سرمقاله

جنگ بر سر آینده خاورمیانه ‪/‬ سعید پای بند

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • قرعه‌کشی سه هفته نخست آلتین شو برگزار شد
  • افتتاح شعبه ای‌وان همراه مکانیک در فرمانیه
  • قبل از قبول چک بانک سپه، حتما این کار رو بکنید!
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 62025  |  صفحه ۱ سیاست روز  |  تاریخ: 12 مر 1405
    جنگ بر سر آینده خاورمیانه ‪/‬ سعید پای بند

    تحولات پرشتاب ماه‌های اخیر در خاورمیانه بار دیگر این واقعیت را آشکار کرده است که جنگ‌ها تنها در میدان نبرد معنا پیدا نمی‌کنند. هرچند افکار عمومی بیش از هر چیز درگیر اخبار مربوط به حملات موشکی، عملیات پهپادی، سامانه‌های پدافندی و میزان خسارت‌های نظامی است، اما آنچه در پس این رخدادها جریان دارد، رقابتی عمیق‌تر برای تعیین شکل و ماهیت نظم آینده خاورمیانه است. از همین رو، اگر این بحران صرفاً از دریچه نظامی دیده شود، بخش مهمی از واقعیت نادیده خواهد ماند. در تمامی جنگ‌های بزرگ تاریخ، نتیجه نهایی تنها با پیروزی یا شکست در میدان نبرد تعیین نشده است. آنچه اهمیت بیشتری داشته، توان کشورها برای بهره‌برداری سیاسی، اقتصادی و ژئوپولیتیکی از نتایج جنگ بوده است. بسیاری از دولت‌ها در میدان نظامی موفق بوده‌اند، اما در ساختن نظم پس از جنگ ناکام مانده‌اند و در مقابل، کشورهایی نیز با مدیریت هوشمندانه دوران پس از بحران، جایگاه منطقه‌ای و بین‌المللی خود را ارتقا داده‌اند. خاورمیانه امروز نیز در آستانه چنین نقطه عطفی قرار دارد. منطقه‌ای که علاوه بر ذخایر عظیم انرژی، شاهراه اتصال شرق و غرب، شمال و جنوب جهان محسوب می‌شود. تنگه هرمز، خلیج فارس، دریای سرخ، مدیترانه شرقی، کانال سوئز و کریدورهای نوظهور حمل‌ونقل، تنها مسیرهای جغرافیایی نیستند؛ آنها ستون‌های اصلی اقتصاد جهانی و امنیت انرژی به شمار می‌روند. به همین دلیل، هرگونه تغییر در موازنه قدرت منطقه، آثار آن را فراتر از مرزهای خاورمیانه نمایان خواهد کرد. در این میان، ایران از معدود کشورهایی است که هم‌زمان از چندین مزیت راهبردی برخوردار است. موقعیت ممتاز جغرافیایی، منابع گسترده نفت و گاز، دسترسی به آب‌های آزاد، ظرفیت‌های ترانزیتی، جمعیت قابل توجه، بازار بزرگ داخلی و توان اثرگذاری بر تحولات منطقه، مجموعه‌ای از مؤلفه‌هایی را شکل داده‌اند که جایگاه ایران را در معادلات ژئوپولیتیکی تثبیت کرده‌اند. این جایگاه، صرفاً محصول قدرت نظامی نیست، بلکه حاصل ترکیب جغرافیا، اقتصاد، انرژی، دیپلماسی و ظرفیت‌های ملی است. به همین دلیل، هر تحولی که بتواند بخشی از این مؤلفه‌ها را تضعیف یا محدود کند، تنها یک پیامد امنیتی نخواهد داشت، بلکه می‌تواند قدرت چانه‌زنی ایران را در آینده منطقه نیز تحت تأثیر قرار دهد. در مقابل، هر اقدامی که به تقویت اقتصاد، توسعه زیرساخت‌ها، افزایش تعاملات منطقه‌ای و ارتقای جایگاه ایران در شبکه‌های تجاری و انرژی منجر شود، می‌تواند نقش کشور را در نظم آینده تثبیت کند. واقعیت این است که رقابت اصلی میان بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، صرفاً بر سر کنترل سرزمین یا برتری نظامی نیست. رقابت بر سر تعیین قواعد بازی است؛ اینکه چه کسی مسیرهای انرژی را مدیریت خواهد کرد، چه کشوری به مرکز اتصال کریدورهای تجاری تبدیل خواهد شد، کدام ائتلاف‌ها شکل خواهند گرفت و چه بازیگرانی در تصمیم‌های راهبردی منطقه نقش تعیین‌کننده خواهند داشت. از این منظر، ایران باید هم‌زمان دو هدف را دنبال کند؛ نخست حفظ بازدارندگی و امنیت ملی و دوم، تقویت مؤلفه‌های غیرنظامی قدرت. تجربه جهان نشان داده است که قدرت پایدار، تنها از دل توان دفاعی به دست نمی‌آید. اقتصاد پویا، فناوری پیشرفته، دیپلماسی فعال، سرمایه اجتماعی، حکمرانی کارآمد و روابط سازنده با همسایگان، عناصر مکمل امنیت ملی هستند و بدون آنها، حتی بزرگ‌ترین توان نظامی نیز نمی‌تواند جایگاه یک کشور را در بلندمدت تضمین کند. یکی از مهم‌ترین چالش‌های پیش روی ایران، برنامه‌ریزی برای دوران پس از بحران است. پایان جنگ، آغاز رقابتی تازه خواهد بود؛ رقابتی برای جذب سرمایه، بازسازی اقتصاد، توسعه همکاری‌های منطقه‌ای، تعریف پروژه‌های مشترک انرژی و حمل‌ونقل و شکل‌دهی به ائتلاف‌های اقتصادی و امنیتی. در چنین فضایی، کشوری موفق خواهد بود که از امروز برای آن روز برنامه داشته باشد، نه اینکه تنها به مدیریت شرایط جنگی بیندیشد. ایران از ظرفیت‌های کم‌نظیری برای ایفای چنین نقشی برخوردار است. قرار گرفتن در مسیر کریدورهای بین‌المللی، امکان اتصال بازارهای آسیای مرکزی، قفقاز، خلیج فارس و شبه‌قاره، برخورداری از منابع عظیم انرژی و توان تبدیل شدن به یکی از مراکز مهم ترانزیت منطقه، فرصت‌هایی هستند که در صورت برنامه‌ریزی دقیق، می‌توانند به افزایش قدرت ملی و ارتقای جایگاه منطقه‌ای کشور منجر شوند. در کنار این ظرفیت‌ها، دیپلماسی نیز اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارد. امروز هیچ کشوری تنها با تکیه بر ابزار نظامی قادر به تثبیت جایگاه خود نیست. گفت‌وگو با همسایگان، کاهش تنش‌های غیرضروری، گسترش همکاری‌های اقتصادی و استفاده از فرصت تعامل با قدرت‌های مختلف، می‌تواند دامنه انتخاب‌های راهبردی ایران را افزایش دهد و قدرت چانه‌زنی کشور را در تحولات آینده ارتقا بخشد. در نهایت، باید پذیرفت که پرسش اصلی این روزهای خاورمیانه، تنها این نیست که چه کسی در یک عملیات نظامی دست برتر را دارد. پرسش مهم‌تر آن است که چه کشوری پس از پایان بحران، قدرت بیشتری برای طراحی قواعد بازی، جذب سرمایه، مدیریت مسیرهای انرژی و ایفای نقش در نظم جدید منطقه خواهد داشت. برای ایران، پاسخ به این پرسش در یک راهبرد جامع نهفته است؛ راهبردی که امنیت را در کنار توسعه اقتصادی، دیپلماسی فعال، پیشرفت فناوری، انسجام ملی و بهره‌گیری از مزیت‌های ژئوپولیتیکی دنبال کند. تنها در چنین صورتی است که ایران می‌تواند نه صرفاً یکی از بازیگران خاورمیانه، بلکه یکی از شکل‌دهندگان آینده آن باقی بماند. زیرا جنگ‌ها روزی پایان می‌یابند، اما رقابت برای ساختن آینده تازه، تازه از همان روز آغاز می‌شود.