سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
این روزها، پس از فراز و فرودهای نفسگیر در مناسبات خارجی، نفسهایی عمیق در فضای امنیتی کشور کشیده شده است. یادداشت تفاهم با آمریکا، هرچند موقت و شکننده، توانست سایه سنگین جنگ را برای مدتی از بالای سر مردم دور کند. این دستاورد، حاصل یک معادله ساده بود: مقاومتِ هوشمندانه در میدان، به اضافه پشتیبانی مردمی از خطمشیِ عقلانیِ نظام.
اما درست در همین نقطه، عدهای خاص، گویی از نفسکشیدنِ صلح بیزارند. آنها که مرام و رسالتِ خود را در تداومِ چالش تعریف کردهاند، امروز با شعارهایی تفرقهافکن، در صدد برآمدهاند تا این تفاهم را به کمای سیاسی ببرند. گویا آرزویشان، بازگشت همان روزهایی است که تنها با نامِ جنگ، جایگاهِ خود را در قدرت تثبیت میکردند.
اینجا پرسش اساسی این است: چرا گروهی باید از سایه جنگ استقبال کند؟ پاسخ را باید در ترسِ آنها از روشناییِ عقلانیت جست. در سایه جنگ، تمام کاستیهای اقتصادی و سیاسی به پای دشمن خارجی نوشته میشود و کسی جرئت پرسش از کارآمدیِ مدیریت داخلی را ندارد. اما در فضای تفاهم، دیگر نمیتوان مشکلاتِ عمیقِ معیشتی، تورم و بیکاری را با یک تیرِ به اصطلاحِ دشمنزدایی پوشاند.
باید صریح گفت: دشمن سراسر مسلحِ ما، با همان غوغاسالاریِ همیشگی، امروز به پای میزِ مذاکره کشانده شده است. این پیروزیِ مقاومتِ هوشمند است، نه شکستِ آن. اما گروهی که رسالتشان را در تندرویِ بیمحابا میبینند، این تفاهم را نه به چشمِ فرصت که به مثابه تهدیدِ بقایِ خود مینگرند. آنها میخواهند آتشِ اختلاف را در داخل شعلهور کنند تا کشور همچنان درگیرِ هزینه های خاص بماند و آنها در نقشِ قهرمانانِ روزهای سخت ظاهر شوند.
این عده، غافلاند که مردمِ ایران زمین، امروز بیش از هر چیز به صلح نیاز دارند، نه به باروت. مشکلاتِ اقتصادیِ کشور، ریشه در تحریمهای خفهکننده و ناترازیهایِ ساختاری دارد؛ مسائلی که با شعارِ جنگ حل نمیشود، بلکه با عقلانیت، دیپلماسیِ کارآمد و مدیریتِ میدانیِ مبتنی بر منافعِ ملی، قابلِ مهار است.
آنکه امروز فریادِ بجنگیم سر میدهد، یا درکِ درستی از عمقِ فاجعهیِ یک جنگِ تمامعیار ندارد، یا منافعِ شخصی و جناحیِ خود را بر منافعِ ۸۵ میلیون ایرانی ترجیح میدهد. تجربه سالهای اخیر نشان داده که دشمنِ ما از موشک و پهپاد هراس زیادی دارد، ولی بیشتر از این موضوع، از مردمی میترسد که با صبر و هوشیاری، پشتِ سرِ نظام خود ایستادهاند و اجازه نمیدهند تندرویِ داخلی، دستاوردهایِ مقاومت را نابود کند.
پس بیایید از این فرصتِ بهدستآمده به درستی استفاده شود. کمرنگشدنِ فضایِ جنگ، به معنای پایانِ مقاومت نیست؛ بلکه به معنای تغییرِ میدانِ نبرد از سنگرهایِ نظامی به کارزارِ اقتصاد و معیشت است. چالش امروز کشور، مدیریتِ بحرانِ معیشت است، نه مدیریتِ بحرانِ امنیتی. اگر میخواهیم منافعِ ملی در ابعادِ واقعیِ خود تداوم یابد، باید از تفرقهافکنانِ همیشگی فاصله بگیریم و با اجماعِ ملی، به سمتِ رفعِ مشکلاتِ عمیقِ کشور حرکت کنیم.
مردم هوشیارند؛ آنها تفاوتِ میانِ عزتِ ملی را با خودزنیِ جناحی به خوبی درک میکنند. آنها میدانند که حفظِ امنیتِ امروز، مرهونِ ایستادگیِ دیروز است، اما تداومِ آن، در گروِ عقلانیتِ امروز. اجازه ندهیم عدهای محدود، با هیاهو و غوغاسالاری، دستاوردِ بزرگِ تنش زدایی را از ملتِ ایران بگیرند.
سایه جنگ را دور کنیم، پنجرههایِ امید را به رویِ اقتصادِ کشور بگشاییم؛ این، نه یک انتخاب، که ضرورتیِ تاریخی برای بقایِ ایرانِ قوی است.