کد خبر: 49878 | صفحه ۴ | فرهنگ و هنر | تاریخ: 08 مرداد 1404
چرا طرح تعطیلی یک هفتهای تابستان برای سفرغیرواقعی است؟
لاپوشانی کمبود انرژی با گردشگری اجباری!
در حالی که کشور در اوج بحران کمآبی و قطعی مکرر برق گرفتار است، طرحی بحثبرانگیز برای تعطیلی یک هفتهای با هدف تشویق مردم به سفرهای داخلی مطرح شده است. برآوردها نشان میدهد برای این طرح بودجهای حدود ۱۲ هزار و ۵۰۰ میلیارد تومان نیاز است. این راهکار نه درمان بحران، بلکه اقدامی فریبکارانه و پرهزینه است که نه تنها مشکل آب و برق را حل نمیکند بلکه بار مضاعفی بر منابع کشور تحمیل خواهد کرد.
در یکی از داغترین تابستانهای قرن، در میانه هشدارهای بیسابقه درباره تنش آبی، کاهش شدید ذخایر سدهای تهران، قطعی مکرر برق و هشدار استاندار تهران در مورد «ابرچالشهای ناتمام پایتخت»، وزیر گردشگری در قامت ناجی ظاهر شده و اعلام کرده: «در هیات دولت طرحی آماده شده که یک هفته تعطیلی برای سفر مردم تصویب شود و با حمایت مالی دولت، مردم به گردشگری داخلی بروند تا نشاط ایجاد شود و اشتغال در حوزه گردشگری و صنایعدستی حفظ شود.»
به گزارش رویداد۲۴، رضا صالحی امیری البته بخشی از جزییات این طرح عجیب را هم شرح داده و گفته: بخشی از هزینهها باید توسط دولت پرداخت شود و بخشی از آن را کارکنان دولت، مردم، اقامتگاهها و تأسیسات گردشگری بدهند. او نوید داده که این موضوع طی هفته آتی در دولت مطرح میشود.
ظاهرا دولت در پی یک فریب سازمانیافته با هدف کنترل بحران انرژی و کمآبی پایتخت است؛ بحرانی که حالا قرار است با یک نسخه ناکارآمد به نام «سفر اجباری با یارانه» درمان شود. اما آیا این نسخه امکان پذیر است؟
تهران را تعطیل کنیم تا آب و برق نجات پیدا کند؟
هرچند این مساله به صورت مستقیم از سوی وزیر گردشگری مطرح نشده، اما به نظر میرسد این طرح در لایه پنهان خود هدف دیگر و حتی اصلیتری داشته باشد؛ کاهش فشار بر شبکه توزیع آب و برق! در اوج تابستان، بهجای اصلاح ساختار مصرف، تقویت زیرساخت یا اعمال سیاستهای کنترلی بر مشترکان پرمصرف، ترجیح بر این است که میلیونها نفر را به سمت شمال، غرب و شرق کشور روانه کنند.
نکته حائر اهمیت این است که به گفته عیسی بزرگزاده سخنگوی صنعت آب کشور، در حال حاضر ۵۰ شهر در ۲۴ استان ایران در وضعیت قرمز آبی قرار دارد.آمارها نشان میدهد در استانهای خوزستان، کرمان، سیستان و بلوچستان، هرمزگان، فارس، بوشهر و حتی گیلان و مازندران هم تنش آبی ثبت شده است. مشخص نیست مقصد سفر تابستانی اجباری آقای وزیر قرار است به کدام یک از استانهای کم آب کشور باشد.
یک هفته سفر خانوادگی چقدر خرج دارد؟
وزیر گردشگری در بخشی از صحبتهای خود در گفتگوی ویژه خبری، از تسهیلاتی سخن گفته که قرار است در صورت تصویب طرح سفر تابستانی، از طرف دولت برای مردم درنظر گرفته شود. اما سوال ساده اینجاست: برای چند میلیون خانواده؟ و با کدام بودجه؟
برآوردهای غیررسمی نشان میدهد که بیش از ۲۵ میلیون خانوار شهری در ایران سکونت دارند. در این گزارش فرض بر این است که فقط ۱۰ درصد این تعداد، یعنی ۲.۵ میلیون خانواده از این طرح استفاده کنند. با فرض در نظر گرفتن تنها ۵ میلیون تومان یارانه نقدی یا خدماتی به هر خانواده چهار نفره _مبلغی که حتی جوابگوی ۳ شب اقامت در شهرهای ارزان قیمت کشور هم نیست_ رقمی بیش از ۱۲ هزار و پانصد میلیارد تومان بودجه برای این طرح نیاز است.
عجیبتر اینکه حتی این رقم هم کفاف سفر داخلی یک خانواده چهار نفره را نمیدهد. محاسبات میدانی و بررسی قیمتهای فعلی تابستان ۱۴۰۴ نشان میدهد: هزینه رفت و برگشت با خودروی شخصی از تهران به شهرهای شمالی با بنزین آزاد،_با درنظر گرفتن حداقل چهار باک بنزین برای هر خودرو _، حداقل یک میلیون تومان برآورد میشود.
۶ شب اقامت در هنل، ویلا یا اقامتگاه بومگردی متوسط در شهرهای شمالی استانهای گیلان یا مازندران حداقل ۶ تا ۱۰ میلیون تومان هزینه خواهد داشت.
