سرمقاله

خروجی مذاکرات پاکستان «صلح سرد»!؟ / محمدعلی وکیلی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • انتصابات جدید در حوزه شبکه فروش و مبارزه با پولشویی در بیمه سرمد
  • ساس از کجا میاد؟ بهترین راه از بین بردن ساس تختخواب چیست؟
  • تفاوت کابل سولار و کابل‌های برق معمولی
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 59409  |  صفحه ۱  |  تاریخ: 22 فروردین 1405
    خروجی مذاکرات پاکستان «صلح سرد»!؟ / محمدعلی وکیلی

    جنگ رمضان گرچه منطقه‌ای و توسط دو قدرت برتر جهانی علیه ایران بود، اما دارای آثار اقتصادی و سیاسی بالاتر از جنگ جهانی شد. هرکس در دنیا ذره‌ای انصاف داشته باشد ایران را پیروز میدان می‌شمارد. دلیلش اینکه این جنگ نقش و معجزه ژئوپلتیک ایران را رونمایی کرد. براساس نظریه مکیندر و اسپایکمن (هارتلند و ریملند) دسترسی به آبراه‌ها تعیین می‌کند چه کسی بر جهان حکومت خواهد کرد. در آمریکای لاتین کانال پاناما دروازه رهبری است. در جنوب شرقی آسیا تنگه مالاکا و یا تنگه باب‌المندب در دریای سرخ و تنگه سحرانگیز و شگفت‌انگیز هرمز که خلیج فارس را به دریای عمان وصل می‌کند، این نقش را ایفا می‌کنند. حالا ایران نقش اول بر دو تنگه حیاتی یعنی هرمز و باب‌المندب را پیدا کرده است. با جنگ رمضان و استفاده ایران از کارت تنگه هرمز، میدان نابرابر نظامی جنگ به‌سرعت متوازن و در روزهای پایانی به نفع ایران تغییر کرد. به عبارتی جنگ رمضان گرچه به نام و به بهانه توان هسته‌ای ایران شروع شد، ولی در وسط جنگ معلوم گشت که این جنگ بر سر ژئوپلتیک (از طرف هارتلندی‌ها به نمایندگی آمریکا و اسرائیل و ریملندی‌ها به نمایندگی ایران) می‌باشد. ریملند جایی است که قدرت زمینی با قدرت دریایی برخورد می‌کند. این منطقه به‌عنوان پلی بین زمین و دریا عمل می‌کند و منابع طبیعی حیاتی، اقتصادهای رو‌به‌رشد سریع و بخش قابل‌توجهی از جمعیت جهان را در خود جای داده است. همچنین مسیرهای دریایی و گلوگاه‌های مهمی مانند تنگه مالاکا، کانال سوئز،‌ تنگه هرمز و باب‌المندب را در خود دارد که برای تجارت جهانی و جریان انرژی ضروری هستند. با رویارویی قدرت دریایی غرب به رهبری آمریکا با ائتلاف قدرت زمینی چین، روسیه و ایران، ریملند به میدان نبرد نهایی تبدیل شده که به نظر می‌رسد سرنوشت نظم جهانی آینده در آن رقم خواهد خورد. در قرن حاضر،‌ ریملند تنها یک فضای جغرافیایی نیست، بلکه نقطه اتکای ژئوپولیتیک است که تعادل قدرت را برای دهه‌ها شکل خواهد داد. وقتی به قاب بزرگ اهداف نگاه کنیم متوجه می‌شویم که جنگ برای انبارهای نفت نیست بلکه جنگ بر سر کریدور نفت است و کریدور انرژی نقشی مهم‌تر از ذخائر و انبارهای انرژی ایفا می‌کند. آمریکای ترامپی با توجه به اهمیت کریدورها، بی‌توجه به مناسبات نظم سنتی، هر روز به گوشه‌ای از جهان چنگ می‌اندازد. مطمئن هستم هیچ‌کدام از ما ایرانی‌ها تا این اندازه اهمیت و کارکرد تنگه هرمز را توجه نداشتیم. این جنگ به همه ما نشان داد که جغرافیای سیاسی ایران مهم‌تر از بمب اتم در نظم جدید جهان نقش ایفا خواهد کرد. تنگه با جانفشانی فرزندان ملت در میدان نبرد و میدان‌داری مردم در چهل روز گذشته، ما و آمریکا را یک‌بار دیگر پای میز مذاکره برده است. میز مذاکره پاکستان را می‌توان به میز مذاکره فاتحان جنگ جهانی دوم برای نظم‌بخشی جهان تشبیه کرد. اگر خروجی میز فاتحان جنگ جهانی دوم، نظم مبتنی بر جنگ سرد بین اتحاد جماهیر شوروی به نمایندگی بلوک شرق و آمریکا به نمایندگی بلوک غرب بود؛ اکنون هم می‌توان پیش‌بینی کرد که در خوش‌بینانه‌ترین حالت خروجی میز مذاکره پاکستان «صلح سرد» بین ایران به نمایندگی بلوک ریملندی‌ها و آمریکا به نمایندگی هارتلندی‌ها می‌باشد. «صلح سرد» یعنی توافق بر پایان جنگ در محیط سرد بی‌اعتمادی ولی همچنان انگشت‌ها بر ماشه خواهد بود. نظم مبتنی بر «صلح سرد» مختصات و فواید و عوارض آن را در آینده، به شرط حیات، بیشتر توضیح می‌دهم.