کد خبر: 59629 | صفحه ۳ | جامعه | تاریخ: 05 اردیبهشت 1405
وقتی امید به یک راهبرد تبدیل میشود
سرمایه اجتماعی، حلقه مفقوده عبور از بحران
آنچه در بزنگاههای تاریخی سرنوشت یک جامعه را تعیین میکند، کیفیت روابط اجتماعی، سطح اعتماد عمومی و میزان آمادگی مردم برای همکاری با یکدیگر است؛ همان چیزی که از آن بهعنوان «سرمایه اجتماعی» یاد میکنیم.
در روزهای پس از جنگ، فضای رسانهای و اجتماعی بیش از هر زمان دیگری مملو از اخبار نگرانکننده است؛ اخباری درباره رکود، تعطیلی واحدهای تولیدی، موج بیکاری، کاهش قدرت خرید و افزایش فاصله طبقاتی. روایتها اغلب بر ابعاد بحران تمرکز دارند و کمتر نشانی از مسیرهای برونرفت در آنها دیده میشود.
به گزارش تجارت نیوز، این در حالی است که بیان واقعیتهای تلخ، اگرچه ضروری است، اما تفاوتی بنیادین با بازتولید ناامیدی دارد. جامعهای که فقط از بحران بشنود و راهی پیش روی خود نبیند، نهتنها توان عبور از وضعیت دشوار را از دست میدهد، بلکه خود به بخشی از چرخه رکود و بیعملی تبدیل میشود.
ایران امروز در نقطهای ایستاده است که از یکسو با خسارات مستقیم و غیرمستقیم جنگ روبهروست و از سوی دیگر، با پیامدهای برخی سیاستگذاریهای نادرست که به تشدید بیکاری و تضعیف معیشت انجامیده است. اما پرسش اساسی اینجاست: آیا میتوان با گسترش ناامیدی، بر این بحران فائق آمد؟
بدیهی است که نادیده گرفتن بحران یا بزک کردن واقعیت، نه ممکن است و نه مفید. اما مساله آنجاست که تمرکز افراطی بر جنبههای منفی، بدون ارائه چشمانداز و راهکار، به تدریج ذهن جمعی را به سمت نوعی «ناتوانی آموختهشده» سوق میدهد.
سرمایه اجتماعی، مهمتر از سرمایه مالی است
امانالله قرایی، جامعهشناس و استاد دانشگاه با تأکید بر اینکه عبور از بحرانهای پساجنگ صرفاً با اتکا به منابع مالی ممکن نیست، به تجارتنیوز میگوید: در ادبیات توسعه، بارها به این نکته اشاره شده که سرمایه مالی شرط لازم است، اما بههیچوجه شرط کافی نیست. آنچه در بزنگاههای تاریخی سرنوشت یک جامعه را تعیین میکند، کیفیت روابط اجتماعی، سطح اعتماد عمومی و میزان آمادگی مردم برای همکاری با یکدیگر است؛ همان چیزی که از آن بهعنوان «سرمایه اجتماعی» یاد میکنیم.
او با تشریح این مفهوم ادامه میدهد: سرمایه اجتماعی فقط یک اصطلاح نظری نیست، بلکه در عمل تعیین میکند که آیا مردم در شرایط سخت به یکدیگر تکیه میکنند یا از هم فاصله میگیرند. در جامعهای که اعتماد فرسوده شده باشد، حتی اگر منابع مالی قابل توجهی تزریق شود، این منابع بهدرستی توزیع و مصرف نمیشوند. در مقابل، در جامعهای که سطحی از اعتماد و همبستگی وجود دارد، حتی با منابع محدود هم میتوان کارهای بزرگی انجام داد.
