کد خبر: 58495 | صفحه ۱ | تاریخ: 13 بهمن 1404
جنگ توازن در خاورمیانه / مسعود نصیری
این روزها بحث جنگ ایالات متحده آمریکا و ایران جز مباحث روز شده است که آمریکا ناوگان های متعددی را روانه آب های خلیج فارس کرده است و همه میدانند آمریکا به دنبال ایجاد توازن منطقه ای در خاورمیانه به نفع اسرائیل است و یکی از وزنه های توازن منطقه جمهوری اسلامی ایران است.
باید بدانیم که ابتدا در خاورمیانه دو حکومت عثمانی و ایران وجود داشت که عثمانی شامل عراق و سوریه و ترکیه امروزی می شد و ایران تقریبا شامل افغانستان و پاکستان و تاجیکستان و قرقیزستان و ایران امروزی می شد که با فروپاشی عثمانی منطقه خاورمیانه به نظام موازنه قوا تغییر شکل داد که چند دولت بوجود امدند که هرکدام با ائتلاف و رقابت مانع برتری یک حکومت به حکومتی دیگر می شدند
در خاورمیانه عربستان، ایران و مصر ،ترکیه و عراق بخشی از این موازنه قدرت بوده اند که یا با تجارت نفت یا با اتحاد شرق و غرب این موازنه قدرت را حفظ کرده اند مثلا بعد از سقوط صدام حسین ،اعراب و رژیم اشغالگر قدس با اتحادشان در برابر ایران موازنه نظم خاورمیانه را حفظ کردند که ایران وزنه سنگین منطقه نباشد.
اما همیشه ضعف خاورمیانه در این بوده که اثرگذاری در سایر نقاط جهان را نداشته و فاقد یک قدرت قوی منطقه ای است به همین دلیل ایران و عربستان ، ترکیه فقط در برهه هایی قدرت منطقه ای محسوب می شوند و همیشه باید در اتحاد با ابرقدرتی غربی (بریتانیا_انگلستان_آمریکا_اروپا) یا شرقی(کره شمالی_چین_روسیه) باشند تا هویت و ژاندارم منطقه ای بودن خویش را اثبات کنند که به عنوان مثال در دوران پهلوی ،ایران در اتحاد با آمریکا و بلوک غرب بود.
چون در خاورمیانه قدرت بزرگی وجود ندارد پس خاورمیانه دچار نظم منطقه ای می شود ،نظمی که وابسطه به نظم بین المللی است به همین دلیل نظم خاورمیانه به شدت تابع نظم بین المللی است به همین دلیل وقتی جهان به سمت بلوک غرب و شرق می رود کشورهای خاورمیانه هم هرکدام تابع یکی از این قدرت ها می شوند و خود را نماینده آن بلوک در خاورمیانه معرفی می کنند و خود را در چارچوب سیاست ها و موضع گیری های آن بلوک تعریف و بازتعریف می کنند که گاهی امارات و عربستان و ترکیه در نقش متحد امریکا ظاهر می شوند و ایران نماینده چین و روسیه می شود.
بعد از فروپاشی شوروی اکثر کشورهای خاورمیانه در اتحاد غرب تعریف شدند و تلاش کردند خود را نماینده بلوک غرب معرفی کنند و تنها کشوری که فقط با بلوک شرق همکاری متقابل دارد و در اتحاد یک سوی با بلوک غرب یا شرق نیست و در منطقه مستقل است جمهوری اسلامی ایران بوده که بعنوان اخرین کشور سراغش امدند تا در این توازن منطقه ای ابتدا با تحریم و مذاکره و سپس با جنگ و ترور و نارامی های داخلی به اتحاد امریکایی بپیوندد که اگر این اتفاق بیافتد نظمی در خاورمیانه شکل می گیرد که هیچ کشوری خارج از اراده امریکا نمی تواند عمل کند؛ شبیه یک دهکده منطقه ای که کد خدایش آمریکاست درواقع منطقه خاورمیانه تبدیل به یک منطقه با بازیگرانی تابع می شود که سرنوشتشان نه با اقدامات و موضع گیری های منطقه ای توسط خووشان تعیین میشود بلکه با تصمیمات فرامنطقه ای در غرب و خاصه در امریکا تعیین نقش می شوند مثل سال 1320 بعد از رضا شاه که چرچیل و رزولت و استالین برای ایران تصمیم گرفتند که محمدرضا پهلوی به جای رضا پهلوی تاج گذاری کند و ایران دوران پهلوی پر است از بی موازنه بودن و بی اثر بودن ایران در خاورمیانه ای که باعث تولد اسرائیل شد چون همه کشورها به جز سوریه حافظ اسد در اتحاد با آمریکا بودند حتی عراق در دوران صدام حسین هم که بدون اجازه امریکا به کویت حمله کرد به عقب بازگردانده شد زیرا امریکا گفت هم کویت و هم عراق هردو در اتحاد با من هستید و حتی صدام در دوران محمدرضا شاه پهلوی به سودای ایجاد راه آبی از عراق به خلیج فارس چندین بار حریم دریایی و هوایی و زمینی ایران را نقض کرد و به ایران در سال 1354 حمله کرد که باز هم توسط امریکا به عقب بازگردانده شد چون ایران پهلوی و عراق صدامحسین هم هردو در اتحاد با امریکا بودند و اکنون اگر