کد خبر: 56348 | صفحه ۶ | حوادث | تاریخ: 10 آذر 1404
بررسی دلایل افزایش آمار افسردگی در کشور
میانگین افسردگی در ایران دو برابر استاندارد جهانی است
بیتوجهی به عواقب افزایش افسردگی در جامعه میتواند به خسارات و لطمات جبران ناپذیری منجر شود. ناامیدی از آینده، افراد را به مرز افسردگی کشانده و در این شرایط فرد وقتی احساس کند چیزی برای از دست دادن ندارد میتواند به هر ناهنجاری فردی و اجتماعی دست بزند.
در سالهای اخیر، آمارهای منتشرشده درباره سلامت روان در کشور تصویری نگرانکنندهای از گسترش افسردگی در جامعه ترسیم میکند. بر اساس اظهارات آفرین رحیمیموقر، رئیس مرکز ملی مطالعات اعتیاد دانشگاه علوم پزشکی تهران، حدود ۱۳ درصد جمعیت کشور – یعنی نزدیک به ۱۲ میلیون نفر – با درجاتی از افسردگی دستوپنجه نرم میکنند؛ رقمی که تقریبا دو برابر میانگین جهانی است.
به گزارش تجارت نیوز، این عدد تنها یک شاخص آماری نیست، بلکه نشانی از فشارهای اقتصادی، اجتماعی و روانی انباشتهشدهای است که در سالهای اخیر زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار داده است. از تشدید مشکلات معیشتی و ناامنی شغلی گرفته تا تنهایی، فرسودگی، کاهش امید اجتماعی و محدودیت در دسترسی به خدمات رواندرمانی، مجموعهای از عوامل در افزایش این اختلال نقش دارند. چنین شرایطی، لزوم توجه فوری به سلامت روان را نه فقط به عنوان یک موضوع پزشکی، بلکه بهعنوان یک مسأله اجتماعی و توسعهای دوچندان میکند.
افسردگی یک معضل جمعیتی است
ژیلا کاظمی، روانپزشک، در این باره به تجارتنیوز میگوید: افسردگی یک مشکل فردی یا محدود به گروه خاص نیست؛ یک معضل جمعیتی است. وقتی ۱۳ درصد جامعه دچار افسردگی است، یعنی بخش قابل توجهی از نیروی کار، خانوادهها و دانشآموزان تحت تاثیر قرار گرفتهاند. این بر بهرهوری، روابط اجتماعی، اقتصاد و حتی آینده کشور تاثیر مستقیمی میگذارد.
افسردگی در ایران معمولا دیر تشخیص داده شده و همین موضوع باعث مزمن شدن آن میشود
او میافزاید: افسردگی در ایران معمولا دیر تشخیص داده شده و همین موضوع باعث مزمن شدن آن میشود. مراجعان ما معمولا بعد از ماهها و گاهی سالها رنج مراجعه میکنند؛ زیرا همچنان تصور غلطی وجود دارد که مراجعه به روانپزشک و رواندرمانگر یعنی ضعف شخصیتی. این انگ اجتماعی اگر برداشته نشود، بحران عمیقتر خواهد شد.
اولین عامل و مهمترین محرک افسردگی، فشارهای اقتصادی است
این روانپزشک عوامل منجر به افسردگی را در چهار مورد بررسی میکند و اظهار میدارد: اولین عامل و مهمترین محرک افسردگی، فشارهای اقتصادی است. در واقع مشکلات اقتصادی، تورم و احساس بیثباتی مهمترین دلایل افسردگی در سالهای اخیر بودهاند.
ژیلا کاظمی ادامه میدهد: نیمی از مراجعان من مشکلاتشان را با نگرانیهای مالی شروع میکنند. اجارهخانه، خرج فرزندان، آینده نامعلوم. این استرس مزمن مستقیم بر سیستم عصبی تأثیر میگذارد و افراد را مستعد افسردگی میکند.
احساس بیقدرتی و ناتوانی در تغییر شرایط، از عوامل کلیدی افسردگی است
این روانپزشک تاکید میکند: جامعهای که مدام با بحرانهای زیستمحیطی، آلودگی هوا، کمبود دارو، مشکلات آموزشی یا نابرابری مواجه است، در بلندمدت سطح امید اجتماعیاش کاهش پیدا میکند. احساس بیقدرتی و ناتوانی در تغییر شرایط، از عوامل کلیدی افسردگی است.
