EBTEKAR NEWSPAPER
یکشنبه, 03 شهریور 1398   Sunday 25 August 2019

سرمقاله

طرحی نو دراندازیم

جهانبخش محبی‏نیا

گزارش یک آدم ربایی
اسماعیل اصلانی-قبول دارید که مارکز هرچه می نوشت، اثری خواندنی، دلنشین و منحصر به فرد از آب در می آمد؟ اگر نه! حتماً ‏کتاب «گزارش یک آدم ربایی» را بخوانید تا بدانید منظور من چیست! هر نوشته ای از مارکز حتی اگر در غالب رئالیسم ‏جادویی نباشد و حاصل صد سال تنهایی وی نباشد نیز، یک اثر طراز اول است. این کتاب همان گونه که از نامش پیداست، ‏نه یک رمان متعارف و در قالب استاندارهای متداول، که اثری است که مارکز آن را به خاطر قولی که به یکی از ‏خانواده های قربانی یک گروگان گیری واقعی که ده خانواده را مستقیم و کل کشور را غیرمستقیم و آن هم به مدت ‏نزدیک به 6 ماه درگیر خویش ساخته بوده، نگاشته است: «ماروخا پاچون و شوهرش آلبرتو وی یامیزار در اکتبر 1993 ‏به من پیشنهاد کردند درباره یِ شش ماه ربایش ماروخا و تلاشهایِ سرسختانه آلبرتو برای آزادی او، کتاب بنویسم.«
‏مارکز همان گونه که در مقدمه می گوید هدف اش از نگاشتن این رمان، انعکاس تمام وجوه یک عملیات گروگان گیری ‏است که تظاهراتی بیرونی از مفاسد و مشکلات سیستماتیک مهم تری است که علی رغم مبتلا بودن جامعه به آن، همه از آن ‏غافلند: «طرح نخست، به پایان رسیده بود که فهمیدیم این آدم ربایی را نمی توان جدا از نُه مورد آدم ربایی دیگری که ‏هم زمان در کشور رخ داده بود، مورد بررسی قرار داد، زیرا در واقع آن گونه که در نگاه نخست تصور می کردیم، ده آدم ‏‏ربایی متفاوت در کار نبود، بلکه یک آدم ربایی جمعی به حساب می آمد که یک گروه دارای هدف مشخص، ده نفر را ‏با دقت برگزیده و به اجرا گذاشته بود». مارکز برای شروع کار خود، با همه ی قربانی های آزاد شده و خانواده ی آن ‏هایی که کشته شده اند صحبت کرده و همه آن چه را شنیده، نوشته است. سپس به صورت بریده بریده، همان گونه که ‏برای یک رمان چندراوی مناسب است، همه آن ها را کنار هم آورده است. تا اینجای کار، به نظر نمی رسد مارکز کار شاقی ‏کرده باشد! اما همین نحوه ی مرتب کردن و روایت کردن ماجرا از زبان افراد مختلف و انتخاب برش های مناسب باعث ‏شده است که مارکز به خوبی به مقصود خود که همانا چهره نمایی از علتی که گروگان گیری معلول آن است، رسیده ‏است. قلم وی آن قدر قوی است و آن قدر زیبا کلمات را به خدمت می گیرد که حتی از گذر یک ترجمه عجولانه و ‏چاپ عجولانه تر و پر اغلاط تایپی، باز هم زیبایی های خود را نشان می دهد. توصیف ها، شخصیت پردازی ها، دادن ذره ‏ذره اطلاعات، از جایی به جای دیگر رفتن، مطلب را در جایی رها کردن و خواننده را به جای دیگری بردن و سپس بعد ‏از چند بار تغییر راوی دوباره به جای اول برگشتن، همه و همه آن قدر جذاب و زیبا انجام شده است که نمی توانید برای ‏لحظه ای حتی، کتاب را واگذارید. همچنین منطق محکم و انسانی حاکم بر نثر وی آن چنان است که به هیچ وجه درگیر ‏عواطف سرکش نمی شوید که مزاحم دید شما شود. علی رغم این که می دانید این اتفاقات همه واقعی هستند و براساس ‏مستندات نوشته شده، با یک اثر جادویی یا تخیلیِ صرف، طرف نیستید بلکه اثر یک نوع رمان - مستند است، اما باز ‏هم به دلیل مهارت مارکز و هدفی که داشته دچار خشم و ناامیدی و حتی نفرت از چند نفر گروگان گیر نمی شوید. به ‏راستی گروگان گیر خود مانند گروگان خود یک قربانی نیست؟ کورسوی امید هر لحظه تقویت می شود. با منطق و واقع ‏گرایی توام با توجه به انسان و مسائل عاطفی اش، مارکز، برای ما پرده از رازهایی بر می دارد که ممکن است یک ‏جامعه را به چنین سراشیبی خطرناکی بلغزاند که شاهدیم در این رمان توصیف شده است. ‏
