سرمقاله

سه عامل اصلیِ موفقیت ‪/‬ محمد علی نویدی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • راهنمای خرید جوجه‌پز و کباب‌پز صنعتی؛ نکات مهم و ضروری
  • عیدی ویژه همراه اول به مناسبت عید فطر
  • هدیه ویژه ایرانسل برای عید سعید فطر
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 42386  |  صفحه ۱۱ | ایران و جهان  |  تاریخ: 23 بهمن 1403
    آیا رئیس جمهور آمریکا واقعا به دنبال یک توافق هسته‌ای جدید با ایران است؟
    تناقض رفتاری ترامپ
    گروه سیاست خارجی- دونالد ترامپ همچنان بر فشار حداکثری علیه ایران تأکید دارد، اما اظهاراتش نشان‌دهنده تناقض در سیاست‌هاست. کاخ سفید در یک یادداشت ریاست‌جمهوری از اقدامات سخت‌گیرانه‌ای برای محدود کردن برنامه هسته‌ای و فعالیت‌های منطقه‌ای ایران خبر داد، اما چین به‌عنوان خریدار اصلی نفت ایران چالشی مهم برای واشنگتن است.
    به گزارش فرارو به نقل از نشریه فارن پالیسی، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، بار دیگر از سیاست فشار حداکثری علیه ایران حمایت کرده و هدف این راهبرد را کاهش منابع مالی تهران در حوزه‌های منطقه‌ای و برنامه هسته‌ای عنوان کرده است. با این حال، سخنان دونالد ترامپ نشان‌دهنده رویکردی مبهم است که احتمالاً از نبود یک راهبرد مشخص در برابر ایران حکایت دارد.
    تناقض در سیاست‌های اعلامی ترامپ و اهداف واقعی او در قبال ایران
    کاخ سفید در یک یادداشت ریاست‌جمهوری اعلام کرد که مقابله با «فعالیت‌های مخرب» ایران را در دستور کار دارد و از نهاد‌های دولتی خواسته است اقدامات لازم را برای تحقق این هدف به کار گیرند. در همین حال، دونالد ترامپ در مراسم امضای این سند اظهار داشت که تمایل دارد روابطی مسالمت‌آمیز با دیگر کشور‌ها برقرار کند و تأکید کرد که ترجیح می‌دهد از اختیارات جدید خود استفاده نکند. او در شبکه اجتماعی تروث سوشیال نوشت: «من می‌خواهم ایران کشوری موفق و بزرگ باشد، اما اجازه نخواهم داد که این کشور به سلاح هسته‌ای دست یابد.» دونالد ترامپ همچنین از آمادگی برای دستیابی به یک توافق هسته‌ای تأییدشده خبر داد.
    تناقض‌های موجود در سیاست‌های اعلامی و اظهارات شفاهی ترامپ، ناظران را سردرگم کرده است. گریگوری برو، تحلیلگر مسائل ایران در گروه اوراسیا، معتقد است که محتوای یادداشت ریاست‌جمهوری با سخنان ترامپ همخوانی ندارد. به گفته او، این سند سیاستی سخت‌گیرانه‌تر از آنچه ترامپ بیان کرده را نشان می‌دهد، و این تفاوت در لحن و محتوای سیاست، پرسش‌هایی درباره اهداف واقعی او در قبال ایران ایجاد کرده است. هرچند یادداشت ترامپ به دلایلی مانند انقلاب اسلامی ۱۹۷۹، فعالیت‌های منطقه‌ای ایران و برنامه هسته‌ای این کشور برای اعمال فشار بیشتر اشاره کرده، اما فاقد جزئیات مشخص برای تبدیل این اهداف به سیاستی عملی و اجرایی است.
    یادداشت ریاست‌جمهوری بر اجرای کامل تحریم‌های موجود و بازگرداندن تحریم‌های سازمان ملل مرتبط با نقض پروتکل‌های توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ تأکید دارد. همچنین توقیف محموله‌های نفت ایران در آب‌های آزاد را خواستار شده است. با این حال، منتقدان می‌گویند که چنین اقدامات پیش‌تر نیز انجام شده است. آنان بر این باورند که رویکرد فعلی فاقد ابزار‌های اجرایی است که بتواند سیاست «فشار حداکثری» را به سطح بالاتری برساند.
