سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
با فعالسازى مكانيسم ماشه از سوى تروئیکای اروپایی، فضاى ديپلماسى ميان ايران و جامعه جهانى وارد مرحلهاى تازه و پرمخاطره شده است. اين اقدام، كه منجر به بازگشت تحريمهاى سازمان ملل متحد عليه ايران میشود، نه تنها پايان رسمى برجام را رقم میزند، بلكه تهران را در برابر تصميماتى راهبردى قرار مىدهد. اكنون پرسش اصلى اين است: ايران پس از فعالسازی ماشه چه خواهد کرد؟ اینکه اروپا وآمریکا برغم فعال سازی ماشه همچنان ازمذاکره میگویند و فرصت یکماهه را دریچه بازگشت یاد میکنند، نشان میدهد که اولاً به عنوان ابزار فشار برای تسلیم ایران در میدان مذاکره هستند و ثانیاً اذعان به پیامدهای خطرناک پایان مذاکره نیز میباشد. واقعیت این است که هرچه جلوتر میرویم، زمین بازی ایران پرمشکل و پیچیدهتر میشود. اگر تا دیروز شرط آقای عراقچی برای مذاکره با آمریکا تضمین این کشور مبنی بر عدم حمله در میانه مذاکره بود! اکنون باید هر روز شرط دیگری بنام تعلیق ماشه را نیز اضافه کند! در مقالات پیشین نوشتم؛ مامجبور به تغییر زمین بازی هستیم. زمین بازی کنونی فاقد کارت تعیین کننده است. هیچکس هم نمیپرسد که چطور میتوان زمین بازی را تغییر داد و خود را از این «چاله به آن چاله» نجات داد. متاسفانه باهمان روشهایی که بنا بود ناترازیهای داخلی را پایان دهیم، تلاش کردیم بحران سیاست خارجی را فیصله دهیم !. پیشاپیش عرض کنم که بدترین کار ممکن، تمرکز گروهها و نخبگان بهجای راهکاریابی دوقطبی سازی و مقصریابی داخلی است. گروهی تابلوی مکانیسم ماشه را بر دست میگیرند و به دنبال تسویه حساب با جناب ظریف هستند . در نقطه مقابل گروهی هم تابلوی قطعنامههای صادره توسط شورای امنیت را بالا میبرند و سعید جلیلی را خائن این وضعیت میشمرند. عاملش هرکه بوده دودش درچشم ملت بیپناه میباشد . این مردم هستند که بایست تاوان بپردازند . ایران اکنون مجبور است یکی از سه راهبرد زیر را انتخاب کند. الف: تسلیم مطلق ب: مقاومت مطلق و خروج از Npt و پایان تعامل با جهان غرب. ج: ادامه وضع کنونی «تعامل مشروط» مشکل کشور این است که خود را برای الزامات هیچکدام از راهبردهای فوق آماده نکرده است. انتخاب سیاست انتظار «تاببینم چه میشود» عامل بنبستهای کنونی بوده است. بی تردید فعالسازی مکانیسم ماشه به لحاظ روانی میتواند به یک قمار خطرناک تبدیل شود . بازگشت تحريمها نه تنها ايران، بلكه كل منطقه خاورميانه را در معرض بىثباتى قرار خواهد داد. در اين شطرنج ديپلماتيک، هر حركت بايد با درايت، آينده نگرى و درک عميق از پيامدهاى جهانى وآمادگی برای الزامات همراه باشد.