جمهوری اسلامی ایران در جنگ با امریکا شکست بخورد و در اتحاد کامل با امریکا برود در این صورت فقط اسرائیل بیشترین رشد را خواهد داشت زیرا تا قبل از این اتفاق اسرائیل برای تقابل با ایران و اعراب مجبور بود وابستگی به امریکا داشته باشد اما دیگر اسرائیلی که بمب اتمی دارد و آنقدر لابی های قدرتمندی در آمریکا و اروپا و کشورهای غربی دارد که در انتخابات آمریکا هم اثرگذارست طبیعتا در خاورمیانه به یک هژمونی تبدیل می شود اما بازنده این نظم اعراب و ترکیه هستتد زیرا فاقد قدرت درونی می باشند که مقابل اسرائیل بتوانند بایستند و موازنه قدرت را حفظ کنند چون حکومت هایشان بر پایه پادشاهی و قبیله ایست که بدنه حمایت مردمی در هنگامه ایستادن مقابل اسرائیل را ندارد و همچنین فاقد علم هستهای ، موشکی و تسلیحاتی هستند بهدعنوان مثال اعراب منطقه دارای f35 هایی هستند که بدون دریافت کد رمز از ارتش امریکا روشن نمی شود برعکس ایران که شاید مخالفینی و منتقدان و اپوزیسیون هایی همچون همه ی حکومت ها و همه جای دنیا دارد که با توجه به وسعت جغرافیایی و تفاوت نگرش ها چیز رایجی است اما پشتوانه حمایت مردمی در هنگامه ایستادن مقابل اسرائیل را دارد که نمونه اش حمایت مردم در جنگ دوازده روزه و حتی نیروی نظامی اش هم از مردم است همچنین ایران دارای قدرت موشکی و هسته ای مجزاست که تین خودش در برابر بمب اتم اسرائیل بازوی تنظیم کننده توازن منطقه محسوب می شود درواقع جمهوری اسلامی ایران اکنون تنها تعیین کننده قدرت موازنه در برابر اسرائیل و منطقه خاورمیانه است، که اگر در جنگ امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران ، امریکا به برتری برسد دیگر شاهد نظم موازنه منطقه ای در خاورمیانه نیستیم و اعراب قدرت خویش را از دست می دهند زیرا نفت ایران و ونزوئلا توسط امریکا استخراج و پالایش و به فروش می رسد و دیگر اعراب تنها ابزارشان که قیمت گذاری و فروش نفت به دنیا بود را از دست می دهند و اگر در این جنگ ایران بدون اینکه تمامیت ارضی خویش را از دست بدهد متحد امریکا بشود مجبور است در اتحاد با آمریکا خلع سلاح نظامی و موشکی و هسته ای بشود و همچنین صلح ابراهیم را همچون سایر کشورهای منطقه بپذیرد همچون سوریه بع از بشار اسد که در دوران جولانی صلح ابراهیم را پذیرفت و اجازه داد زیرساخت هایش توسط اسرائیل بمباران بشود و از بین برود تا در اتحاد امریکا و بلوک غرب قرار بگیرد و در برابر اسرائیل قرار نگیرد و امروزه اعراب و ترکیه و کشورهای مسلمان که قدرت و نقش ژیوپولتیکی خویش را در چارچوب اتحاد امریکا هر روز کمرنگ تر می بینند تنها امیدشان برای توازن نظم منطقه ای قرار نگرفتن ایران در چارچوب اتحاد امریکاست تا ایران با اتحاد شرقی و اسلامی خویش این توازن را در خاورمیانه حفظ کند به همین دلیل ترکیه و قطر و عربستان از ایجاد جنگی که موجب تضعیف جمهوری اسلامی ایران در منطقه بشود بیم دارند زیرا ایران آنچنان دارای قدرت گفتمانیست که چین و روسیه به حمایتش ناو به سمت خلیج فارس روانه میکنند و جمهوری اسلامی ایران با عراق صدام و لیبی قذافی ،مادوروی ونزوئلا و حسنی مبارک مصر که تجمیع قدرت در یک نقطه باشد تفاوت دارد زیرا در جمهوری اسلامی ایران سطح دموکراسی طوریست که حتی یک فرماندار و استاندار و رئیس شورای شهر قدرت تصمیم گیری مجزا از قوه مجریه را دارد که این دموکراسی مردمی خودش قدرت منطقه ای محسوب میشود.
یکی از عوامل مهمی که مانع شکل گیری اسرائیل از نیل تا فرات در منطقه است عدم تجزیه کشورهای خاورمیانه میباشد که اگر ایران در جنگ با امریکا شکست بخورد کردستان ترکیه ، سوریه و ایران،عراق یک منطقه برای خویش تشکیل میدهند که این تهدیدی برای ترکیه ایست که یک سوم مردمش کرد هستند و بعد از خلع صلاح شدن ایران و از بین رفتن قدرت درونی اش ،تجزیه شدن ایران و سایر کشورها باعث میشود اسرائیل با قدرت بمب اتمی و نفوذ لابی های صهیونی و کشورهای تجزیه شده ضعیف که زیرساختی ندارند بدون رقیب به رویای اسرائیل بزرگ دست پیدا کند و به هژمونی منطقه ای برسد پس ایران آخرین سنگر مسلمانان در برابر افزایش قدرت اسرائیل در منطقه است.