را فراهم کرده‌اند؛ جایی که هم ایده‌های تازه مطرح می‌شود و هم نقدها شنیده می‌شود. کیش نیز برای عبور از دوره دشوار خود، بیش از هر چیز به همین فضای مشارکتی نیاز دارد. اصل ماجرا؛ بازگشت یک حس مشترک هیچ کمپینی به‌تنهایی نمی‌تواند یک مقصد را احیا کند. تبلیغات می‌تواند توجه ایجاد کند، اما رونق پایدار به تجربه واقعی، کیفیت خدمات، مدیریت مقصد و اعتماد عمومی وابسته است. با این حال، گاهی یک حرکت ارتباطی می‌تواند آغازگر یک گفت‌وگوی بزرگ‌تر باشد؛ گفت‌وگویی درباره اینکه یک جامعه چگونه می‌خواهد دوباره یک تصویر مشترک از آینده بسازد. کیش فقط یک جزیره نیست؛ مجموعه‌ای از خاطرات و تجربه‌هایی است که نسل‌های مختلف با آن ساخته‌اند. شاید امروز مهم‌ترین نیاز این جزیره، فقط افزایش سفر نباشد؛ بلکه بازگشت همان احساسی باشد که سال‌ها آن را متفاوت کرده است: دریا، ساحل، تجربه، زندگی و آدم‌هایی که باور دارند؛ اصلش کیشه.