امید به این معنا نیست که مشکلات را نادیده بگیریم، بلکه به این معناست که امکان تغییر را نشان دهیم و مسیرهای عملی را برجسته کنیم
این استاد جامعه شناسی یکی از چالشهای مهم در شرایط کنونی را «غلبه روایتهای ناامیدکننده» میداند و تصریح میکند: رسانهها و نخبگان نقش بسیار حساسی دارند. اگر روایت غالب، صرفاً بر بحرانها و بنبستها تأکید کند، بهتدریج نوعی بیاعتمادی و انفعال در جامعه شکل میگیرد. در حالی که کارکرد اصلی رسانه باید ایجاد تعادل میان واقعیت و امید باشد. امید به این معنا نیست که مشکلات را نادیده بگیریم، بلکه به این معناست که امکان تغییر را نشان دهیم و مسیرهای عملی را برجسته کنیم.
قرایی در ادامه به نقش کنشگری مردم اشاره کرده و میافزاید: در شرایطی که منابع محدود است، کنشهای کوچک اما گسترده میتواند تأثیرات قابل توجهی داشته باشد. برای مثال، خرید از کسبوکارهای محلی بهجای کالاهای وارداتی یا حمایت از تولیدکنندگان خرد، میتواند به حفظ اشتغال کمک کند. یا تشکیل صندوقهای محلی و خانوادگی برای حمایت از افرادی که شغل خود را از دست دادهاند، میتواند فشار اقتصادی را کاهش دهد.
عبور از شرایط پساجنگ، بیش از هر چیز نیازمند بازسازی روابط اجتماعی است
این جامعهشناس همچنین بر اهمیت «شبکهسازی اجتماعی» تأکید میکند: یکی از ویژگیهای جوامع موفق در عبور از بحران، وجود شبکههای ارتباطی قوی میان افراد و گروههاست. این شبکهها باعث میشوند اطلاعات سریعتر منتقل شود، منابع بهتر توزیع شود و افراد احساس تنهایی نکنند.
قرایی مقدم در بخش دیگری از سخنان خود، به نقش اعتماد میان مردم و نهادهای حاکمیتی اشاره کرده و میگوید: سرمایه اجتماعی فقط به روابط میان مردم محدود نمیشود، بلکه شامل میزان اعتماد به نهادها نیز هست. اگر این اعتماد تضعیف شود، اجرای سیاستهای اقتصادی با مشکل مواجه میشود. بنابراین، بازسازی اعتماد، یکی از پیشنیازهای اساسی برای عبور از بحران است.
او تأکید میکند: عبور از شرایط پساجنگ، بیش از هر چیز نیازمند بازسازی روابط اجتماعی است. اگر بتوانیم حس همبستگی، اعتماد و مسئولیتپذیری جمعی را تقویت کنیم، حتی در سختترین شرایط نیز امکان حرکت به سمت بهبود وجود دارد. اما اگر اجازه دهیم ناامیدی و بیاعتمادی گسترش پیدا کند، بحرانها عمیقتر و طولانیتر خواهند شد.
در تحلیل اقتصادی، دسترسی به کالا دو بُعد دارد؛ یکی موجود بودن کالا در بازار و دیگری توان خرید آن
این استاد جامعه شناسی در ادامه به مساله معیشت اشاره کرده و اظهار میدارد: این روزها مسئولان سعی دارند با بیان این مطلب که مایحتاج عمومی مردم در همه جا به وفور وجود دارد، مساله قدرت خرید مردم را نادیده بگیرند، روایت «وفور کالا در بازار» اگرچه ممکن است از منظر تأمین و توزیع درست باشد، اما لزوماً به معنای بهبود وضعیت زندگی مردم نیست.
قرایی مقدم تاکید میکند: در تحلیل اقتصادی، دسترسی به کالا دو بُعد دارد؛ یکی موجود بودن کالا در بازار و دیگری توان خرید آن. متأسفانه در شرایط کنونی، تمرکز بیش از حد بر بُعد اول باعث شده بُعد دوم که برای زندگی واقعی مردم تعیینکنندهتر است، کمتر دیده شود.
