سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
گروه سیاسی - سفر روز سهشنبه عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، به تهران در شرایطی انجام شد که تلاشهای دیپلماتیک برای کاهش تنش میان ایران و آمریکا بار دیگر در کانون توجه قرار گرفته است. منیر که طی ماههای گذشته به یکی از چهرههای اصلی میانجیگری میان تهران و واشنگتن تبدیل شده، این بار در فضایی متفاوت وارد ایران شد؛ فضایی که در آن مذاکرات برای پایان جنگ با بنبست روبهرو شده و نگرانیها درباره احتمال ازسرگیری درگیریهای نظامی افزایش یافته است. بااینحال، آنچه بر ابهامهای این سفر افزود، واکنش غیرمنتظره اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، به پرسش خبرنگاران درباره مأموریت فرمانده ارتش پاکستان بود. بقایی تأکید کرد که جزئیات موضوعات موردنظر منیر در جریان دیدارها روشن خواهد شد؛ پاسخی که در کنار اهمیت جایگاه این مقام پاکستانی، پرسشهایی درباره ماهیت رایزنیهای تازه ایجاد کرده است. پاسخی که توجهها را جلب کرد در نشست خبری روز سهشنبه، خبرنگاران از سخنگوی وزارت امور خارجه درباره هدف سفر منیر و احتمال انتقال پیام سیاسی یا هشدار نظامی سوال کردند. بقایی در پاسخ، ضمن تأکید بر اهمیت روابط تهران و اسلامآباد گفت که محور اصلی سفر، تقویت همکاریهای دوجانبه است و بخشی از گفتوگوها نیز به موضوع مذاکرات مربوط میشود. او در عبارتی قابل توجه اظهار کرد: از دلیل این سفر اطلاعی ندارد و باید با او گفتوگو شود تا مشخص شود قرار است درباره چه موضوعاتی مذاکره کنند! این پاسخ از آن جهت اهمیت یافت که منیر طی ماههای اخیر بارها در انتقال پیام میان ایران و آمریکا نقش داشته است. بااینحال، سخنان بقایی را نمیتوان به معنای بیاطلاعی کامل دستگاه دیپلماسی از سفر دانست. آنچه همچنان روشن نیست، جزئیات پیشنهادها یا پیامهایی است که احتمال دارد در ملاقاتهای تهران مطرح شده باشد. همین فاصله میان دستور کار اعلامشده و جزئیات نامشخص، به گمانهزنیها درباره اهداف سفر دامن زده است. پنجمین سفر پس از تفاهم اسلامآباد به گزارش خبرگزاری فرانسه، سفر اخیر پنجمین حضور منیر در تهران از زمان دستیابی به تفاهمنامه اسلامآباد در ماه ژوئن محسوب میشود. پاکستان در ماههای گذشته کوشیده است ارتباط میان ایران و آمریکا را حفظ کند و زمینه پایان درگیریها را فراهم آورد. موقعیت منیر در ساختار قدرت پاکستان، به این تلاشها اهمیت بیشتری بخشیده است. ارتش در سیاست خارجی و امنیتی اسلامآباد نقشی تعیینکننده دارد و فرمانده آن از امکان گفتوگو با مقامهای عالیرتبه کشورهای مختلف برخوردار است. منیر علاوه بر تماس با مسئولان ایرانی، با مقامهای آمریکایی نیز ارتباط داشته و همین ویژگی او را به یکی از واسطههای مهم دیپلماتیک تبدیل کرده است. بااینحال، تکرار سفرها بهتنهایی نشانه نزدیک بودن توافق نیست؛ زیرا اختلافات اساسی همچنان باقی ماندهاند. مذاکرات در نقطه دشوار مهمترین زمینه سفر فرمانده ارتش پاکستان، ادامه اختلافات ایران و آمریکا درباره شرایط پایان جنگ و آینده تنگه هرمز است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، پیشتر اعلام کرده بود پیشنهاد هفتروزه ایران برای بازگشایی هرمز همچنان روی میز قرار دارد. براساس این پیشنهاد، اجرای تعهدات موردنظر تهران میتواند زمینه بازگشایی تنگه و سپس ازسرگیری مذاکرات را فراهم کند. در مقابل، اختلاف بر سر ترتیب اقدامات، تضمین اجرای توافقها و موضوعات هستهای، مانع پیشرفت سریع گفتوگوها شده است. از نگاه تهران، تجربههای گذشته ضرورت دستیابی به تعهدات معتبر و قابل اجرا را افزایش داده است. در چنین وضعیتی، نقش میانجی تنها انتقال پیام نیست؛ بلکه کمک به روشن شدن