سرمقاله

بازگشت به نقطه صفر ؟ / محمدعلی وکیلی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • بهره‌برداری از سایت‌ روستایی ایرانسل در مازندران
  • بهره‌برداری از سایت‌های ارتباطی روستایی ایرانسل در کرمان با حضور وزیر ارشاد
  • جهش ارتباطی شمال‌غرب کشور/ ثبت سرعت ۲.۲۶۹ گیگابیتی 5G همراه اول در آذربایجان غربی
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 51547  |  صفحه ۱۱ | ایران و جهان  |  تاریخ: 08 شهریور 1404
    پیام فعال‌سازی «اسنپ بک» برای ایران چیست؟
    قمار اروپا علیه دیپلماسی
    «ایران در حالی هدف بمباران قرار گرفت که بر سر میز مذاکره بود و به گفته برخی، توافق تقریباً در دسترس بود. اعتماد مسیری دوسویه است و اکنون مسئولیت اروپا آن است که نقش میانجی قابل‌اعتماد و نه نیرویی تشدیدکننده در مثلث تنش میان آمریکا، رژیم صهیونیستی و ایران را ایفا کند.»
    به گزارش ایرنا، «اندیشکده کوئینسی» در مقاله‌ای با عنوان «قمار اروپایی‌ها بر سر فعال‌سازی مکانیسم ماشه، خطر نابودی دیپلماسی با ایران را در پی دارد» به قلم سینا طوسی نوشت: به نظر می‌رسد اروپا آماده است از مرحله تهدید به مرحله اقدام برسد. بر اساس گزارش‌ها، سه کشور اروپایی انگلیس، فرانسه و آلمان احتمالاً این هفته روند فعال‌سازی مکانیسم اسنپ‌بک سازمان ملل را آغاز خواهند کرد. این سازوکار که ذیل توافق هسته‌ای ایران در سال ۲۰۱۵ (برجام) ایجاد شد، به هر یک از طرف‌های مشارکت‌کننده اجازه می‌دهد در صورت تشخیص نقض تعهدات از سوی ایران، تحریم‌های پیش از سال ۲۰۱۵ سازمان ملل را بازگردانند.
    این مکانیسم دارای نکته‌ای کلیدی است که آن را به ابزاری قدرتمند بدل می‌کند. به طور معمول، شورای امنیت بر مبنای این اصل عمل می‌کند که اعمال تحریم نیازمند اجماع مثبت اعضاست. اما در مکانیسم اسنپ‌بک منطق معکوس می‌شود. به محض فعال شدن، شمارش معکوس ۳۰ روزه آغاز خواهد شد. در پایان این مدت، تحریم‌ها به صورت خودکار بازمی‌گردند مگر آنکه شورای امنیت رأی دهد که تعلیق آن‌ها ادامه یابد؛ به این معنا که هر عضو دائم شورا می‌تواند تنها با یک وتو، بازگشت تحریم‌ها را تضمین کند.
    برای اروپا، نزدیک شدن به تاریخ ۱۸ اکتبر ۲۰۲۵، زمانی که تحریم‌های سازمان ملل قرار است برای همیشه منقضی شوند، نوعی فوریت ایجاد کرده است. دولت‌های اروپایی امیدوارند با اقدام در این مقطع، اهرم فشار بیشتری بر تهران به دست آورند و آن را وادار به همکاری مجدد کنند. اما در این مسیر، اروپا خطر آن را می‌پذیرد که فضای دیپلماسی در لحظه‌ای که بیش از هر زمان دیگری ضروری است، تنگ‌تر یا حتی به طور کامل بسته شود.
    این اقدام در بستری به شدت بحرانی رخ می‌دهد. برجام پیش از جنگ تابستان امسال نیز بسیار شکننده بود. روند فروپاشی در سال ۲۰۱۸ آغاز شد، زمانی که دولت ترامپ به صورت یکجانبه از توافق خارج شد، با وجود آنکه آژانس بین‌المللی انرژی اتمی بارها تأیید کرده بود ایران به تعهدات خود پایبند است. واشنگتن نه تنها از توافق خارج شد، بلکه تحریم‌های گسترده‌ای را بازگرداند و اقتصاد ایران را به شدت آسیب زد و عملاً توازن اصلی توافق را برهم زد.
    رهبران اروپایی وعده دادند ایران را در برابر فشار آمریکا محافظت کرده و توافق را حفظ کنند اما آن‌ها نتوانستند منافع اقتصادی را که اساس منطق برجام بود، فراهم کنند. در سال ۲۰۱۹، وقتی ایران هیچ دستاوردی به دست نیاورد، تهران شروع به عبور از محدودیت‌های غنی‌سازی و ذخایر اورانیوم کرد. مقامات ایرانی به مفاد توافق استناد کردند که در صورت عدم اجرای تعهدات طرف‌های دیگر، اقدامات جبرانی را مجاز می‌دانست.
