کد خبر: 51503 | صفحه ۴ | فرهنگ و هنر | تاریخ: 08 شهریور 1404
چرا مسئله بازگشت هنرمندان مهم است؟
از دلتنگی مارتیک تا نیاز امروز ایران
اظهارات اخیر مارتیک قرهخانیان، خواننده قدیمی موسیقی ایران، درباره دلتنگی برای وطن و تمایل به بازگشت، بار دیگر موضوع بازگشت هنرمندان مهاجرتکرده به ایران را به بحث روز تبدیل کرده است؛ بحثی که با توجه به شرایط حساس کشور و ضرورت انسجام ملی، اهمیتی فراتر از عرصه هنر پیدا میکند.
اظهار نظر یکی دیگر از خوانندگان قدیمی ایران به نام مارتیک قره خانیان که در مصاحبهای درباره بازگشت به ایران عنوان کرده بود: «من دعوتشان را قبول میکنم و شرایط آنها را هم میپذیرم. دلتنگ سرزمین هستم و میخواهم برگردم و اینجا نفس بکشم.» مجدداً بحث بازگشت هنرمندان قدیمی به ایران را تبدیل به بحث روز کرد.
به گزارش رویداد ۲۴، در شرایط اقتصادی و سیاسی فعلی، شاید بسیاری از ایرانیان موضوعاتی هم، چون بازگشت هنرمندان قدیمی به کشور را چندان مهم ندانند، اما مساله این است که بازگشت به وطن از آن موضوعاتی است که هیچ وقت قدیمی نمیشود. از بعد از پیروزی سیدمحمد خاتمی در دوم خرداد سال ۱۳۷۶ و تغییر فضای سیاسی و اجتماعی ایران همیشه این موضوع مطرح بوده که شرایطی مهیا شود تا هنرمندان فاقد پرونده سنگین قضایی بتوانند به ایران بازگردند. اما همیشه موانعی مرئی و نامرئی باعث شده از بازگشت این هنرمندان ممانعت به عمل بیاید. در یکی دو مورد هم که این هنرمندان به ایران بازگشتند اتفاقات خوبی نیفتاده است و همین اتفاقات ناخوشایند باعث شده تا سایر هنرمندان که آرزوی بازگشت به ایران را دارند در اقدام خود مردد شوند. اما در یکی دوماه گذشته و خصوصاً پس از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه میان ایران و اسرائیل لزوم بازگشت این هنرمندان به وطن بیش از گذشته احساس شده است. شاید بسیاری از سیاست مداران اصولگرا هم متوجه شدهاند که برای انسجام ملی و محافظت از ایران در برابر دشمنان مختلف نیاز به وفاق داریم و وفاق محقق نمیشود مگر با تحقق شعار ایران برای همه ایرانیان. ایران فقط متعلق به یک قشر خاص با عقاید خاص (آنطور که صدا و سیما تصور میکند) نیست بلکه برای همه ایرانیانی است که دل در گرو وطن دارند ولو آن که عقایدشان با عقاید ما هم خوانی نداشته باشد.
این موضوع خصوصاً در مقطع حساس کنونی که کشور در وضعیت بغرنجی قرار دارد بسیار مهم است. چه آن که بدون مشارکت و آشتی با تمام ایرانیان نمیتوان این شرایط بحرانی را پشت سر گذاشت. پس فارغ از تمام مشکلات ریز و درشتی که جامعه با آن درگیر است باید بازگشت چهرههایی مانند مارتیک را جدی گرفت. چرا که اگر قرار است وفاقی صورت بگیرد باید با کسانی باشد که میتوانند به انسجام ملی کمک کنند.
مارتیک قره خانیان کیست؟
مارتیک قره خانیان یکی از نوازندگان و خوانندگان مطرح ایرانی است. مارتیک در تیر ماه سال ۱۳۲۸ در آبادان به دنیا آمد. وی از ۱۵ سالگی به موسیقی روی آورد و بعد از بازنشستگی پدرش از شرکت نفت همراه خانواده به تهران مهاجرت کرد. مارتیک بعد از آشنایی با یکی از خوانندگان مطرح آن دوران به گروه اُرکستر این خواننده پیوست. حضور در گروه اُرکستر این خواننده باعث شد مارتیک خیلی زود در میان اهالی موسیقی به شهرت برسد. مارتیک اغلب ملودیهای خود را با تاثیرپذیری از سبک راک تولید میکرد و هین موضوع او را در میان نوازندگان صاحب سبک کرده بود. نخستین ترانهای که مارتیک برای آن ملودی ساخت، ترانهای بود بنام «چلچله» که در سال ۱۳۵۴ توسط حسن شماعی زاده خوانده شد.
