سرمقاله

وابسته سالاری فاسدانه و آثار آن / مرتضی عزتی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • راهنمای خرید جوجه‌پز و کباب‌پز صنعتی؛ نکات مهم و ضروری
  • عیدی ویژه همراه اول به مناسبت عید فطر
  • هدیه ویژه ایرانسل برای عید سعید فطر
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 38751  |  صفحه ۱  |  تاریخ: 12 آذر 1403
    وابسته سالاری فاسدانه و آثار آن / مرتضی عزتی

    هرچند همه رفتارهای انسان‌ها با انگیزه نفع شخصی توجیه می‌شود، ولی ممکن است بخشی از منافع شخصی در تناقض با منافع ملی، اجتماعی و اخلاقی فردی باشند. در همین راستا برخی رفتارها با تاکید بر نفع فردی بدون تمایلات ملی، اخلاق و نوع دوستی شکل می‌گیرد. برخی انواع وابستگی در وابسته سالاری، با این منشا تعریف می‌شوند. می‌توان اینها را بیشتر در قالب جرم و فساد ‌بارز گنجاند. به گونه‌ای که سالار کردن این وابستگان سود تصمیم‌گیرندگان انتصاب را به ارمغان می‌آورد. این مقامات، به‌سان سفته بازانی هستند که مناصب اجتماع را برگه‌های بازی سوداگرانه می‌پنداند و هدف آنها از توزیع و تخصیص مناصب و مواهب اجتماعی، دست‌یابی به منافع فاسدانه است. وابستگی به خارج یک وابستگی قابل توجه و تامل در کشورهای ضعیف‌تر است. این وابستگی می‌تواند دو منشا دست نشاندگی و نفوذ داشته باشد. در هر دو حالت منافع کشور منشا نفوذ در اولویت تخصیص مناصب به وابستگان است، ولی گاهی این هدف با تسخیر کشور و گاهی با تخریب کشور صورت می‌گیرد. در کشورهای دارای ایدئولوژی خاص که منشا آن ایدئولوژی، خارج از کشور است، مانند ایدئولوژی کمونیستی در دوران شوروی، مدیران رده بالا از افراد دارای وابستگی بیشتر به منشا انتخاب می‌شدند. در کشورهای ضعیف‌تر نفوذی‌های کشورهای قدرتمند در مناصب مختلف جای داده می‌شوند و گسترش نفوذ با انتصاب افراد وابسته‌تر به منشا نفوذ در مناصب کلیدی شکل می‌گیرد و این گسترش نفوذ، کشور را تا حد بخشی از کشور منشا نفوذ تبدیل می‌کند که منجر به تسخیر غیر فیزیکی کشور می‌شود. در این شرایط، سالاران وابسته، تصمیم‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، امنیتی، نظامی و مانند اینها را در چارچوبی تنظیم می‌کنند که منافع کشور منشا نفوذ را تامین کند و در نهایت کشور را مستعمره کشور منشا نفوذ می‌کند. شکل دیگر وابسته‌سالاری نفوذی در کشورهایی صورت می‌گیرد که در مقابل منافع قدرت‌های بزرگ می‌ایستند، اینجا نفوذ با هدف تخریب بنیان‌های اقتصادی و اجتماعی کشور صورت می‌گیرد. در چنین شرایطی هدف وابسته سالاری نفوذی، انتصاب افراد ضعیف، ناکارآمد، تندرو، مخرب، نفوذی و ناشایسته به مناصب مهم است تا بتوان از این طریق، کشور را تضعیف کرد. این منشا وابسته سالاری تلاش می‌کند وابسته سالاری به انواع مختلف را توسعه دهد تا به شکل‌های گوناگون هم دامنه افراد شایسته برای تصدی جایگاه‌های مختلف اقتصادی و اجتماعی را کوچک کند و هم زمینه و راه‌های بیشتری برای انتصاب افراد مورد نظر خود فراهم کند. در این شرایط نفوذی‌ها بهتر می‌توانند با توجیه‌های وابستگی، افراد ناشایسته را به جای افراد شایسته در مناصب مختلف بنشاند و مسیر حرکت کشور به سوی قهقرا را سرعت بخشند. بی‌شک این نوع وابستگی، بیشترین اثر ویرانگر را بر جامعه دارد. وابستگی