سرمقاله

امنیت در گرو تامین حداقل رفاه / محمدامین احمدبیگی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • گلدیران با برند جی پلاس در نمایشگاه لوازم خانگی مشهد؛ ترسیم افق توسعه در زنجیره ارزش صنعت
  • شفاف‌سازی هلدینگ خلیج‌فارس: عینک محافظ کارکنان خریداری نشده، صرفا از منابع مختلف استعلام قیمت شده
  • حضور همراه اول در دوازدهمین نمایشگاه الکامپ و دولت هوشمند مازندران
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 57935  |  صفحه ۱  |  تاریخ: 15 دی 1404
    وقتی پژوهش در بودجه دولت جایی ندارد؛
    تصمیم‌های پرهزینه به جای عقلانیت
    به مناسبت بودجه سال آینده و بررسی وضع بازار و همزمانی آن با هفته پژوهش به سراغ دکتر محمد حسین جبل عاملی عضو هیات علمی سازمان مدیریت صنعتی و مشاور بین المللی برند که سابقه نمایندگی سازمان ملی استاندارد به عنوان دبیر کمیته ایزو پژوهش های اجتماعی و تحقیقات بازار و کمیته ارزیابی برند را دارا بوده است رفته ایم تا نقش پژوهش را در اقتصاد ایران و توسعه کسب و کار بدانیم.
    * شما از «جای خالی پژوهش در بودجه دولت» صحبت می‌کنید. این نقد دقیقاً متوجه کدام بخش از نظام تصمیم‌گیری کشور است؟
    - متوجه هسته‌ی اصلی حکمرانی اقتصادی.بودجه فقط یک سند مالی نیست؛ بیانیه فکری دولت درباره نحوه اداره جامعه است. وقتی در این سند، پژوهش جای واقعی ندارد، یعنی تصمیم‌گیری بدون فهم عمیق جامعه نهادینه شده است.در عمل می‌بینیم:
    • پژوهش‌های اجتماعی و اقتصادی یا حذف می‌شوند
    • یا در حد ردیف‌های کم‌اثر باقی می‌مانند
    • یا بودجه دارند اما در تصمیم‌ها دیده نمی‌شوند
    این یعنی پژوهش، ابزار سیاست‌گذاری نیست؛ تزئین ادبیات رسمی است.
    * برخی می‌گویند کشور در شرایط بحرانی است و اولویت با معیشت و اجراست، نه پژوهش. این نگاه را چطور ارزیابی می‌کنید؟
    - این نگاه، خطرناک‌ترین سوءتفاهم سیاست‌گذاری است. در شرایط بحرانی، پژوهش لوکس نیست؛ حیاتی است.وقتی منابع کم است،هر تصمیم اشتباه، جامعه را چند سال عقب می‌اندازد.کشورهایی که بحران‌های بزرگ را مدیریت کرده‌اند:
    •پژوهش را حذف نکرده‌اند
    •بلکه آن را دقیق‌تر، سریع‌تر و مسئله‌محورتر کرده‌اند
    حذف پژوهش از بودجه، شبیه خاموش کردن چراغ در جاده مه‌آلود است؛شاید هزینه برق کم شود، اما تصادف حتمی است.
    * نبود نگاه علمی در بودجه‌ریزی چه پیامد مستقیمی برای زندگی مردم دارد؟
    - پیامدش مستقیم و ملموس است، نه انتزاعی.وقتی سیاست‌ها بدون پژوهش اجتماعی تدوین می‌شوند:
    •واکنش مردم پیش‌بینی نمی‌شود
    •فشار روانی جامعه نادیده گرفته می‌شود
    •تاب‌آوری اجتماعی محاسبه نمی‌شود
    نتیجه این می‌شود که:
    •سیاست‌ها با مقاومت مواجه می‌شوند
    •اعتماد عمومی آسیب می‌بیند
    •و هزینه اصلاح چند برابر می‌شود
    در نهایت، مردم بهای تصمیم‌هایی را می‌پردازند که می‌شد با پژوهش، اصلاح یا حتی اجرا نشوند.
    * شما تأکید ویژه‌ای بر «پژوهش اجتماعی» دارید. چرا این نوع پژوهش تا این حد مغفول مانده است؟
    - چون پژوهش اجتماعی، واقعیت را عریان می‌کند. پژوهش اجتماعی می‌گوید:
    •مردم چه احساسی دارند، نه فقط چه عددی در حسابشان است
    •کجا خسته‌اند
    •کجا آماده همراهی‌اند
    •و کجا تصمیم‌ها به خط قرمز نزدیک شده
    این نوع پژوهش برای تصمیم‌های از پیش‌گرفته‌شده خوشایند نیست.به همین دلیل، یا نادیده گرفته می‌شود یا به حاشیه رانده می‌شود.