    این توازن شکننده در تابستان امسال بیش از پیش فروپاشید. در ماه ژوئن، حملات مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی تأسیسات هسته‌ای ایران را هدف قرار داد. در واکنش، تهران همکاری با آژانس را تعلیق کرد و استدلال نمود که آژانس در برابر آنچه ایران یک اقدام غیرقانونی تهاجمی می‌دانست، سکوت کرده است. اعتماد، که پیش‌تر نیز آسیب دیده بود، عملاً نابود شد.
    در چنین شرایطی، قمار اروپا بر سر مکانیسم اسنپ‌بک بیش از آنکه مسیری برای احیای همکاری باشد، به نظر می‌رسد اقدامی برای وادار کردن ایران به امتیازدهی کوتاه‌مدت باشد. این مسیر به جای بازگرداندن اعتماد، خطر گرفتار کردن طرفین در چرخه فشار و تلافی را در پی دارد؛ چرخه‌ای که خروجی برای آن متصور نیست.
    حتی قابلیت اجرایی مکانیسم اسنپ‌بک نیز محل تردید است. روسیه و چین تقریباً به طور قطع بازاعمال یکجانبه تحریم‌ها را نخواهند پذیرفت. این امر باعث شکاف در اجرا خواهد شد و تحریم‌ها به‌طور ناهماهنگ در نظام بین‌الملل اعمال خواهند شد. چنین وضعی نه تنها برجام، بلکه اعتبار شورای امنیت سازمان ملل را نیز تضعیف می‌کند.
    اروپا بر این باور است که یک مسیر جایگزین وجود دارد؛ تمدید بند غروب اکتبر ۲۰۲۵ در صورتی که ایران همکاری کامل با بازرسان را از سر بگیرد و وارد گفت‌وگو با واشنگتن شود. اما از آنجا که این پیشنهاد به تهدید ماشه گره خورده است، دیپلماسی در قالب یک اولتیماتوم ۳۰ روزه فشرده می‌شود. سه کشور اروپایی عملاً خواستار امتیازدهی فوری شامل دسترسی بدون محدودیت آژانس به سایت‌های آسیب‌دیده در حملات ژوئن، ارائه گزارش کامل از ذخایر اورانیوم غنی‌شده تا سطح نزدیک به ۶۰ درصد و آغاز مجدد مذاکرات جدی ایران و آمریکا، آن هم در سایه تهدید بازگشت تحریم‌های سازمان ملل هستند.
    با این حال، راه‌های سازنده‌تری برای حفظ نظارت و ایجاد فضای دیپلماسی وجود دارد. ایران در حالی هدف بمباران قرار گرفت که بر سر میز مذاکره بود و به گفته برخی، توافق تقریباً در دسترس بود. اعتماد مسیری دوسویه است و اکنون مسئولیت اروپا آن است که نقش میانجی قابل‌اعتماد و نه نیرویی تشدیدکننده در مثلث تنش میان آمریکا، رژیم صهیونیستی و ایران را ایفا کند.
    اروپا و شرکایش به جای استفاده از تهدید، می‌توانند به دنبال تمدید فنی کوتاه‌مدت جدول زمانی قطعنامه ۲۲۳۱ باشند. این اقدام می‌تواند با بسته‌ای موقت از اقدامات متقابل و رفع هدفمند برخی تحریم‌ها همراه شود؛ اقدامی که به اندازه کافی دسترسی بازرسان را بازگرداند، نظارت را تداوم بخشد و منافع اقتصادی ملموسی برای ایران به همراه داشته باشد. این همان جوهر دیپلماسی است: «بده‌بستان حساب‌شده، نه مطالبه یکجانبه در برابر هیچ» اما اگر اروپا راه اجبار را بر همکاری ترجیح دهد، ممکن است دریچه فرصت به‌طور کامل بسته شود.
    پیام فعال‌سازی «اسنپ بک» برای ایران
    یک حقوقدان و استاد دانشگاه گفت: نباید تصور کرد که بازگشت قطعنامه‌ها هیچ اثری ندارد. این بازگشت از نظر روانی و در سطح افکار عمومی بین‌المللی فشار بیشتری بر ایران ایجاد خواهد کرد. پیامد سیاسی مهم آن این است که ایران به‌عنوان یک کشور ناقض قوانین بین‌المللی و ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد شناخته خواهد شد و برنامه هسته‌ای ایران غیرقانونی تلقی می‌شود.