مالی یکی دیگر از وابستگی‌ها است که در بسیاری از سازمان‌ها در رده‌های پایین‌تر شایع است. افراد، تلاش می‌کنند برای حفظ و توسعه منافع مالی خود، زمینه‌هایی را فراهم کنند که جایگاه‌های تخصصی، مدیریتی و تصمیم‌گیری، به افرادی تخصیص یابد که یا به همان گروه و منافع آن وابسته هستند یا بخواهند و بتوانند منافع آنها را تامین کنند. در این نوع وابسته‌سالاری، مناصب سازمان‌هایی که در تخصیص منابع موثرند، مانند سازمان برنامه و بودجه، بانک مرکزی، بانک‌ها، موسسات مالی و به گونه دقیق‌تر بسیاری از مناصب موثر در دریافت‌ها و پرداخت‌ها و نیز مناصب بنگاه‌های بزرگ دولتی و شبه دولتی، هدف و موضوع تصدی وابسته‌سالاران قرار می‌گیرند. این وابسته‌سالاری، فساد مالی و اقتصادی به شدت بالایی ایجاد کرده است. همراه اینکه افراد ناشایسته در جایگاه‌های تصمیم‌گیری قرار می‌گیرند و منافع ملی و دولت را به تاراج می‌برند، تا جایی که گاهی وابستگی مالی، به فروش مناصب و جایگاه‌ها به ویژه برای مناصب دارای منافع مالی بیشتر، منجر شده است. فسادهای روشنی که نتیجه آن تاراج ارزش‌های اجتماعی و منابع همگانی بوده است. وابسته‌سالاری فامیلی یکی از قاعده‌های به شدت قوی برای تصدی بسیاری از جایگاه‌های اجتماعی شده است. به‌گونه‌ای که به آسانی قابل مشاهده است بسیاری از اعضای خانواده مسوولان در مناصب مختلف مدیریتی، اقتصادی و حتی تخصصی قرار گرفته‌اند. این نوع وابسته‌سالاری در بسیاری از کشورهای مختلف به ویژه کشورهایی که ساختارهای اجتماعی و مدیریتی نظام‌مندی ندارند، معیار مهمی است و در کشورهایی که حکومت فردی دارند، جایگاه برجسته‌ای دارد. این وابستگی نیز می‌تواند امکان چرخش نخبگان و کارایی را به شدت کاهش دهد. هرچند در اغلب موارد، هدف اصلی وابسته‌سالاری فامیلی، استفاده از فرصت‌ها برای انتصاب نزدیکان با هدف نفع رساندن به آنان است، ولی کمترین نتیجه آن محدود شدن شدید گزینه‌های انتخاب برای تصدی مناصب اجتماعی است که منجر به انتخاب افراد ضعیف‌تر، ناتوان‌تر و کم تجربه‌تر در مناصب اجتماعی شده است. وابسته‌سالاری مریدان نیز گسترده است و بیشتر در قالب وابسته پروری شکل می‌گیرد. افرادی کوشش می‌کنند میدان کار، تصمیم‌گیری و انتصاب‌ها را بیشتر برای افرادی فراهم کنند که تایید کننده اندیشه‌ها و عملکرد‌ها و پیگیر منافع آنها هستند. از این‌رو مناصب و مواهب به سمت افرادی سوق پیدا می‌کند که ارادت خود را بیشتر نشان دهند. این ارادت می‌تواند به شکل‌های مختلف بروز کند که اگر هرگونه‌ای از آن ملاک انتخاب و تخصیص مواهب و مناصب باشد، منافع شخصی به شمار می‌رود و در تعریف فساد اداری جای می‌گیرد. اینها نمونه‌هایی از وابسته سالاری مفسدانه است که همگی موجب تضعیف شایسته‌سالاری و تخصیص مناصب اجتماعی به شایستگان می‌شود. نتیجه آن تصدی مناصب مختلف از سوی افراد زیان رسان به ساختارهای اقتصادی، اجتماعی کشور است. این مسیر نه تنها کارایی امور اجرایی، سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری را به شدت کاهش می‌دهد، بلکه شرایطی را فراهم می‌کند که مناصب و مواهب اجتماعی در انحصار فاسدان برسد و اقتصاد، اخلاق و دیگر بنیان‌های جامعه به سمت نابودی برود. این وابسته‌سالاری مهمترین عامل ایجاد ضعف اقتصادی، اجتماعی و قدرت کشورها است.