    * آیا می‌توان گفت بودجه‌ریزی در ایران بیش از آنکه علمی باشد، سلیقه‌ای و سیاسی است؟
    - در بسیاری از موارد، بله.وقتی:
    •پیوست پژوهشی الزام‌آور نیست
    •ارزیابی اثرات اجتماعی جدی گرفته نمی‌شود
    •و داده‌ها جایگاه حقوقی در تصمیم ندارند
    طبیعی است که:
    •سلیقه جای علم را بگیرد
    •فشار جای تحلیل را
    •و مصلحت کوتاه‌مدت جای منافع بلندمدت را
    این الگو نه‌تنها ناکارآمد است، بلکه فرساینده سرمایه اجتماعی است.
    * در کشورهای دیگر، پژوهش چه نقشی در بودجه و سیاست‌گذاری دارد؟
    - در بسیاری از کشورها:
    •هیچ سیاست کلان بدون گزارش پژوهشی تصویب نمی‌شود
    •اثرات اقتصادی، اجتماعی و رفتاری قبل از اجرا شبیه‌سازی می‌شود
    •و نتایج به‌صورت شفاف منتشر می‌شود
    پژوهش بخشی از زنجیره حکمرانی است، نه حاشیه آن.تصمیم بدون پژوهش، غیرمسئولانه تلقی می‌شود.
    * برخی معتقدند پژوهشگران از واقعیت جامعه فاصله دارند. این نقد را چطور می‌بینید؟
    - این نقد بخشی درست است، اما ریشه‌ای نیست. وقتی:
    •پژوهش سفارش داده نمی‌شود
    •مسئله واقعی تعریف نمی‌شود
    •و خروجی پژوهش وارد سیاست نمی‌شود
    طبیعی است که پژوهش از میدان اجرا فاصله بگیرد.
    مسئله اصلی، نبود پل نهادی بین پژوهش و دولت است؛نه ضعف ذاتی پژوهشگران.
    * این بی‌توجهی به پژوهش چه اثری بر آینده کشور می‌گذارد؟
    - اثر آن تدریجی اما عمیق است. کشوری که:
    •بدون پژوهش تصمیم می‌گیرد
    •بدون داده سیاست می‌سازد
    •و بدون تحلیل اجتماعی بودجه می‌بندد
    به‌تدریج:
    •اعتماد عمومی را از دست می‌دهد
    •سرمایه اجتماعی‌اش تحلیل می‌رود
    •و توان اصلاح را از کف می‌دهد
    هیچ توسعه‌ای بدون عقلانیت علمی پایدار نمانده است.
    * اگر بخواهید یک هشدار جدی و شفاف به سیاست‌گذاران بدهید، آن چیست؟
    - هشدار من روشن است:ادامه حذف پژوهش از بودجه دولت،یعنی نهادینه کردن تصمیم‌های پرریسک،یعنی افزایش هزینه‌های اجتماعی،و یعنی سپردن آینده کشور به آزمون‌وخطا.هیچ جامعه‌ای با تصمیم‌های غیرعلمی،
    به ثبات نرسیده است.
    * راه‌حل چیست؟ آیا می‌توان این مسیر را اصلاح کرد؟
    - بله، اما با تصمیم سخت. راه‌حل‌ها مشخص‌اند:
    •الزام پیوست پژوهشی برای سیاست‌ها و بودجه
    •تقویت پژوهش اجتماعی کاربردی
    •اتصال واقعی دانشگاه، پژوهش و دولت
    •و به‌رسمیت شناختن داده به‌عنوان مبنای تصمیم
    بدون این اصلاحات، هر بودجه‌ای فقط بازتولید مشکلات قبلی است.
    * اگر بخواهید وضعیت فعلی را در یک جمله توصیف کنید، چه می‌گویید؟
    - ما برای جامعه‌ای پیچیده تصمیم می‌گیریم،با ابزارهایی ساده،و با بی‌اعتنایی به علم.و این خطرناک‌ترین شکل حکمرانی است.وقتی پژوهش از بودجه حذف می‌شود، خطا مستقیماً وارد زندگی مردم می‌شود.