در خصوص ترجمه ی فارسی این اثر نکاتی قابل بیان است که حیف است گفته نشود:‏
ناشر محترم احتمالاً خیلی دوست داشته است که هر چه سریع تر و احتمالاً به عنوان اولین ارائه کننده ی این کتاب، ‏بتواند سهمی از توجه محافل ادبی و هم گردش مالی مربوط را، به سمت خویش متوجه سازد. که البته این از همت ‏ایشان ناشی می شود و هیچ ایرادی بر ایشان و دیگر عزیزان فعال بخش های فرهنگی وارد نیست. به ایشان به خاطر ‏همت شان تبریک فراوان می گویم. عجله ای که مترجم و طراح جلـد نیـــز داشته اند هم، احتمالا از همین جا ناشی می ‏شود. نگارنده خود تجربه ی ترجمه، فراوان دارد و کاملا درک می کند وقتی با متنی بد قلق طرفی و به دلایلی باید کار ‏را زود تحویل دهی، فشار کار، هم در جمله بندی ها و هم در کیفیت تایپ تاثیر بسیار دارد و ماحصل هر چه هست نه از ‏بی سلیقگی و ناتوانی مجموعه ی دست اندرکار (خواه یک نفر، خواه صد نفر) بلکه به خاطر محدودیت زمانی است. ‏ماحصل اینکه:‏
‏1.‏ طــــرح جــلد می توانست در عین سادگی بیشتر، بسیار جالب تر، زیباتر و مناسب تر انتخاب شود. ‏
‏2.‏ مترجم محترم، کاملاً مبرهن است که بر متن مادر تسلط داشته و با دقت قابل ملاحظه ای اثر را به فارسی ‏برگردانده، اما گاهی دچار شتابزدگی شده و جملاتی را بدون وضوح لازم رها کرده است
‏3.‏ کتاب با فونتی تایپ شده است که اصلاً مناسب خط فارسی نیست! فونت های زیبا و خوش خوان فارسی ( بی ‏زر، بی بدر و ...) کم نیستند. اندازه ی فونت درشت است و می تواند ریزتر باشد، که خواه ناخواه روی زیبایی ‏ظاهری و حجم کتاب هم تاثیر مثبت بگذارد.
‏4.‏ علایم سجاوندی به درستی رعایت نشده است و این به نوبه ی خود خیلی آزاردهنده است: هم در خوانش ‏کتاب که باعث می شود خیلی از جملات با کژتابی توام باشد، و هم از نظر حساسیت به اینکه دوست داریم ‏نکات دستوری حتی در سطح علایم سجاوندی رعایت شود. این گونه کتابها دست به دست، بسیار، خواهند شد ‏و ترس من از این است که خیلی از نوآموزان، الگوی غلط گیرند. ‏
‏5.‏ غلط های تایپی هم زیاد است.‏
من آن قدر از این کتاب و محتوای آن لذت برده ام که اگر بدانم ناشر در تجدید چاپ اثر، طرح جلد زیبایی را انتخاب ‏کرده (ساده و دلنشین) و هم نوع و سایز فونت را، هم چنین غلط های تایپی و همه نکات ویراستاری را مورد تجدید نظر ‏قرار داده! قطعا یک نسخه ی دیگر خواهم خرید و کل اثر را دوباره خواهم خواند. هر چند که اثر بسیار زیباست و ‏خواندن آن انسان را به جایی می برد که یادش می رود به این چیزها دقت کند، اما با وجود این اصلاحات قطعاً اثری ‏منحصر به فرد و بسیار زیباتر خواهیم داشت که ارزش آن را دوصد چندان خواهد کرد. ‏
این کتاب را نشر علم منتشر کرده است.


ارسال ديدگاه
نام: ايميل: ديدگاه:

ناحیه کاربری

آدرس ایمیل:
رمز عبور:
 
رمز عبورم را فراموش کرده‌ام

ثبت نام