سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
آدمها را همیشه نمیتوان با گذشتهشان داوری کرد،گاهی باید منتظر ماند تا در جایگاه واقعی خود قرار بگیرند. بسیاری از ظرفیتهای انسانی تا زمانی که با موقعیت مناسب مواجه نشوند، پنهان میمانند و بسیاری برعکس بدلیل حضوردرجایگاه غیرمتناسب خود ،تبدیل به تهدید وفرصت سوز میشوند . نمونه قابل تأمل این گزاره، حضور آقامحسن رضایی در جایگاه دبیری شورای عالی امنیت ملی است. محسن رضایی، اگرچه در میانه جنگ به این مسئولیت رسید، اما توانسته است بهسرعت با اقتضائات آن سازگار شود و تصویری متفاوت از خود به نمایش بگذارد. پشتوانه این موفقیت صرفاً عنوان جدید نیست ،بلکه ترکیبی از تجربه فرماندهی در دوران جنگ، شناخت مقدورات و محدودیتهای کشور، اعتمادبهنفس حاصل از سالها حضور در موقعیتهای دشوار و آشنایی با منطق تصمیمگیری در شرایط بحران است. این مجموعه تجربهها در جایگاه دبیری شعام ، امکان ظهور و بروز یافته و به رفتار سیاسی او انسجام و اثرگذاری بیشتری بخشیده است. آنچه در دیدارهای رسمی او با مقامات خارجی جلب توجه میکند فقط محتوای مذاکرات یا مواضع اعلامشده نیست ،بلکه مجموعهای از رفتارهای غیرکلامی نیز پیامآور اقتدار است. نحوه حرکت بدن، نوع نگاه به مخاطب، شیوه دست دادن، کیفیت احوالپرسی و حتی مکثهای رفتاری، در دیپلماسی رسمی حامل معنا هستند. این رفتارها هنگامی که طبیعی وغیرتصنعی و متناسب با شخصیت فرد باشند، بیش از آنکه نمایش قدرت باشندبیانگر اعتمادبهنفس درونیاند. در محسن رضایی، این مجموعه رفتارها با تجربه زیسته و روحیات او سازگاری دارد؛ انگار این جایگاه، امکان بروز شخصیتی را فراهم کرده که پیشتر کمتر دیده میشد. دیدار او با ولادیمیر پوتین، از این منظر نمونه قابل توجهی است. نحوه مواجهه، احوالپرسی و زبان بدن او در این دیدار، برای مخاطب ایرانی صرفاً یک تصویر تشریفاتی نبودبلکه بهعنوان نشانهای از اعتمادبهنفس و تسلط یک مقام ایرانی در مواجهه با یکی از قدرتمندترین رهبران جهان تعبیر می شود. در شرایطی که اقتدار ملی بیش از گذشته به یکی از نیازهای روانی و سیاسی جامعه تبدیل شده است، چنین تصاویری ظرفیت اثرگذاری نمادین قابل توجهی دارند. این تغییر، بهویژه برای مخاطب داخلی، واجد معنای دیگری نیز هست. محسن رضایی سالها در معرض داوریهای طنزآمیز درباره برخی مواضع، تحلیلها و اظهارنظرهای گذشته خود قرار داشت. بخشی از جامعه، او را بیشتر با همان تصویرهای رسانهای و خاطرات سیاسی گذشته میشناخت تا با ظرفیتهای واقعی مدیریتی و راهبردیاش. اما اکنون اورا در جایگاهی متفاوت، با چهرهای متفاوت می بیند چهرهای که در آن تحلیلهای دقیقتر، هشدارهای حسابشده، مواضع سنجیده و نوعی میدانداری قابل اتکا به چشم میآید. این تغییر، لزوماً به معنای نادیده گرفتن گذشته یا پایان نقدها نیست؛ بلکه نشان میدهد داوری درباره شخصیتهای سیاسی، اگر به تصاویر تثبیتشده گذشته محدود بماند، ممکن است مانع شناخت ظرفیتهای تازه آنان شود. البته واضح است ، اقتدار در تصویر، زمانی به اقتدار در واقعیت تبدیل میشود که بتواند مسئلهای را حل کند، تهدیدی را کاهش دهد یا افقی تازه برای کشور بگشاید. با این همه، آنچه از تجربه حضور محسن رضایی در دبیری شورای عالی امنیت ملی میتوان آموخت، فراتر از ارزیابی یک شخصیت سیاسی است. این تجربه یادآوری میکند که گاهی مشکل، کمبود آدمهای توانمند نیست؛ بلکه قرار نگرفتن آنان در جایگاه متناسب با ظرفیتهایشان است. نظامهای سیاسی اگر بتوانند میان شخصیت، تجربه، تخصص و مسئولیت تناسب برقرار کنند، نهتنها از ظرفیتهای پنهان افراد بهره میگیرند، بلکه امکان بازسازی اعتماد عمومی به مدیریت سیاسی را نیز فراهم میآورند. آدمها در جایگاه خودشان شناخته میشوندنه همیشه آنگونه که گذشتهشان روایت کرده، بلکه آنگونه که مسئولیت امروز از آنان مطالبه میکند. محسن رضایی در جایگاه جدیددستکم در تصویر و رفتار سیاسی نشانههایی از این بازشناسی را به نمایش گذاشته است. اکنون انتظار آن است که این اعتمادبهنفس، این تسلط و این میدانداری، در عرصه تصمیمسازی و تأمین منافع ملی نیز به همان اندازه خود را نشان دهد. آنگاه میتوان گفت نهفقط یک شخصیت سیاسی، بلکه یک ظرفیت مدیریتی در جایگاه درست خود قرار گرفته است.