سرمقاله

قبل از آنکه دیرشود!؟ ‪/‬ محمدعلی وکیلی

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • سیطره «تابش» بر بازار طلا؛ بازدهی ۱۹ درصدی صندوق طلای تمدن در تیرماه
  • تداوم درخشش بیمه سرمد در تیر ماه ۱۴۰۵؛ جهش ۸۶ درصدی درآمدهای بیمه‌ای
  • در راستای مشتری‌مداری و توسعه خدمات؛ معرفی پنج خدمت بیمه دانا
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 61930  |  صفحه ۱ سیاست روز  |  تاریخ: 10 مر 1405
    قبل از آنکه دیرشود!؟ ‪/‬ محمدعلی وکیلی

    کارل فون کلاوزویتس جمله‌ای دارد که هنوز پس از دو قرن معتبر است؛ «جنگ ادامه سیاست است، اما با ابزارهای دیگر.» آنچه معمولاً کمتر مورد توجه قرار می‌گیرد، بخش دوم این گزاره است؛ اینکه اگر سیاست نتواند در زمان مناسب دوباره جای جنگ را بگیرد، جنگ خود به هدف تبدیل می‌شود و سیاست را می‌بلعد. جنگ امروز علیه ایران دیگر جنگ روز نخست نیست. هر روز متغیری تازه به آن افزوده می‌شود، بازیگران جدیدی به صحنه نزدیک می‌شوند و میدان منازعه از عرصه نظامی به حوزه اقتصاد، حمل‌ونقل، انرژی، دیپلماسی و امنیت منطقه‌ای گسترش می‌یابد. حتی اگر هنوز با یک جنگ فراگیر منطقه‌ای مواجه نباشیم، روند تحولات نشان می‌دهد که خطر اصلی، نه شدت حملات امروز، بلکه دامنه بازیگران فرداست. در چنین شرایطی، بزرگ‌ترین خطای راهبردی آن است که تصور کنیم زمان همیشه به سود ما حرکت می‌کند. بسیاری از جنگ‌ها نه در اثر شکست نظامی، بلکه به دلیل فرسایش تدریجی، گسترش جبهه‌ها و افزایش شمار دشمنان، به مرحله‌ای رسیده‌اند که مدیریت آنها از اختیار بازیگران اولیه خارج شده است. نمونه روشن آن، جنگ اوکراین است. جنگی که قرار بود ظرف چند هفته تکلیف آن روشن شود، اکنون پس از سال‌ها نه تنها پایان نیافته، بلکه به بستری برای رویارویی قدرت‌های بزرگ، تحریم‌های گسترده، بحران انرژی، مسابقه تسلیحاتی و بازآرایی امنیت اروپا تبدیل شده است. در این جنگ، تقریباً همه طرف‌ها هزینه داده‌اند و هنوز هیچ‌کس نمی‌تواند با اطمینان از «پیروزی نهایی» سخن بگوید. بزرگ‌ترین درس اوکراین شاید این باشد که طولانی شدن جنگ، معمولاً دشمنان بیشتری تولید می‌کند تا دوستان. شلیک اکراین به کشتی ایرانی درخزر وبه شهادت رساندن یکی ازفرزندان ملت وهمراهی عربستان با آمریکا درحمله به پایگاههای حشد الشعبی ،نمونه های کوچک بیم از کنترل خارج شدن دامنه جنگ میباشد . ایران امروز از منظر بازدارندگی، پیام خود را تا حد زیادی به جهان منتقل کرده است. همگان دریافته‌اند که امنیت انرژی و تجارت جهانی، بدون لحاظ کردن جایگاه ایران، تضمین‌شدنی نیست و هرگونه بی‌ثباتی در منطقه می‌تواند مسیرهای حیاتی تجارت را تحت تأثیر قرار دهد. شخصا معتقدم تعیین حدود با عمان هیچ ضرورتی ندارد ایران با استناد به حق مشاع خود درمجموعه آبراه تنگه هرمز قادربه اعمال حاکمیت درهنگام نیاز خواهدبود .وقتی این پیام راهبردی منتقل شده است، هنر سیاست آن است که دستاورد بازدارندگی را به سرمایه دیپلماسی تبدیل کند، نه اینکه آن را در یک ماراتن فرسایشی مستهلک سازد. در داخل نیز نشانه‌ای نگران‌کننده دیده می‌شود. صدای «مقابله به مثل» هر روز بلندتر از صدای «تدبیر» شنیده می‌شود. دفاع از امنیت ملی، تردیدی برنمی‌دارد؛ اما امنیت، فقط محصول قدرت نظامی نیست. امنیت، حاصل جمع قدرت نظامی، عقلانیت سیاسی، انسجام اجتماعی و ابتکار دیپلماتیک است. کشوری که تنها با زبان جنگ سخن بگوید، به تدریج ظرفیت‌های دیگر قدرت خود را از دست خواهد داد. خطر دیگر، عادی شدن جنگ است. وقتی خبر شهادت هم‌وطنان، تخریب زیرساخت‌ها و فشار بر زندگی مردم به اخبار روزمره تبدیل شود، جامعه وارد مرحله‌ای از فرسایش روانی می‌شود که جبران آن بسیار دشوارتر از بازسازی ساختمان‌ها و تأسیسات است. جنگ زمانی خطرناک‌تر می‌شود که دیگر کسی از ادامه آن شگفت‌زده نشود. در چنین فضایی، خویشتنداری گاه نشانه ضعف نیست؛ عالی‌ترین مرتبه قدرت است. قدرت واقعی تنها در توان آغاز یک نبرد خلاصه نمی‌شود؛ در توان پایان دادن به آن نیز معنا پیدا می‌کند. دولت‌های بزرگ تاریخ، بیش از آنکه به خاطر آغاز جنگ‌ها شناخته شوند، به خاطر تشخیص لحظه مناسب برای پایان دادن به آنها در حافظه ملت‌ها مانده‌اند. امروز، مذاکره اگر از موضع اقتدار، حفظ عزت ملی و تأمین منافع راهبردی ایران انجام شود، نه عقب‌نشینی است و نه امتیازدهی؛ بلکه بهره‌برداری هوشمندانه از سرمایه‌ای است که در میدان به دست آمده است. دیپلماسی، نقطه مقابل قدرت نیست؛ مرحله تکامل‌یافته استفاده از قدرت است. ایران اکنون بیش از هر زمان دیگری به «عقلانیت راهبردی» نیاز دارد؛ عقلانیتی که بداند هر پیروزی نظامی، الزاماً پیروزی سیاسی نیست و هر جنگی که بیش از اندازه ادامه یابد، دیر یا زود از اختیار آغازکنندگانش خارج خواهد شد. شاید مهم‌ترین پیروزی امروز، نه در ادامه جنگ، بلکه در جلوگیری از گسترش آن باشد. هنر سیاست، پایان دادن به جنگ در لحظه‌ای است که هنوز ابتکارعمل ازدست خارج نشده است .پایان امروز جنگ مساوی باناکامی دشمنان درتحقق اهداف اولیه جنگ میباشد واین بزرگترین پیروزی ایران است .