    صادرات نفت ایران، که به‌طور عمده به چین انجام می‌شود، همچنان ادامه دارد و اقتصاد ایران را تغذیه می‌کند. روزانه حدود ۱.۷ میلیون بشکه نفت صادر می‌شود و بیش از ۹۰ درصد این مقدار به چین می‌رود. این وضعیت نشان می‌دهد که یادداشت ترامپ، بدون اقدامات عملی جدید و کارآمد برای محدود کردن این جریان، نمی‌تواند تأثیر معناداری بر رفتار تهران بگذارد. گریگوری برو، تحلیلگر مسائل ایران، با اشاره به همین نکته تأکید کرده است که این یادداشت ارزش عملی چندانی نخواهد داشت.
    نقش کلیدی چین در معادلات نفتی و تحریمی ایران
    رافائل گروسی، مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، هشدار داده است که ایران در روند غنی‌سازی اورانیوم با غنای بالا به‌سرعت پیش می‌رود. طبق توافق هسته‌ای ۲۰۱۵، غنی‌سازی ایران نباید از سطح ۳.۶۷ درصد فراتر می‌رفت، اما تهران اکنون حدود ۲۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای ۶۰ درصد ذخیره کرده است. این مقدار پیشرفتی قابل‌توجه به سوی دستیابی به مواد خام لازم برای تولید بمب هسته‌ای را نشان می‌دهد. در حالی که برآورد‌های توافق ۲۰۱۵ فاصله ایران تا ساخت بمب را یک سال یا بیشتر تخمین می‌زد، آنتونی بلینکن، وزیر خارجه آمریکا، اکنون هشدار داده که این بازه ممکن است به یک یا دو هفته کاهش یافته باشد.
    نیسان رفعتی، تحلیلگر ارشد ایران در گروه بین المللی بحران تأکید دارد که مدت‌زمان «گریز هسته‌ای» ایران از ماه‌ها و سال‌ها به روز‌ها کاهش یافته است. با این حال، وی خاطرنشان می‌کند که هنوز فاصله قابل‌توجهی میان داشتن مواد شکافت‌پذیر کافی و ساخت یک سلاح هسته‌ای کامل وجود دارد. برآورد‌های رایج نشان می‌دهند که ایران، حتی در صورت تصمیم‌گیری برای تولید سلاح هسته‌ای، همچنان به یک تا دو سال زمان نیاز خواهد داشت تا بتواند یک کلاهک عملیاتی و قابل حمل را تکمیل کند.
    متیو رید، معاون شرکت مشاوره انرژی «فارین ریپورتز»، معتقد است که استفاده از قانون SHIP می‌تواند صادرات نفت ایران را محدود کند.
    نقش چین در این ماجرا چالشی بزرگ برای دولت ترامپ محسوب می‌شود. پالایشگاه‌های مستقل چینی، که در شرایط مالی دشواری به سر می‌برند، بزرگ‌ترین خریداران نفت ایران هستند. این امر کاخ سفید را با یک معمای استراتژیک روبه‌رو کرده است: چگونه می‌توان بدون تحریک چین به‌عنوان بزرگ‌ترین واردکننده نفت ایران، فشار بر تهران را افزایش داد؟ متیو رید، معاون شرکت مشاوره انرژی «فارین ریپورتز»، این وضعیت را «بازی پیچیده‌ای میان تعقیب‌کننده و اهداف متحرک» توصیف کرده است. تعقیب‌کننده، خزانه‌داری ایالات متحده است که به دنبال اجرای تحریم‌هاست و اهداف متحرک، شرکت‌ها و کشتی‌هایی هستند که در تلاشند این تحریم‌ها را دور بزنند.
    ترامپ باید با پذیرش اشتباه خروج از برجام، با ایران به توافق برسد
    پایگاه تحلیلی «نشنال اینترست» در گزارشی نوشت: برای دستیابی به توافق با ایران، دولت ترامپ باید غرور خود را کنار گذاشته و ضمناً بپذیرد که هنگام خروج از برجام در سال ۲۰۱۸ اشتباه کرد.