    به گزارش ایرنا، سه کشور اروپایی عضو برجام، موسوم به تروئیکای اروپایی، با اعلام تصمیم خود برای فعال‌سازی مکانیسم «اسنپ‌بک» بار دیگر معادلات مرتبط با برنامه هسته‌ای ایران و آینده توافق هسته‌ای را وارد مرحله‌ای تازه کردند. این اقدام که در عمل می‌تواند زمینه‌ساز بازگشت تمامی تحریم‌های شورای امنیت علیه ایران شود، پیامدهای مهمی در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک به همراه خواهد داشت و چالش‌های جدیدی پیش روی تهران قرار می‌دهد.
    در همین چهارچوب و برای بررسی ابهاماتی که حول این موضوع وجود دارد، با «محسن عبداللهی» حقوقدان و استاد دانشگاه گفت‌وگو کردیم.
    براساس نامه روز گذشته به شورای امنیت سازمان ملل متحد، تروئیکای اروپایی در صدد آن است تا با استفاده از سازوکار حل و فصل اختلافات در برجام و قطعنامه ۲۲۳۱، تحریم‌های سازمان ملل علیه ایران را بازگرداند، سوال نخست این است که آیا آغاز این روند، به معنای پایان دیپلماسی با تروئیکای اروپایی است؟
    فرایندی که از زمان ارسال نامه فعال سازی اسنپ‌بک آغاز می‌شود، ۳۰ روز فرصت در اختیار شورای امنیت قرار می‌دهد تا تصمیم بگیرد تحریم‌ها بازگردند یا خیر. در این بازه زمانی، اگر به بند ۱۱ قطعنامه و بند ۳۷ برجام مراجعه کنید، تصریح شده است که طرفین باید وارد مذاکره شوند و راه‌حلی بیابند. اگر چنین نشود، یکی از اعضای شورا یا رئیس شورا در صورت امتناع اعضا، پیش‌نویس قطعنامه‌ای را ارائه می‌دهد که بر تداوم توقف قطعنامه‌های تحریمی گذشته علیه ایران تأکید دارد. طبیعی است که در چنین شرایطی، اگر تنها یک دولت عضو دائم مخالفت کند، روند اسنپ‌بک محقق خواهد شد. بنابراین، از زمان ارسال نامه تا زمان مخالفت با پیش‌نویس قطعنامه برای تداوم تعلیق تحریم‌ها، یک فرایند مذاکراتی آغاز می‌شود و پنجره دیپلماسی همچنان باز است.
    یکی از ابهامات موجود، نقش روسیه و چین است. ایران اعلام کرده که رایزنی‌های خود را با این دو کشور به‌عنوان اعضای برجام و اعضای دائم شورای امنیت ادامه می‌دهد. پرسش این است که اساساً به جز پیش‌نویس قطعنامه‌ ارائه شده توسط روسیه، که ارائه کرده و احتمالاً رأی نخواهد آورد، این کشورها چه نقشی می‌توانند در این روند یک‌ماهه ایفا کنند؟
    در پاسخ باید گفت که روسیه و چین در واکنش به نامه هشتم اوت تروئیکای اروپایی، دو بیانیه بسیار قوی به شورا ارسال کردند. به‌ویژه روسیه در ۱۱ اوت نامه‌ای بسیار مهم نوشت و چین نیز در ۱۹ اوت بیانیه‌ای فوق‌العاده در حمایت از مواضع ایران ارائه داد. این دو کشور در هماهنگی کامل عمل کردند.
    با این حال، باید واقعیت را پذیرفت که تا پایان اوت، ریاست شورا در اختیار دولت پاناما است و در ماه سپتامبر نیز ریاست به کره جنوبی واگذار می‌شود؛ هر دو کشور تحت نفوذ آمریکا هستند و بدیهی است مه آمریکا از اسنپ‌بک استقبال خواهد کرد. در مقایسه با وضعیت سال ۲۰۲۰ که آمریکا پس از خروج از برجام خواهان اسنپ بک شد، شرایط امروز متفاوت است. در آن زمان ریاست شورا به ترتیب با اندونزی و روسیه بود و این دولتها مانع طرح موضوع اسنپ‌بک آمریکا شدند. اندونزی در آن مقطع با مشورت روسیه و چین، تدبیری اداری اتخاذ کرد و با ارسال نامه‌ای به ۱۴ عضو دیگر شورا، مانع از طرح رسمی درخواست آمریکا شد. اما اکنون چنین شرایطی وجود ندارد و روسیه و چین، هرچند در جلسات نطق‌های قوی در حمایت از ایران ایراد خواهند کرد، اما در نهایت تأثیر تعیین‌کننده در روند اجرایی نخواهند داشت. بنابراین، موضوع به میزان تمایل ایران برای تمدید برجام و جلوگیری از بازگشت تحریم‌ها برمی‌گردد، تا زمانی که راه‌حلی میان طرفین حاصل شود.
