سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
زندگی روزمرهی مردمان مزدبگیر که روزگاری دستشان به دهانشان میرسیده و بین غریبه و آشنا آبرویی داشتند، حالا به بنبست رسیده؛ در این بنبست ناهموار، زیر ظل آفتاب سوزان تابستانِ جنگ، وقتی پول نداری حتی پمپ کولرت را تعمیر کنی، صحبت از «تابآوری معیشتی مردم» با واقعیتها همخوانی ندارد..... به گزارش خبرنگار ایلنا، این روزها، بحث در رابطه با «تابآوری معیشتی مردم» به یکی از موضوعات داغ در رسانههای اصلی تبدیل شده است؛ سوالاتی عموماً بدون جواب روشن مطرح میشوند: مردم تا کجا گرانیها و فشارهای اقتصادی را تاب میآورند و ساختارهای حاکمیتی تا چه اندازه عاملِ «تابآوری اقتصادی و معیشتی» را به عنوان یک اولویت اصلی در تصمیمسازیهای کلان، در نظر میگیرند. افول سخت طبقه متوسط براساس دادهها و برآوردها، مزدبگیران بخشهای مختلف بیش از ۶۰ درصد از جمعیت کشور را تشکیل میدهند؛ اما در چند دههی اخیر، این جمعیت گسترده دچار دگردیسی ساختاری و بنیادین شده است. در دهههای ۵۰، ۶۰ و ۷۰ شمسی، بخش قابل توجهی از مزد و حقوقبگیران به طبقهی متوسط تعلق داشتند، طبقهای که طبق تعریفهای پایهای اقتصاد، دغدغهی نان شب ندارد و اقتصاد، روبنا و زیربنای زندگی آنان را تشکیل نمیدهد. اما حقوقزداییهای دهههای اخیر به موازات شوکهای پیاپی اقتصادی، طبقه متوسط را از مدار زندگی شهری ایران خارج کرده است؛ آب رفتن طبقه متوسط ایران به طور مشخص از میانهی دهه ۹۰ شمسی آغاز شد. اوج ریزش این طبقه زمانی اتفاق افتاد که زندگی در محدودهی شهرهای بزرگ و در محلههای برخوردار شهری از دسترس مزدبگیران طبقه متوسط خارج شد؛ کارمندان، پرستاران، معلمان و کارگران متخصص و یقه سفید هم مجبور شدند مانند کارگران ساده و روزمزد به حاشیهها کوچ کنند و در مناطقی که در واقعیت «گتوهای فرودستان ایرانی» است، سکونت گزینند. در گام بعدی، برای مزدبگیرانی که از زندگی آبرومندانه قبلی و رفاه نسبیِ روزگاران گذشته دست شسته بودند، دغدغهی نان نیز به دغدغهی سرپناه شایسته اضافه شد. «گوشت کیلویی چند است، آیا میتوانیم یک کیسه گونی برنج بخریم، آیا توان مالی داریم دوستان و آشنایان را دعوت بگیریم و…» دغدغهها و چالشهای اینچنینی به مرور خود را به زندگی مردمانی تحمیل کرد که پیش از این، دغدغه فرهنگ، مشارکت سیاسی، آموزش شایسته و در بُعد مادی، سفر به خارج از کشور و خرید خودروهای باکیفیت داشتند. این گروه عظیم شهری در چشم بر هم زدنی، به طبقات فرودست جمعیتی افزوده شدند و به ناچار در صف مرغ دولتی، برنج قسطی و وام اجاره مسکن ایستادند. حالا در میانه دهه ۱۴۰۰ شمسی، در شرایطی که طی چهار یا پنج سال، چندین شوک بزرگِ ارزی اتفاق افتاده و حذف یارانهها از اقلام ضروری مردم به حوزههایی مانند دارو نان سرایت کرده و با وجود دو جنگ پیاپی، مزدبگیران لایههای مختلف چقدر تابآوری معیشتی دارند؟ زندگی ساده به ۷۰ میلیون درآمد ماهانه نیاز دارد براساس آخرین دادههای رسمی شورایعالی کار- نهاد متولی تعیین دستمزد کارگران- در اسفندماه سال قبل، نرخ سبد معیشت حداقلی خانوارهای کارگری، حدود ۴۲ میلیون تومان بوده است؛ به اعتقاد فعالان کارگری، تورم این چند ماه اخیر در دوران جنگ و التهاب، این رقم را به مرز ۷۰ میلیون تومان رسانده است؛ به این معنا که یک خانواده کارگری باید حدود ۷۰ میلیون تومان در ماه درآمد داشته باشد که بتواند فقط نیازهای ساده زندگی از جمله خوراکیهای ضروری و مسکن حداقلی را تامین کند؛ حال اگر حقوق کارمندان، پرستاران و کارگران متخصص را که معمولاً در محدوده ۳۰ تا ۴۰ میلیون تومان است با رقم ۷۰ میلیونِ سبد حداقلی قیاس کنیم، به خوبی متوجه میشویم که دیگر جایی برای طبقه متوسط در اقتصاد ایران باقی نمانده است. وقتی مرکز آمار میگوید نرخ تورم سالانه در خردادماه به ۶۲ درصد رسیده و فقط در یک ماه، شاخص میانگین تورم بیش از ۴ درصد افزایش داشته است، بدیهیست زندگی در گتوهای فرودستان ایرانی اصلاً ساده نیست. هیچ فرمول و داده و عددی، بهتر از این روایت ملموس، رنجهای خانوادههای درمانده را به تصویر نمیکشد؛ زندگی روزمرهی مردمان مزدبگیر که روزگاری دستشان به دهانشان میرسیده و بین غریبه و آشنا آبرویی داشتند، حالا به بنبست رسیده؛ در این بنبست ناهموار، زیر ظل آفتاب سوزان تابستانِ جنگ، وقتی پول نداری حتی پمپ کولرت را تعمیر کنی، صحبت از «تابآوری معیشتی مردم»، یک بحث حاشیهایست، با واقعیت همخوانی ندارد.....