کد خبر: 59413 | صفحه ۲ | سیاست روز | تاریخ: 22 فروردین 1405
تلاش رژیم اسرائیل برای تخریب آتشبس را بررسی شد
دیپلماسی، گروگان همیشگی نتانیاهو
حمله به هر نوعی از ثبات، دیپلماسی و توقف جنگ، استراتژی مسبوق به سابقه رژیم اسرائیل در چند دهه اخیر بوده است. این بار هم گرچه امارات متحده عربی شریک جدید ماجراجوییهای اخیر تلآویو شده اما تداوم ثبات در غرب آسیا مستلزم تصمیم گیری جدی ایالات متحده است.
به گزارش گروه سیاست خارجی ایرنا، ۴۰ روز جنگ علیه ایران، در حالی به آتشبسی موقت در ۱۹ فروردین رسید که شکننده بودن آن را رژیم صهیونیستی از همان ساعات ابتدایی و با حملات بسیار سنگین به لبنان تضمین کرد. همزمان حمله به تاسیسات نفتی ایران در جزایر لاوان و سیری که گمانهها مبدا آن را امارات متحده عربی اعلام کردند؛ نشان داد که تداوم این آتشبس بیش از هر زمان دیگری با انواع تهدیدات از سوی تلآیو و اقدامات تحریکآمیز از سوی شریک جدید اسرائیل در منطقه مورد هجمه واقع شده است. این حملات در حالی است که در طرح آتشبس اعلامی، برقراری آتشبس در همه جبههها از جمله لبنان مورد تاکید قرار گرفته بود.
آتشبس یا توقف حملات نظامی طرفهای درگیر، با هدف آغاز گفتوگوها و رسیدن به یک صلح دائمی در حالی از سوی رژیم اسرائیل و امارات مورد تهدید قرار میگیرد که بر مبنای آن قرار بود هیاتهایی از ایران و آمریکا در اسلامآباد پاکستان مذاکراتی را آغاز کنند و اکنون در فاصله چند ساعت به این آغاز، اقدامات اسرائیل در تداوم حمله به لبنان و شماری پهپادپرانیهای منطقهای برگزاری آن را در هالهای از ابهام فرو برده و این پرسشها را به وجود آورده است که تلآویو و اوبوظبی از نابودی روندهای ثبات در منطقه چه سودی برده و «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا تا چه زمانی قرار است منافع آمریکا و حتی شخص خود را به زیادهخواهیهای جنگطلبانه «بنیامین نتانیاهو» گره زند؟
چرا اسرائیل آتشبس را نقض کرد؟
۶ هفته جنگ سنگین نظامی از سوی ایالات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل، به اذعان تحلیلگران، مقامات و شواهد میدانی، نتوانست اهداف اعلام شده هیچیک از آن دو را درباره ایران محقق کند و افزایش هزینههای نظامی، سیاسی و اقتصادی این درگیری ترامپ را به رغم تمام تهدیدات تمدنی خود، مجبور به درخواست آتشبس و توقف درگیریها کرد و نشان داد که ادامه مسیر تقابل میتواند، حداقل در برهه کنونی پیامدهایی غیرقابل کنترل داشته باشد و از این رو، آتشبس بهعنوان گامی موقت اما ضروری برای مهار بحران مطرح و مورد پذیرش ایران هم قرار گرفت.
مهار بحران اما چیزی نبود که نتانیاهو خواستار آن باشد و این موضوع بسیار طبیعی به نظر میرسد از آن رو که آغازگر اصلی این جنگ نخستوزیر اسرائیل بود؛ اذعانی که نیویورک تایمز آمریکا در تازهترین گزارش خود از شروع این جنگ کرد. این روزنامه نقطه آغاز این مسیر را یازدهم فوریه میداند؛ روزی که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، اندکی پیش از ساعت یازده صبح وارد کاخ سفید شد و در آن جلسه، برنامهای چهارلایه را پیش روی ترامپ گذاشت که میتوانست آمریکا و اسرائیل را به سمت یک جنگ بزرگ در خاورمیانه سوق دهد. محورهای اصلی این طرح، حذف مقام های اصلی سیاسی و نظامی در ایران و تحریک مردم به حضور در خیابان و تلاش برای تغییر نظام سیاسی مستقر بود.
حال ۴۰ روز پس از این برنامهریزی در عمل هیچکدام از اهدافی که نخستوزیر اسرائیل آنها را به رئیسجمهور آمریکا اعلام کرد؛ در میدان محقق نشده و این به معنای تبدیل رویای فروخته شده به کابوسی مرگبار برای ترامپ بود. کابوسی که برای فرار از آن مذاکراتی را با ایران آغاز خواهد کرد تا تنگهای را باز کند که پیش از این جنگ باز بود. با این حال اما نتانیاهو حتی در این مرحله هم اجازه خروج نسبتا آبرومندانه ترامپ از این برزخ را نداده و تلاش میکند تا با برهمزدن آتشبس موقت بار دیگر آتش این جنگ را شعلهور سازد اما چرا؟
پاسخ را در چند بعد باید مورد ارزیابی قرار داد؛ اول آنکه برای تلآویو و شخص نتانیاهو هیچ موضوعی در جهان به اندازه کاهش تنش میان ایران با کشورهای غربی به ویژه ایالات متحده آمریکا خط قرمز نیست از آن رو که با چنین کاهشی، داستانهای ایرانهراسانه نتانیاهو در جهان خریداری نداشته و باید تاج قربانی از سر اسراییل برداشته شود و از سوی دیگر جایگاه راهبردی این رژیم به عنوان بازیگر امنیتی غرب که به واسطه آن سالانه میلیونها دلار از آنها دریافت میکرد کاهش یافته یا حتی قطع شود و از این روست که این رژیم همواره تلاش کرده است تهدید ایران را بهعنوان محور سیاستهای امنیتی منطقه برجسته نگه دارد.
در نهایت برای رژیم اسرائیل و امارات متحده عربی نقض آتشبس و هر روند صلحساز دیگر، فقط یک اقدام مقطعی یا واکنشی نبوده و باید آن را در راهبردی عمیقتر به منظور پیشگیری از تغییر معادلات در منطقه دانست. این دو بازیگر تلاش دارند با ایجاد تنش، مسیر دیپلماسی را منحرف کرده و وضعیت بیثبات کنونی را تداوم بخشند و از این روست که این هفته برای ترامپ بسیار دشوارتر از همیشه خواهد گذشت از آن رو که یا باید به نقطه اول بازگردد یا نتانیاهو را مهار کند.