صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • ثبت رکوردی تازه در مسیر توسعه بیمه سرمد؛
  • اجرای مؤثر خط‌مشی‌ها؛ ضرورتی برای تعالی صنعت بیمه
  • برگزاری «جشنواره ۲۳» بیمه ملت به مناسبت بیست‌وسومین سالروز تأسیس شرکت
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 64663  |  صفحه ۶ |  ایران زمین  |  تاریخ: 12 آب‍ 1405
    رکورددار جهش قیمت دلار کدام رئیس کل بانک مرکزی است؟
    همتی صدرنشین است البته در دوره فشارهای سه جنگ

    ایران در نزدیک ۵ دهه پیش از این همواره دچار تنشهای مختلفی بوده است، جنگ و بازسازی، فراز و فرودهای قیمت نفت، تحریم‌های بین‌المللی، توافق‌های سیاسی و دوره‌های نااطمینانی طولانی تجربیاتی است که کل آحاد جامعه را درگیر نموده است. به گزارش خبرآنلاین، از آنجائی که روسای کل بانک مرکزی در شرایط یکسانی مسئولیت نداشته‌اند، برای بررسی میراث هر دوره باید نتایج آماری را در کنار شرایط اقتصادی و مدت مسئولیتشان قرار داد، این مقاله در صدد یافتن پاسخ این پرسش است که سرعت افزایش نرخ دلار آزاد در کدام دوره بیشتر بوده است و آیا می‌توان از این رتبه‌بندی به تنهایی درباره کیفیت مدیریت پولی داوری کرد؟ نرخ رشد مرکب ماهانه روش محاسبه افزایش قیمت دلار افزایش تجمعی قیمت دلار بدون توجه به طول دوره عهده داری سمت رییس کل می‌تواند گمراه کننده باشد. در این بررسی، رشد مرکب ماهانه به عنوان نرخ ثابت فرضیه رشد در هر ماه تعریف می‌شود که ارتباط بین قیمت آغاز دوره و قیمت پایان دوره را برقرار می کند. مدت تصدی بر حسب ماه در نظر گرفته می شود، برای نمونه افزایش نرخ دلاراز ۳۰ هزار تومان به ۶۵ هزار تومان طی ۱۲ ماه نرخ رشد مرکب ماهانه حدود ۶.۶۵ درصد و همین افزایش طی ۶ ماه موجب رشدی حدود ۱۳.۷۵ درصد خواهد شد. البته این شاخص مسیر واقعی نوسان‌های میان دوره‌ای را نشان نمی‌دهد. رتبه‌بندی دوره‌ها بر اساس رشد مرکب ماهانه دلار با توجه به تفاوت در مدت زمان تصدی استفاده از روش درصد رشد مرکب ماهانه، عملاً بهترین روش برای بررسی عملکرد هر رییس کل در طی دوران مدیریت است. حال باید شرایط اقتصادی و سیاسی، کدام تنش اقتصادی در هر دوره اتفاق افتاده است را بررسی کرد. جنگ، نوسان‌های شدید در درآمدهای نفتی، تحریم، محدودیت‌های دسترسی به منابع ارزی و انتظارات تورمی، مسیرهای احتمالی اثرگذاری بر ارزش اسعار خارجی می‌باشد، همزمانی یک رویداد با افزایش نرخ دلار به خودی خود رابطه علّی را اثبات نمی‌کند. آیا رکورد جهش دلار به معنای بدترین عملکرد است؟ حال این سئوال مطرح ایت که آیا رکورد جهش دلار به معنای بدترین عملکرد است. پاسخ به این سئوال البته منفی است. شاخص رشد مرکب ماهانه نشان می‌دهد در فاصله آغاز و پایان یک دوره، دلار با چه سرعت متوسطی افزایش یافته است اما نسبت دادن این تغییر به شخص رئیس کل مستلزم بررسی سیاست‌های مالی دولت، نقدینگی، جنگ، درآمدهای ارزی، انتظارات و حتی میراث دوره پیشین است و برای قضاوت علّی تحلیل اقتصاد سنجی با متغیرهای کنترلی ضروری می­باشد. وعده‌های تکراری، میراثی ماندگار مرور نزدیک به پنج دهه مدیریت بانک مرکزی ایران، فارغ از تفاوت شرایط سیاسی و اقتصادی هر دوره، یک وجه مشترک قابل تأمل را آشکار می‌سازد: امید به سامان‌دهی بازار ارز در آغاز مسئولیت و تداوم چالش‌های پولی و ارزی در پایان بسیاری از دوره‌ها. رؤسای کل بانک مرکزی، هر یک در مقطعی متفاوت و با رویکردها و سیاست‌های گوناگون، مسئولیت هدایت سیاست پولی کشور را بر عهده گرفته‌اند. در مواضع و برنامه‌های اعلامی بسیاری از آنان، مفاهیمی همچون ثبات بازار ارز، حفظ ارزش پول ملی، مدیریت نقدینگی و بازگرداندن آرامش به اقتصاد جایگاه ویژه‌ای داشته است. بااین‌حال، آنچه در بررسی روند بلندمدت نرخ ارز مشاهده می‌شود، استمرار کاهش ارزش ریال در برابر دلار و انتقال بخش قابل‌توجهی از مشکلات حل‌نشده از یک دوره مدیری تی به دوره بعد است. البته نمی‌توان تمامی این تحولات را صرفاً به تصمیمات رؤسای بانک مرکزی نسبت داد. جنگ، تحریم‌های اقتصادی، محدودیت منابع ارزی، کسری بودجه دولت، ناترازی نظام بانکی و تحولات سیاسی، در دوره‌های مختلف بر عملکرد سیاست‌گذار پولی اثر گذاشته‌اند. اما تکرار این توضیحات در طول چند دهه، خود پرسش مهم‌تری را مطرح می‌کند: چرا با وجود تغییر مدیران، سیاست‌ها و شرایط اقتصادی، مسئله بی‌ثباتی ارزی همچنان پابرجا مانده است؟ شاید مهم‌ترین یافته این بررسی آن باشد که مسئله اقتصاد ایران را نمی‌توان تنها در موفقیت یا ناکامی یک رئیس کل خلاصه کرد. هنگامی که مدیران مختلف، با دیدگاه‌های متفاوت، در نهایت با چالش‌هایی مشابه مواجه می‌شوند، باید در کنار ارزیابی عملکرد فردی، به محدودیت‌های ساختاری و نهادی سیاست‌گذاری پولی نیز توجه کرد. بااین‌همه، پذیرش نقش عوامل بیرونی و مشکلات ساختاری نباید به معنای نادیده‌گرفتن مسئولیت مدیران اقتصادی باشد. همان‌گونه که وعده‌ها و برنامه‌های آنان در آغاز مسئولیت مورد توجه قرار می‌گیرد، نتایج قابل اندازه‌گیری دوره مدیریتشان نیز باید مبنای ارزیابی قرار گیرد. میراث رؤسای بانک مرکزی را نه صرفاً باید در وعده‌های آغاز مسئولیت جست‌وجو کرد و نه تنها در توجیهات پایان آن؛ بلکه باید در فاصله میان آنچه وعده داده شد و آنچه در عمل تحقق یافت، به قضاوت نشست. و شاید پرسش نهایی این باشد: آیا رؤسای بانک مرکزی میراث‌دار بحران‌های پیشینیان بوده‌اند یا خود نیز بخشی از همان میراث را برای جانشینانشان به جا گذاشته‌اند؟