هزینه خوراک، گردش، ورودیها، سوغاتی و خدمات جانبی، حداقل نفری یک میلیون تومان برآورد شده. به این ترتیب، یک خانواده ۴ نفره برای یک هفته سفر اقتصادی، بهطور میانگین به ۱۲ تا ۱۵ میلیون نقدینگی نیاز دارد.
این در حالی است که دولت همین حالا در پرداخت حقوق معلمان، یارانه نقدی خانوارها، مطالبات بازنشستگان و طرحهای عمرانی ناکام مانده است.
گردشگری واقعی، برنامه میخواهد نه تعطیلی دستوری
اگر وزیر گردشگری واقعاً دغدغه اشتغال در حوزه گردشگری را دارد، آیا نمیداند که ایران سالهاست اقتصادی به نام گردشگری در معنای واقعی و پایدار آن ندارد؟
جذب گردشگر خارجی که در عمل سالهاست با چالشهای جدی مواجه شده؛ نهتنها بهدلیل تحریمها و محدودیتهای بانکی و نبود پروازهای بینالمللی گسترده، بلکه بهخاطر تصاویر مخدوش از امنیت داخلی، بازداشت دوتابعیتی ها، برخوردهای سلیقهای، نبود خدمات استاندارد، و فقدان تبلیغات جهانی موثر، گردشگران خارجی به ندرت ایران را به عنوان مقصد سفر خود انتخاب می کنند. گردشگر داخلی نیز زیر فشار تورم، گرانی اقامت، هزینه بالای سوخت، جادههای ناامن، قطارهای فرسوده و پروازهای محدود و گران، رمق خود را از دست داده است.
امروز بسیاری از خانوادهها توان مالی یک سفر ۳ روزه را هم ندارند؛ نشان به آن نشان که در شهریور ۱۴۰۳، رئیس جامعه هتلداران ایران اعلام کرده بود که میانگین اشغال هتلها در فصل تابستان به زیر ۴۰ درصد رسیده و بسیاری از واحدهای اقامتی در حال تعطیلی یا تعدیل نیرو هستند.
از سوی دیگر، ظاهرا وزیر محترم گردشگری مطلع نیستند که زیرساخت حملونقل جادهای، ریلی و هوایی کشور به هیچوجه ظرفیت موج سفرهای همزمان میلیونی را ندارد.
اگر هدف، حفظ اشتغال است، باید پرسید: چه شغلی؟ کدام رونق؟ کدام بازار فعال گردشگری؟
پیشنهاد تعطیلی سراسری، بدون احیای زیرساختها، صرفاً یک تزریق موقت مسافر به چند شهر خاص است، آنهم به قیمت فشار بیشتر بر منابع آب، افزایش زباله در مقاصد گردشگری، آسیب به طبیعت و بالا رفتن قیمت خدمات محلی برای مردم همان مناطق. در چنین شرایطی، به جای صحبت از حفظ اشتغال، وزیر باید پاسخ دهد برنامه واقعی برای نجات اقتصاد گردشگری ایران چیست؟ آیا غیر از مسکّنهای شعاری، طرحی برای بازسازی اعتماد گردشگران خارجی، توسعه زیرساخت داخلی، یا ارتقای کیفیت خدمات در کشور وجود دارد؟
برای اطلاع ایشان باید گفت که برنامهریزی برای یک تعطیلی ملی با هدف گردشگری، نیاز به حداقل ۶ تا ۱۲ ماه آمادهسازی، ایجاد زیرساختهای اقامتی در شهرهای کمتر توسعهیافته، تجهیز و پشتیبانی حملونقل و امداد جادهای، طراحی مسیرهای جایگزین ترافیکی و سیاستگذاری دقیق برای عدالت در دسترسی را دارد. کاش وزیر محترم دریابند که این کار با یک مصوبه هیات دولت و شعار برای نشاط مردم انجام نمیشود.
آثار تاریخی زیر بار بحران آب فرومیریزند
عجیبتر این که وزارتخانهای که اصلیترین و مهمترین رسالتش، حفظ میراث فرهنگی است، آیا اطلاع دارد که بسیاری از آثار تاریخی در مناطق مرکزی ایران، مثل یزد، اصفهان، کرمان و فارس، به دلیل فرونشست زمین ناشی از برداشت بیرویه آبهای زیرزمینی در خطر نابودی هستند؟
شوربختانه این وزارتخانه در برابر این فجایع، نه تنها اقدام موثری انجام نداده، بلکه ترجیح میدهد در تعطیلات اجباری، مردم را به سمت همین شهرها هدایت کند، تا فشار مضاعف به منابع زیرزمینی تحمیل شود.
در نهایت باید گفت که طرح تعطیلی یکهفتهای در ظاهر، لبخندی است روی چهره بحران. اما در واقع، نوعی ترفند مدیریتی برای منحرفکردن توجه افکار عمومی از ضعفهای زیرساختی و سوءمدیریت در مصرف منابع انرژی و آب است. دولت به جای اینکه با شفافسازی، اصلاح نظام قیمتگذاری انرژی، کنترل مشترکان پرمصرف، یا نوسازی شبکه برق شهری اقدام کند، تصمیم گرفته که مردم را از شهر بیرون کند؛ همان مردمی که همین حالا درگیر تورم، اجارهخانه، کمبود دارو و بحران معیشت هستند. وزیر گردشگری بهجای اینکه از «قطار گردشگری» حرف بزند، باید توضیح دهد این قطار قرار است روی ریل فروپاشی زیرساختی کشور حرکت کند یا واقعاً به سمت توسعه پایدار و مدیریت منابع پیش برود؟