سرمقاله

جراحی واقعی اقتصاد، میدان دادن به بخش خصوصی / ژوبین صفاری

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • همکاری در فروش چیست؟
  • راهنمای خرید جوجه‌پز و کباب‌پز صنعتی؛ نکات مهم و ضروری
  • عیدی ویژه همراه اول به مناسبت عید فطر
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 42028  |  صفحه ۱۱ | ایران و جهان  |  تاریخ: 16 بهمن 1403
    پیچیدگی ها مذاکره، تعامل و توافق ایران و آمریکا بررسی شد
    ضدو نقیض های مذاکره
    گروه سیاست خارجی- ایالات متحده با خروج از برجام در دور اول ریاست‌جمهوری ترامپ، عملا توافق هسته‌ای را با بحران فراوانی روبه‌رو کرد. گفتگوها برای بازگشت ایالات متحده به برجام، در طول سال‌های دولت بایدن به نتیجه نرسید و تهران هم در زمان دولت سیزدهم چندان برای رسیدن به یک توافق مصر به نظر نمی‌رسید. با بازگشت دوباره ترامپ به کاخ سفید، افزایش فشارها بر ایران، نزدیک شدن به تاریخ پایان برجام و امکان فعال شدن مکانیسم ماشه، به نظر می‌رسد ادامه روند فعلی به سود تهران نباشد. از سمت دیگر، ترامپ در پیام‌های ضدونقیضی نشان می‌دهد که از معامله با تهران استقبال می‌کند اما شرایط او ممکن است با آنچه ایران انتظارش را دارد همخوانی نداشته باشد.
    فریدون مجلسی دیپلمات سابق و کارشناس مسائل بین‌المللی با خبرآنلاین به گفت و گو نشته که در ادامه می‌خوانید:
    ترامپ هنوز از سیاست خارجی آمریکا در قبال ایران پرده برنداشته و تنها به چند اقدام مانند برخوردی تند با افرادی مانند برایان هوک و پمپئو و ... و البته اظهارنظرهای پراکنده اکتفا کرده است. برخی معتقدند که او از این روش‌ها برای ارسال پیام‌هایی به ایران بهره برده. برداشت شما از پالس‌هایی که از سوی ترامپ در مورد ایران شاهدش هستیم چیست؟
    صحبت‌های ترامپ هنوز روی کار نیامده، مثل آغاز دفعه قبلش خیلی با سروصدا و تبلیغات و امضاهایی که یک صفحه را پرمی‌کنند بوده است. اما در عمل اینها با ترمزهای مختلف قضایی و اداری و ایالتی امریکا مواجه می‌شود و دوباره به یاد می‌آورد که کشورش بزرگ‌ترین قدرت سیاسی و اقتصادی و نظامی جهان بوده و مهار آن در دست یک نفر نیست که هر کاری دلش می‌خواهد بکند.
    ما اما عادت کرده‌ایم به شعارهایی فراتر از ابعاد ظرفیت‌های اقتصادی و جمعیتی و ... خودمان. فرق ترامپ با ما این است که شعارهای او در ابعادی است که از پس آن بر می‌آید و می‌تواند آن را عملی کند. شعارهای ما مقداری‌اش عملی و مقداری غیرعملی است. ما به توانمندی‌های خود می‌اندیشیم اما به توانمندی‌های جهانی که می‌خواهیم با آن مقابله کنیم نمی‌اندیشیم.
    وقتی ترامپ می‌گوید هم آمادگی دارد که با کشورها تعامل کند و هم واکنش نشان دهد، جدی است. مثلا از روزی که او روی کار آمده حوثی‌ها فعالیت‌های خود را در دریای سرخ متوقف کرده‌اند. چون می‌دانند با آدمی طرف هستند که سیاستمدار کهنه‌کار نیست و تاجری است که می‌خواهد بیشترین سود را ببرد و یکی از مهم‌ترین مسائل برای او آرامش در دریاهاست.
    آیا با توجه به گفته‌های ترامپ درخصوص ایران، می‌توان پیشبینی کرد که او میلی به مذاکره به آن شکلی که ایران می‌خواهد دارد؟ شروط ایران مشخص شده‌اند. تهران به‌دنبال گفتگوهای برد -برد و شرافتمندنه است و لازم می‌داند تا واشنگتن دست به اعتمادسازی بزند.
