صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
سفر سهروزه شی جینپینگ، رئیسجمهور چین، به واشنگتن در روزهای ۲۳ تا ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶ را میتوان یکی از مهمترین رویدادهای دیپلماتیک سال دانست؛ سفری که نهتنها برای روابط پکن و واشنگتن، بلکه برای بسیاری از بحرانها و معادلات جاری جهان نیز اهمیت داشت. این نخستین سفر رسمی شی به کاخ سفید پس از بیش از یک دهه بود و در ادامه روندی از تماسها و دیدارهای فشرده میان رهبران دو کشور، از نشست پوسان در سال ۲۰۲۵ گرفته تا سفر دونالد ترامپ به پکن در بهار ۲۰۲۶، انجام شد. زمان برگزاری این دیدار نیز قابل توجه بود. جهان در شرایطی قرار دارد که همزمان با چند بحران مهم دستوپنجه نرم میکند؛ از پیامدهای جنگ ۲۰۲۶ در خاورمیانه و نگرانیها درباره امنیت تنگه هرمز گرفته تا رقابت روزافزون آمریکا و چین در حوزه فناوریهای پیشرفته، بهویژه هوش مصنوعی و صنعت نیمههادیها. در چنین فضایی، استقبال کمسابقه دولت ترامپ از رئیسجمهور چین را میتوان تلاشی برای ارسال این پیام دانست که باوجود همه اختلافات، دو قدرت بزرگ جهان همچنان به حفظ کانالهای ارتباطی و جلوگیری از تشدید تنشها نیاز دارند. دو برداشت متفاوت از ثبات هرچند دو طرف در ظاهر بر اهمیت ثبات در روابط دوجانبه تأکید داشتند، اما اهداف و انتظارات آنها از این دیدار تفاوتهای آشکاری داشت. برای واشنگتن، اولویت اصلی تثبیت آتشبس تجاری و کسب امتیازات اقتصادی بیشتر از چین بود. افزایش خرید محصولات کشاورزی و انرژی آمریکا، سفارش هواپیماهای بوئینگ و ایجاد سازوکارهایی برای جلوگیری از بازگشت جنگ تعرفهای در صدر مطالبات دولت ترامپ قرار داشت. در کنار این موضوعات، آمریکا تلاش میکرد از نفوذ چین بر ایران نیز برای پیشبرد برخی اهداف خود در خاورمیانه استفاده کند. در سوی دیگر، پکن بیش از هر چیز به دنبال تثبیت جایگاه خود بهعنوان یک قدرت همتراز با ایالات متحده بود. رهبران چین در سالهای اخیر بارها بر مفاهیمی مانند احترام متقابل، برابری و عدم مداخله تأکید کردهاند و این سفر نیز از همین چارچوب پیروی میکرد. کاهش فشارهای فناوری، جلوگیری از گسترش محدودیتهای صادراتی آمریکا و حفظ فضای باثبات برای رشد اقتصادی چین از دیگر اهداف مهم پکن بود. توافقی برای مدیریت اختلافات، نه حل آنها مهمترین نتیجه این دیدار، اعلام توافقی بود که رسانههای دو کشور از آن با عنوان «اجماع هشتگانه» یاد کردند. تمدید آتشبس تجاری تا ژانویه ۲۰۲۷، کاهش برخی تعرفهها، ادامه همکاری در مبارزه با قاچاق مواد مخدر و ایجاد سازوکاری برای گفتوگو درباره هوش مصنوعی از جمله محورهای اصلی این توافق بود. دو کشور همچنین بر ضرورت جلوگیری از گسترش سلاحهای هستهای در خاورمیانه و باز ماندن مسیرهای حیاتی تجارت جهانی، بهویژه تنگه هرمز، تأکید کردند. علاوه بر این، برنامه دیدارهای بعدی رهبران دو کشور در حاشیه نشستهای APEC و G20 نیز نهایی شد. با این حال، واقعیت آن است که مهمترین اختلافات میان دو کشور همچنان پابرجاست. مسئله تایوان همچنان حساسترین موضوع در روابط پکن و واشنگتن محسوب میشود. چین هرگونه حمایت از استقلال تایوان را تهدیدی مستقیم علیه امنیت ملی خود میداند، در حالی که آمریکا همچنان به همکاریهای نظامی و فروش تسلیحات به تایپه ادامه میدهد. در حوزه فناوری نیز پیشرفت چشمگیری حاصل نشد. آمریکا محدودیتهای صادرات تراشههای پیشرفته را حفظ کرد و چین نیز حاضر نشد تعهدی دائمی درباره صادرات مواد معدنی کمیاب ارائه دهد. به همین دلیل بسیاری از ناظران معتقدند توافقات اخیر بیشتر برای مدیریت رقابت طراحی شدهاند تا پایان دادن به آن. همزیستی محتاطانه میان دو رقیب شاید مهمترین پیام این سفر آن باشد که واشنگتن و پکن، دستکم در مقطع کنونی، به این نتیجه رسیدهاند که هزینه تقابل مستقیم بسیار بالاست. اقتصاد آمریکا همچنان به بخش مهمی از زنجیره تأمین چین وابسته است و چین نیز برای حفظ رشد اقتصادی خود به بازارها و فناوریهای غربی نیاز دارد. همین وابستگی متقابل باعث شده دو کشور، با وجود رقابت شدید در حوزههای راهبردی، تلاش کنند از ورود به یک رویارویی کنترلنشده پرهیز کنند. با این حال، رقابت بر سر هوش مصنوعی، نیمههادیها، امنیت سایبری، زنجیرههای تأمین و موازنه قدرت در شرق آسیا همچنان ادامه خواهد داشت و هر بحران جدیدی میتواند این تعادل شکننده را برهم بزند. ایران در معادله جدید برای ایران، نتایج این دیدار از چند جهت اهمیت دارد. نخست اینکه برخلاف برخی پیشبینیها، چین حاضر نشد همکاریهای اقتصادی و انرژی خود با تهران را به عنوان امتیازی در اختیار واشنگتن قرار دهد. این مسئله نشان میدهد که ایران همچنان در محاسبات ژئوپلیتیکی و انرژی چین جایگاه مهمی دارد. در عین حال، تأکید مشترک آمریکا و چین بر اینکه ایران نباید به سلاح هستهای دست یابد، نشان میدهد پکن همچنان در موضوع عدم اشاعه هستهای با سایر قدرتهای بزرگ همنظر است و راهحل دیپلماتیک را بر هر گزینه دیگری ترجیح میدهد. موضوع تنگه هرمز نیز برای چین اهمیتی ویژه دارد. اقتصاد چین به واردات انرژی وابسته است و هرگونه اختلال در این مسیر میتواند پیامدهای جدی برای رشد اقتصادی این کشور داشته باشد. به همین دلیل، پکن احتمالاً همچنان از ثبات در مسیرهای انتقال انرژی حمایت خواهد کرد. در مجموع، سفر شی جینپینگ به واشنگتن را نباید نشانه پایان رقابت میان دو قدرت بزرگ جهان دانست. آنچه در این دیدار مشاهده شد، بیشتر تلاشی برای مدیریت اختلافات و جلوگیری از عبور رقابت از خطوط خطرناک بود. برای ایران نیز این وضعیت، در کنار فرصتهایی که ایجاد میکند، یادآور این واقعیت است که در سیاست بینالملل هیچ شراکتی بدون ملاحظات راهبردی و منافع ملی معنا پیدا نمیکند و همه بازیگران، از جمله چین، در نهایت بر اساس محاسبات کلان خود تصمیم میگیرند.