او ادامه میدهد: وقتی درآمد خانوارها متناسب با تورم افزایش پیدا نمیکند، حتی پر بودن قفسه فروشگاهها هم نمیتواند حس امنیت اقتصادی ایجاد کند. در حال حاضر یکی از نشانههای جدی فشار اقتصادی، تغییر سبد مصرفی مردم است. بسیاری از خانوادهها ناچار شدهاند اقلامی را که تا پیش از این جزو نیازهای اولیه محسوب میشد، کاهش دهند یا بهکلی حذف کنند.
این جامعهشناس تاکید میکند: مسئله فقط به کالاهای غیرضروری محدود نمیشود، بلکه در مواردی حتی به مواد غذایی باکیفیت، خدمات آموزشی و مراقبتهای بهداشتی نیز سرایت کرده است. چنین روندی در بلندمدت میتواند تبعاتی فراتر از اقتصاد داشته باشد و به تضعیف سرمایه انسانی منجر شود.
شاخصهای کلان اقتصادی لزوماً منعکسکننده وضعیت واقعی خانوارها نیستند
قرایی مقدم با هشدار نسبت به پیامدهای اجتماعی این وضعیت میافزاید: وقتی فشار اقتصادی طولانیمدت میشود، آثار آن به تدریج در روابط خانوادگی و اجتماعی نیز بروز پیدا میکند. افزایش تنشهای درون خانواده، کاهش امید به آینده و حتی تغییر در تصمیمات مهم زندگی مانند ازدواج یا فرزندآوری، از جمله پیامدهایی است که نمیتوان آنها را نادیده گرفت.
او خاطرنشان میکند: به همین دلیل، سیاستگذاری اقتصادی باید بهگونهای باشد که نهتنها شاخصهای کلان، بلکه کیفیت زندگی روزمره مردم را نیز بهبود ببخشد. یکی از چالشهای مهم این است که گاهی تصمیمگیریها بر اساس شاخصهای کلی مانند رشد اقتصادی یا میزان عرضه کالا انجام میشود، در حالی که این شاخصها لزوماً منعکسکننده وضعیت واقعی خانوارها نیستند.
دولت باید رویکردی چندبعدی در پیش بگیرد
قرایی مقدم به نقش دولت در عبور از بحران ها اشاره کرده و میگوید: دولت در هر بحرانی، نقشی تعیینکننده دارد. اما این نقش، صرفاً به اطمینانبخشی لفظی محدود نمیشود. تأکید بر نبود کمبود در بازار، اگرچه میتواند از بروز برخی نگرانیها جلوگیری کند، اما بدون توجه به قدرت خرید مردم، نمیتواند به حل بحران کمک کند.
او میافزاید: دولت باید رویکردی چندبعدی در پیش بگیرد؛ از یکسو با کنترل تورم و حمایت از تولید، زمینه اشتغال را فراهم کند و از سوی دیگر، با سیاستهای حمایتی، از اقشار آسیبپذیر پشتیبانی کند. در کنار اینها، اصلاح برخی سیاستهای نادرست گذشته نیز ضروری است.
با ناامیدی نمیتوان از بحران عبور کرد، اما با امیدی که به عمل گره خورده باشد، حتی دشوارترین مسیرها نیز قابل پیمودن است
قرایی مقدم در پایان تاکید میکند: شاید مهمترین نکته در شرایط کنونی، بازتعریف مفهوم امید باشد. امید، صرفاً یک احساس مثبت یا شعار نیست، بلکه میتواند به یک راهبرد اجتماعی تبدیل شود؛ راهبردی که بر پایه آن، مردم و نهادها به جای تمرکز صرف بر مشکلات، به دنبال راهحلها میگردند.
امید، زمانی معنا پیدا میکند که با عمل همراه باشد؛ وقتی خانوادهای با مدیریت بهتر منابع خود، از فشارها میکاهد؛ وقتی گروهی از شهروندان برای حمایت از یکدیگر دست به کار میشوند؛ وقتی دولت با سیاستهای مؤثر، مسیر بهبود را هموار میکند. با ناامیدی نمیتوان از بحران عبور کرد، اما با امیدی که به عمل گره خورده باشد، حتی دشوارترین مسیرها نیز قابل پیمودن است.