    از طرف آمریکا زمان مذاکره دیگر پایان پیدا کرده. ترامپ آماده برای تعامل و معامله است. پشت میزی بنشیند و بگوید شرایط من را که می‌دانید، حالا نظرتان را راجع به این شرایط بگویید و اگر خواستید قبول کنید. آنها ۱۵ سال سابقه دارند و می‌دانند مذاکره فقط برای مذاکره بی‌فایده است. احساس می‌کنند از سوی ایران مذاکره به معنای خریدن وقت برای رسیدن به اهداف هسته‌ای است. زمانی برای آن شکل از مذاکراتی که سال‌ها انجام می‌شد گذشته و فرصتی هم نیست. از طرف دیگر اجازه ترامپ در مورد ایران دست اسرائیل است که مرتب خواهان حمله به مراکز اتمی ایران است و البته آمریکا جلوی خواسته‌اش را گرفته. شرایط ترامپ پنج سال قبل اعلام شده. او ۱۲ شرط گذاشته بود که هنوز هم همان را پیگیری می‌کند.
    ما در منطقه روابط خوبی با کشورهای اطراف نداریم. حتی با ترکیه و آذربایجان ارتباطمان کاملا خوب نیست. ما حتی با چین رابطه استراتژیک نداریم. رابطه ما با پکن حیاتی است اما برای آنها بازارهای پرسودتر حیاتی است. آنها حتی با روسیه هم متحد نیستند. چین بازارهایی در ایران و روسیه دارد اما روابط استراتژیک مساله دیگری است. چین برای کشوری مثل کره شمالی سربازهایش را می فرستاد اما مشابه این کار را با روسیه نمی‌کند. حتی روسیه اگر بتواند به کمک ترامپ از مهلکه جنگ اوکراین خارج شود، ارتباط با ایران برایش اهمیت کمتری خواهد داشت.
    برخی معتقدند که افرادی چون استیو ویتکاف به‌دلیل نزدیکی به ترامپ از یک سو و تاجر بودنش می‌تواند به روند اتفاقاتی که ممکن است بین ایران و آمریکا بیفتد کمک کند. آیا چنین ایده‌ای با توجه به شرایط فعلی امکان پذیر است؟
    هیچ‌فرقی نمی‌کند چه فردی در مورد ایران مسئولیت قبول کند. ترامپ تصمیمات خودش را می‌گیرد و ویتکاف یا هر فرد دیگری فقط اعلام کننده چنین تصمیماتی است. ترامپ گاهی افرادی که زبان تندتری دارند می‌گذارد تا ایران یا کشورهای دیگر را بترسانند. اینکه ویتکاف تاجر است برای وقتی خواهد بود که روابط در مسیر بهبود قرار بگیرد. در آن صورت می‌توانند برای ادامه این روند جلو بیایند و از مهارت‌های تجاری خود استفاده کنند. اگر روابط بخواهد عادی شود و اگر ایران دست از چیزی که غرب آن را ماجراجویی میداند بردارد، آنها هم می‌آیند و می‌گویند ما هستیم تا سرمایه‌گذاری کنیم و ماشین‌آلات به شما بفروشیم و... . دولت آمریکا و غرب تصمیم خود را در قبال ایران گرفته و این ما هستیم که حالا باید تصمیم خود را در قبال اتفاقات پیش رو بگیریم.
    مذاکره ایران و آمریکا؛ یک گام به پیش، دو گام به پس
    جلیل بیات در عصر ایران می نویسد: در حالی که در چند هفته گذشته مقامات جمهوری اسلامی از آمادگی برای مذاکره با ترامپ سخن گفته بودند، صحبت های جدید عباس عراقچی در مصاحبه با شبکه الجزیره می‌تواند نوعی عقب نشینی از این مواضع تفسیر شود.
    وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی در این مصاحبه گفته «آمریکا باید زمینه را برای گفتگو ایجاد کند» و در این راستا از «آزاد سازی پول های بلوکه شدن ایران به عنوان گامی اولیه» نام برده است.