    یکی از سوالات مهم درباره تبعات اسنپ‌بک این است که آیا پیامدهای آن اقتصادی است یا سیاسی و آیا مسئولان کشور در حال تقلیل آن به یک مسئله صرفاً سیاسی هستند؟
    بازگشت قطعنامه‌های تحریمی مستقیماً صنایع نفت، گاز، پتروشیمی و حتی بانک‌ها و مؤسسات مالی ایران را هدف قرار نمی‌دهد. بیشتر این قطعنامه‌ها محدودیت‌هایی در حوزه صنایع نظامی و هسته‌ای و به‌ویژه خرید و فروش سلاح اعمال می‌کنند و از دولت‌ها می‌خواهند که بر دادوستدها و محموله‌های ایران مراقبت و نظارت بیشتری داشته باشند تا این محموله‌ها برای توسعه صنایع هسته‌ای و موشکی ایران استفاده نشوند.
    در واقع، این قطعنامه‌ها تحریم‌های اقتصادی مستقیم ایجاد نمی‌کنند، بلکه بیشتر نقش تقویت‌کننده (بوستر) برای تحریم‌های یک‌جانبه آمریکا و اتحادیه اروپا ایفا خواهند کرد. تحریم‌های آمریکا به‌تنهایی صد برابر سخت‌تر از تحریم‌های پنج‌گانه شورای امنیت هستند. بنابراین، اگر قطعنامه‌ها بازگردند، فضای اجرایی برای ایران اندکی تنگ‌تر خواهد شد و آمریکا از این موضوع برای تحت فشار قرار دادن بیشتر کشورهایی که با ایران تعامل اقتصادی دارند، بهره‌برداری خواهد کرد. به این ترتیب، اگرچه محدودیت مالی و تجاری مستقیم ایجاد نمی‌شود، اما هزینه و ریسک معامله با ایران افزایش خواهد یافت.
    به همین دلیل، نباید تصور کرد که بازگشت قطعنامه‌ها هیچ اثری ندارد. این بازگشت از نظر روانی و در سطح افکار عمومی بین‌المللی فشار بیشتری بر ایران ایجاد خواهد کرد. پیامد سیاسی مهم آن این است که ایران به‌عنوان یک کشور ناقض قوانین بین‌المللی و ذیل فصل هفتم منشور ملل متحد شناخته خواهد شد و برنامه هسته‌ای ایران غیرقانونی تلقی می‌شود. در حالی که در چارچوب برجام، برنامه غنی‌سازی ایران مشروعیت داشت و حتی تا سطح ۳.۶۷ درصد به رسمیت شناخته شده بود. اما با بازگشت قطعنامه ۱۹۲۹، از ایران خواسته خواهد شد غنی‌سازی را متوقف کند و سایر کشورها نیز ملزم خواهند شد برنامه هسته‌ای ایران را به رسمیت نشناسند.
    پیامد دیگر آن است که لغو دوباره تحریم‌های شورای امنیت بسیار دشوار خواهد شد. یکی از مهم‌ترین دستاوردهای برجام این بود که در روز نخست اجرای آن، ۶ قطعنامه علیه ایران یک‌باره لغو شد. اما با فعال شدن مکانیسم ماشه، همان قطعنامه‌ها دوباره احیا می‌شوند و ایران بار دیگر ذیل فصل هفتم قرار خواهد گرفت. در نتیجه، برای خروج مجدد از این وضعیت، ایران ناگزیر به اعطای امتیازات بیشتری خواهد شد.
    از همین رو توصیه می‌شود ایران اجازه ندهد اسنپ‌بک در نهایت فعال شود. حفظ برجام حتی به‌صورت محدود، می‌تواند مانع بازگشت تحریم‌ها شود. اگر برای اعتمادسازی نیاز باشد، ایران می‌تواند برای دوره‌ای موقت، مثلاً چند ماه یا حتی جند سال، برخی محدودیت‌ها بر غنی‌سازی را بپذیرد تا هم از انسداد سیاسی کنونی عبور کند، و هم عملا با بازسازی تاسیسات آسیب دیده امکان غنی‌سازی را بدست آورد. روشن است که شرایط جهانی طی در سالهای پیش رو و بویژه پس از دولت ترامپ، متفاوت از امروز خواهد بود.