شروط طرفین و یافتن ترتیبی است که امکان اجرای توافق را فراهم کند. سایه تهدید نظامی بر تهران سفر منیر در شرایطی صورت گرفت که گزارشهایی درباره احتمال تشدید دوباره درگیری میان ایران و آمریکا منتشر شده است. بقایی نیز در نشست خبری خود تأکید کرد که احتمال ازسرگیری حملات را نمیتوان نادیده گرفت و ایران برای دفاع از امنیت ملی آمادگی دارد. البته وجود چنین نگرانیهایی به معنای قطعی بودن وقوع جنگ نیست. در عرصه دیپلماسی، گاهی افزایش هشدارهای نظامی با تلاش برای دستیابی به توافق همراه میشود. به همین دلیل، حضور فرمانده ارتش پاکستان میتواند با هدف بررسی آخرین مواضع طرفین و جلوگیری از تشدید بحران انجام شده باشد. بااینحال، تاکنون هیچ مقام رسمی تأیید نکرده که منیر حامل پیام تازه یا تهدید مشخصی از سوی واشنگتن بوده است. چرا پاکستان اهمیت دارد؟ پاکستان در مقایسه با بسیاری از بازیگران منطقهای، از موقعیت ویژهای برای گفتوگو با ایران برخوردار است. دو کشور مرز مشترک طولانی، پیوندهای تاریخی و مناسبات گسترده سیاسی و امنیتی دارند. درعینحال، اسلامآباد روابط خود با واشنگتن و کشورهای عربی را نیز حفظ کرده است. برای پاکستان، جلوگیری از گسترش جنگ در همسایگی غربی اهمیت اقتصادی و امنیتی دارد. تشدید درگیری میتواند تجارت مرزی، تأمین انرژی و ثبات منطقه را تحت تأثیر قرار دهد؛ پیامدهایی که مستقیماً با منافع اسلامآباد ارتباط دارند. بنابراین، میانجیگری پاکستان صرفاً اقدامی سیاسی برای افزایش اعتبار بینالمللی نیست، بلکه با نیازهای امنیتی و اقتصادی این کشور نیز پیوند دارد. سفر منیر پس از لاوروف نکته مهم دیگر، فاصله کوتاه میان سفر سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، و حضور عاصم منیر در تهران است. لاوروف روز دوشنبه پس از رایزنی با کشورهای عربی خلیج فارس به ایران آمد و درباره مسائل منطقهای و دوجانبه گفتوگو کرد. یک روز بعد، فرمانده ارتش پاکستان وارد تهران شد؛ همزمانیای که توجه رسانهها را به افزایش رفتوآمدهای دیپلماتیک جلب کرده است. البته شواهدی مبنی بر هماهنگی مستقیم مأموریت روسیه و پاکستان منتشر نشده است. بااینحال، تعدد این تماسها نشان میدهد کشورهای مختلف نسبت به پیامدهای ادامه بحران نگران هستند و برای حفظ مسیرهای گفتوگو تلاش میکنند. روابط دوجانبه در حاشیه بحران نباید دستور کار سفر منیر را صرفاً به روابط ایران و آمریکا محدود کرد. نورنیوز گزارش داده که همکاریهای مرزی، روابط دوجانبه و مسائل منطقهای نیز در این سفر مطرح است. بقایی همچنین از وجود برخی مشکلات فنی در مناسبات تجاری و مرزی دو کشور سخن گفت و بر تلاش برای برطرف کردن آنها تأکید کرد. این موضوعات برای تهران و اسلامآباد اهمیت مستقلی دارند؛ بهویژه آنکه توسعه تجارت مرزی و مدیریت مسائل امنیتی مشترک، نیازمند همکاری مستمر است. حتی اگر پیشرفتی در مذاکرات ایران و آمریکا حاصل نشود، تقویت روابط با پاکستان همچنان از منظر منافع ملی اهمیت خواهد داشت. سفر منیر را میتوان در چارچوب سه احتمال بررسی کرد: انتقال دیدگاههای تازه طرفین، تلاش برای حفظ کانالهای ارتباطی یا پیگیری همکاریهای دوجانبه همراه با بررسی تحولات منطقه. این احتمالات لزوماً یکدیگر را نفی نمیکنند، اما بدون انتشار جزئیات رسمی نمیتوان یکی را هدف قطعی سفر دانست. آنچه پاسخ بقایی را برجسته کرد، همین نامشخص بودن جزئیات مأموریت مهمان پاکستانی بود. در شرایط کنونی، اهمیت سفر منیر بیش از آنکه به نتیجهای اعلامنشده وابسته باشد، در تداوم ارتباطات دیپلماتیک نهفته است. پرسش اصلی همچنان پابرجاست: فرمانده ارتش پاکستان این بار با چه پیامی به تهران آمده و آیا این رفتوآمد میتواند زمینه عبور از بنبست کنونی را فراهم کند؟