    اگر نگوییم این سخنان به منزله نوعی پیش شرط برای ورود به گفتگو و مذاکره است، می توان گفت شباهت زیادی به بازی «اول تو بعدش من» دارد که با روی کار آمدن دولت بایدن در سال 2020 میان ایران و آمریکا شکل گرفت. در آن زمان جمهوری اسلامی عنوان می کرد از آنجا که این آمریکا بود که ابتدا از برجام خارج شد، بنابراین لازم است ابتدا تمامی تحریم ها علیه ایران لغو گردد و سپس ایران تعهدات خود را وفق برجام انجام دهد. اما در مقابل دولت بایدن انتظار داشت ابتدا ایران تعهدات خود را انجام دهد و سپس امریکا به برجام بازگردد. این اختلاف نظر باعث شد طرفین نتوانند در مدت چهار سال وارد گفتگویی جدی و به تبع آن توافق شوند.
    هیچ شکی وجود ندارد که در موضوع هسته ای و خروج ترامپ از برجام، حق با ایران است، منتهی روابط بین‌الملل چندان سر و کاری با حق و اخلاق و عدالت ندارد. اگر برخی مقامات جمهوری اسلامی بتوانند این موضوع را درک کنند، احتمالا بسیاری از مشکلات سیاست خارجی ایران حل خواهد شد.
    آقای عراقچی در مصاحبه اخیر خود با اشاره به تاریخ خصومت و دشمنی آمریکا با جمهوری اسلامی گفته است «بی اعتمادی میان ایران و آمریکا با یک کلمه از میان نمی رود.» این در حالی است که وزیر خارجه ایران می بایست به جای باقی ماندن در دام گذشته به سمت جلو حرکت کند و برای ساختن آینده ای بهتر تلاش نماید.
    عراقچی در این مصاحبه همچنین گفته «ما بر اساس مواضع آمریکا تصمیم می گیریم و مواضع خودمان را بر این اساس هماهنگ می کنیم.» در واقع این سخنان موید این ادعا است که وزارت خارجه ایران برنامه ای از خود ندارد و صرفا در برابر کنش آمریکا، واکنش نشان می دهد؛ در حالی که می بایست سناریوهای مختلفی برای گشودن باب مذاکره با آمریکا طراحی و به طرف مقابل ارائه نماید.
    عجیب تر از همه آنکه عراقچی بر خلاف صحبت های خودش، رئیس جمهور و سایر مقامات ایران شروع گفتگو را نیز منوط به اراده آمریکا کرده و گفته این کشور باید زمینه را برای مذاکره فراهم کند. در این راستا او آزادسازی پول های بلوکه شدن ایران را گامی اولیه دانسته و در عین حال افزوده است «من نمی گویم که با یک یا دو حرکت اعتماد ایران جلب خواهد شد.»
    عراقچی در واقع روی موضوعی دست گذاشته که ترامپ به آن حساس است چنانکه سال ها دولت بایدن و پیش از آن دولت اوباما را مورد نقد قرار می داد که با بهانه های مختلف پول های بلوکه شدن ایران را آزاد کردند و دست ایران را برای اقدامات مختلف در سیاست خارجی باز گذاشتند. آیا حالا ممکن است خود ترامپ دستور آزادسازی پول های بلوکه شده را نه به عنوان نتیجه مذاکرات، بلکه به عنوان پیش شرط شروع مذاکرات صادر کند؟!
    ممکن است برخی عنوان کنند عراقچی به مرگ گرفته که ترامپ به تب راضی شود. منتهی اگر این بلوف نگیرد آیا ایران قادر است بدون آنکه عزت و غرور ملی آسیب ببیند سیاست جایگزین را پیش ببرد؟ اساسا در آن شرایط سیاست جایگزین چیست و دارای چه ویژگی هایی است؟ هرچند وقتی آقای عراقچی می گوید «ما بر اساس مواضع آمریکا تصمیم می گیریم»، سوال از سیاست جایگزین بیهوده است.
    لذا به نظر می رسد اگر قرار باشد جمهوری اسلامی با توجه به صحبت های جدید آقای عراقچی با ترامپ و آمریکا مواجه شود، از هم اکنون نتیجه معلوم است و به نظر نمی رسد نتیجه خوشایندی برای مردم ایران باشد.
    پی نوشت: ممکن است برخی تندروها به این یادداشت خُرده بگیرند که از روی ضعف، وادادگی و مماشات، مذاکره با آمریکا را التماس می کند. اما در حقیقت این نوشته با نگاه به واقعیت ها و توجه به رویکردی عملگرا خواستار مذاکره در راستای منافع ملی کشور است.