زنان بهطور قابل توجهی بیشتر از مردان دچار افسردگی میشوند
او با اشاره به اینکه زنان بهطور قابل توجهی بیشتر از مردان دچار افسردگی میشوند، میگوید: نقشهای چندگانه (مادر، شاغل، مراقب خانه)، فشارهای فرهنگی، تبعیضها و کمبود حمایت اجتماعی باعث شده زنان بیشتر در معرض فرسودگی روانی قرار گیرند.
دسترسی به رواندرمانی برای بسیاری از افراد یک «امتیاز مالی» است، نه یک حق سلامتی
کاظمی در بخش دیگری از سخنان خود به مساله کمبود و گرانی خدمات سلامت روان اشاره کرده و میافزاید: دسترسی به رواندرمانی برای بسیاری از افراد یک «امتیاز مالی» است، نه یک حق سلامتی. در روستاها و استانهای محروم، تعداد متخصصان بسیار کمتر است. درواقع اگر کسی هم قصد دریافت کمک داشته باشد به روانپزشک یا روان درمانگر دسترسی ندارد.
مهمترین مساله مراجعه نکردن مردم به روانپزشک انگ اجتماعی است
این روانپزشک در مورد دلایل عدم مراجعه مردم به روانپزشک نیز میگوید: مهمترین مساله همان انگ اجتماعی است. خیلی از افراد به همین دلیل حتی در درون خانواده هم مشکل خود را مطرح نمی کنند. اما عامل مهم دیگر هزینههای سنگین درمانی و دارویی است. خدمات روانی تحت پوشش کامل بیمه نیستند و به همین دلیل بسیاری از افراد چون توان پرداخت هزینهها را ندارند قید درمان را میزنند.
بسیاری از افراد نشانههای افسردگی را با تنبلی یا بدخلقی اشتباه میگیرند
ژیلا کاظمی اما عامل سومی هم برای بیتوجهی افراد به درمان مشکلات روانی در نظر میگیرد و اظهار میدارد: بسیاری از افراد نشانههای افسردگی را با تنبلی یا بدخلقی اشتباه میگیرند. وقتی فرد ماهها بیانرژی است یا انگیزه ندارد، این یک زنگ خطر است، نه یک رفتار اختیاری.
ما با یک آسیب فردی روبهرو نیستیم؛ با یک زنجیره بحران اجتماعی مواجهیم
او در رابطه با پیامدهای افزایش افسردگی و عدم درمان آن در جامعه هشدار میدهد و میگوید: این روند فقط سلامت فردی را تهدید نمیکند. افسردگی درماننشده میتواند به افزایش غیبتهای شغلی، افت تحصیلی، کاهش بهرهوری، تشدید خشونت خانگی، افزایش مصرف مواد و حتی گسترش احساس خشم و ناامیدی جمعی منجر شود. ما با یک آسیب فردی روبهرو نیستیم؛ با یک زنجیره بحران اجتماعی مواجهیم.
مهار افسردگی نیازمند سیاستگذاری ملی است
این روانپزشک در پاسخ به این سوال که راههای پیشگیری از افزایش و درمان افسردگی در کشور چیست، اظهار میدارد: قبل از هر چیز مهار افسردگی در جامعه نیازمند سیاستگذاری ملی است. باید مراکز ارایه خدمات مشاوره به صورت رایگان گسترش پیدا کنند. جامعه باید برای آشنایی با انواع اختلالات روانی آموزشهای لازم را ببیند.
او میافزاید: دسترسی افراد به خدمات روان درمانی باید گسترش پیدا کند. کاهش هزینههای درمان و پوشش بیمهای برای جلسات روان درمانی از راهکارهایی است که دولت میتواند در دستور کار قرار دهد. همچنین امکان مشاوره آنلاین برای مناطق محروم فراهم شود.
ژیلا کاظمی در پایان تاکید میکند: بیتوجهی به عواقب افزایش افسردگی در جامعه میتواند به خسارات و لطمات جبران ناپذیری منجر شود. ناامیدی از آینده، افراد را به مرز افسردگی کشانده و در این شرایط فرد وقتی احساس کند چیزی برای از دست دادن ندارد میتواند به هر ناهنجاری فردی و اجتماعی دست بزند.