مارتیک خیلی زود به خوانندگی هم روی آورد و بلافاصله با انتشار ترانه «حریر» به شهرت رسید. این شهرت باعث حضور او در برنامههای مختلف تلویزیونی شد. حضوری که آنقدر دلنشین بود که مارتیک را خیلی زود در میان عموم مردم مطرح کرد و باعث شد تا او در سال ۱۳۵۶ نخستین آلبوم خود را در مقام خواننده منتشر کند. مارتیک پیش از انقلاب همراه یک گروه موسیقی ایتالیایی به لندن رفت و در هتل هیلتون آن شهر برنامه اجرا میکرد. این خواننده پیش از انقلاب برای مدت کوتاهی به ایران بازگشت که این بازگشت همزمان شد با انقلاب اسلامی و سبب شد که مارتیک تصمیم بگیرد برای همیشه از ایران مهاجرت کند. او سرانجام در سال ۱۳۵۹ از ایران خارج شد و به لس آنجلس آمریکا رفت. در سالهای پس از مهاجرت مارتیک هم چنان به عنوان خواننده به فعالیت ادامه داد و با همکاری صادق نوجوکی ترانههای زیادی خواند که بسیاری از آنها مورد توجه ایرانیان قرار گرفت. آهنگهای «بهار»، «ماه»، «تو نشنیدی صدات کردم» و «دو دلبر...» از مشهورترین ترانههای این خواننده ایرانی هستند.
چرا بازگشت خوانندگان ایرانی خارج از کشور با دشواریهای زیادی همراه است؟
الیاس حضرتی رئیس شورای اطلاع رسانی دولت در گفت و گویی که فیلم آن در فضای مجازی منتشر شده است به صراحت اعلام کرد: «من امروز، بهعنوان رئیس شورای اطلاعرسانی دولت، با صراحت و قاطعیت اعلام میکنم که تمام ایرانیان مقیم خارج از کشور – بهجز آنهایی که دارای پروندههای بسیار سنگین هستند و دستانشان به خون آلوده است – میتوانند بدون هیچ مانعی به کشور بازگردند.» حضرتی در ادامه هم تصریح کرد: «این فقط نظر من نیست؛ این موضع رسمی رئیس قوه قضاییه، رئیس مجلس، و بالاتر از همه، رئیسجمهور است. هر کس خواست بازگردد، بدون هیچ نگرانی میتواند به وطن برگردد.»
اما چرا علی رغم چنین تضمینهای سفت و سختی که توسط دولت مردان ایرانی به هنرمندان پیش از انقلاب داده میشود بسیاری از آنها در بازگشت به وطن مردد هستند؟ واقعیت امر این است که چنین تضمینهایی زمانی ضمانت اجرایی پیدا میکند که دولتها بتوانند زمینه را برای فعالیت هنری این هنرمندان فراهم کنند والا همان اتفاقی برای این هنرمندان رخ خواهد داد که برای مرحوم حبیب هم رخ داد.
مرحوم حبیب هم بعد از نامه نگاری با رئیس دولت وقت محمود احمدی نژاد توانست در ایران حضور پیدا کند، اما هیچ گاه نتوانست فعالیت هنری خود را از سر بگیرد و غریبانه درگذشت. موضوع این جا است که اگر محافظه کاران ایرانی خصوصاً اعضای تندرو جبهه پایداری احساس کنند بازگشت این هنرمندان قرار است تبدیل به یک رویه شود جلوی پای دولت سنگ خواهند انداخت و اجازه نخواهند داد هنرمندان مهاجرت کرده به وطن بازگردند. پس بهتر است اعضای هیئت دولت از جمله الیاس حضرتی قبل از آن که به خوانندگان مهاجرت کرده ضمانت دهند تکلیف خود را با تندروهایی که اکثر قریب به اتفاق گلوگاههای فرهنگی را در اختیار دارند مشخص کنند و سپس اقدام به دعوت از این هنرمندان نمایند. چه آن که دعوت از این هنرمندان بدون انجام هماهنگیهای لازم میتواند تبدیل به بحرانی دیگر شود که به جای ایجاد وفاق بحران جدیدی تولید و جامعه را درگیر تنشهای تازهای میکند که به سود هیچ کس نیست.