    به گزارش گروه سیاست خارجی ایرنا، پایگاه تحلیلی نشنال اینترست در گزارشی با عنوان «یک معامله جدید با ایران؛ سریعتر، لطفا!» با تکرار این ادعا که «ایران از منظر نظامی ضعیف شده» نوشت: در این باره و زیر سوال بردن توانمندی ایران بزرگ‌نمایی شده و این می تواند نتایج فاجعه باری برای منافع آمریکا به همراه داشته باشد.
    نویسنده این مطلب با اشاره به تحولات رخ داده در منطقه غرب آسیا پس از هفت اکتبر ۲۰۲۳ به شمول وارد آمدن ضرباتی به محور مقاومت در لبنان و همچنین سقوط دولت بشار اسد می‌نویسد: با این حال، ایران هنوز تعداد بسیار زیادی موشک و هواپیماهای بدون سرنشین دارد که می‌تواند با آن‌ها به زیرساخت‌های نفتی کشورهای عربی خلیج فارس حمله کند، قابلیتی که پیش از این در سال ۲۰۱۹ از خود نشان داده است. (اشاره نویسنده به حملات صورت گرفته به تاسیسات نفتی عربستان سعودی آرامکو است که ایران هیچ گاه مسئولیت آن را نپذیرفت.)
    در متن این گزارش آمده است: همانطور که انتظار می رفت، ترامپ در ۵ فوریه فرمانی را امضا کرد که بر اساس آن سیاست «فشار حداکثری» علیه ایران، که مشخصه سال های آخر اولین ریاست جمهوری او بود، بازگردانده شد. سوال این است که با چه هدفی؟
    زمینه این بار بسیار متفاوت است؛ در سال ۲۰۱۸، دولت ترامپ در مورد تمایل به «توافق بهتر» نسبت به برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) صحبت کرد. تیم باراک اوباما این توافقنامه هسته‌ای را در سال ۲۰۱۵ نهایی کرد که ایران تا زمان خروج ایالات متحده از آن تبعیت کرده بود. به نظر بسیاری از ناظران هدف واقعی تیم ترامپ تضعیف حکومت در ایران به امید دستیابی به یک راه حل مطلوب از طریق «تغییر رژیم»، علیرغم مخالفت های عمومی جان بولتون، مشاور امنیت ملی آن زمان بود.
    این گزارش می‌افزاید: دولت اول ترامپ هرگز به طور جدی با ایران در موضوع هسته ای تعامل دیپلماتیک نداشت. اکنون، ترامپ تمایل بسیار واضحی برای چنین تعاملی ابراز می‌کند، حتی در شرایطی که او منطقه را با تایید اخراج فلسطینی‌ها از غزه و نوعی تسلط آمریکا بر این قلمرو به آشوب می‌کشد، ایده‌ای غیرجدی که من آن را به دیگران می‌سپارم تا تجزیه و تحلیل کنند. سوال اینجاست که این پیش درآمد چقدر شانس موفقیت خواهد داشت.
    این گزارش در ادامه با تکرار ادعای رژیم صهیونیستی مبنی بر «حمله موفقیت آمیز علیه پدافند هوایی و تولید موشک های بالستیک ایران» می نویسد: این شرایط موجب شده است تا نخست‌وزیر نتانیاهو با خبرنگاران اسرائیلی درباره «پنجره طلایی فرصت» صحبت کند. تعدادی از آمریکایی‌ها نیز این موضوع را تکرار کرده‌اند. همچنین یک نتیجه گیری از این استدلال دیرینه وجود دارد مبنی بر اینکه «حمله نظامی علیه برنامه هسته‌ای ایران ممکن است به درهم شکستن قدرت حکومت ایران کمک کند.»
    برای دستیابی به توافق، دولت ترامپ باید غرور خود را ببلعد و ضمناً بپذیرد که هنگام خروج از برجام در سال ۲۰۱۸ اشتباه کرده است. در آن زمان، مقامات دولت ترامپ در حالی که عقب نشسته بودند و منتظر تسلیم شدن ایران یا تغییر رژیم برای حل مشکل بودند، از «توافق بهتر» صحبت کردند. این بار، اگر آنها می خواهند موفق شوند، باید بدانند که برنامه هسته ای ایران در سال ۲۰۲۵ بسیار فراتر از زمانی است که یک دهه پیش برجام منعقد شد.
    نویسنده در ادامه بدون اشاره به نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بر برنامه هسته‌ای ایران و تاکید تهران بر صلح آمیز بودن این برنامه می‌نویسد: حتی بدون تسلیحات، ایران به وضوح «وضعیت آستانه هسته‌ای» خود را چیزی می‌بیند که باعث افزایش وزن ژئوپلیتیکی آن می‌شود و کاربرد خاص خود را دارد. آنچه ایالات متحده به آن نیاز دارد، زمان کافی است تا بتواند تأیید کند که «ایران سلاح نمی‌سازد.» این احتمالاً مستلزم آن است که ایران اورانیوم ۶۰ درصدی خود را با غنای بالا کنار بگذارد و سطحی از نظارت و شفافیت را بپذیرد که فراتر از پروتکل الحاقی باشد که به عنوان بخشی از برجام به آن پایبند بود.
    با این حال، تهران با غیرفعال سازی سانتریفیوژهای پیشرفته‌تری که از سال ۲۰۱۸ ساخته، ظرفیت غنی‌سازی خود را به سطح برجام کاهش نمی‌دهد. باز هم، این یک موضع مسلماً نامحبوب در واشنگتن است، اما احتمالاً آن چیزی است که برای تضمین یک توافق واقع‌بینانه و ضروری و مقایسه آن با شرایط سال ۲۰۱۵ بی معنی است.
    این گزارش می افزاید: چنین معامله ای باید با جدیت دنبال شود. زمان مهم است. احتمالاً اقدام علیه ایران تا پایان فوریه که فاز اول توافق آتش‌بس غزه به پایان می‌رسد به تعویق خواهد افتاد. دولت ترامپ به دنبال گسترش فاز اول به فاز دوم و آتش بس دائمی است. با این حال، علیرغم فقدان تجربه دیپلماتیک قبلی استیو ویتکاف، به نظر می رسد که او آگاه و منطقی است.
    با توجه به اینکه ایران در حال تسریع برنامه هسته ای خود برای اهرم سازی در مذاکرات است، پنجره فرصتی وجود دارد که باید از آن استفاده کرد. به همین ترتیب، زمان باقیمانده برای شرکای اروپایی امریکا برای پیگیری بازگرداندن تحریم‌های تحت قطعنامه‌های شورای امنیت سازمان ملل متحد که زیربنای برجام است، در ماه اکتبر بسته می‌شود.
    نویسنده در ادامه این گزارش ادعا کرده که «تحریم‌ها می‌توانند ایران را وادار به دادن امتیاز کنند، اما تنها در صورتی که با یک استراتژی مذاکره جدی و واقع‌بینانه همراه شوند»، همانطور که در دوره اوباما چنین بود. انتظار از تحریم ها برای تضعیف قدرت دولت ایران بسیار خطرناک خواهد بود. مشاهده این که چگونه رویکرد دولت دوم ترامپ در قبال ونزوئلا با سفر اخیر ریک گرنل تغییر کرده است، جالب است که تمرکز را از احیای دموکراسی به بازگشت مهاجران، جایی که بیشتر نگرانی‌های آمریکایی‌ها متمرکز شده، تغییر داده است. به نظر می‌رسد که می توان در رها کردن هدف حداکثری تغییر رژِیم در کشورهای مختلف به نتایج قابل توجهی دست یافت.
    ترامپ باید روی هدف اصلی خود یعنی اولویت دادن به آمریکا متمرکز بماند و متوجه شود که ایالات متحده و اسرائیل منافعی دارند که کاملاً با هم تطابق ندارند و پاسخ نظامی ایران می‌تواند باعث فشار تورمی و آسیب اقتصادی به منافع امریکا شود و اهداف دیگر او را از مسیر خارج کند. درگیر کردن ایالات متحده در یک حریق دیگر در خاورمیانه، با تمام آنچه ترامپ در دهه گذشته گفته است، در تناقض است. او باید هر کاری که می تواند انجام دهد تا از این نتیجه جلوگیری کند.