سرمقاله

وقتی شکست انتخاباتی به جنگ با دولت تبدیل می‌شود ‪/‬ سعید پای بند

مشاهده کل سرمقاله ها

صفحات روزنامه

اخبار آنلاین

  • ثبت بالاترین رکورد تاریخی در بازار سهام؛ ارزش معاملات خرد به ۶۶ همت رسید
  • فولاد مبارکه؛ گامی بلند در مسیر تولید فولادهای پیشرفته
  • عملکردی فراتر از انتظار در سالی پرچالش
  • مشاهده کل اخبار آنلاین

    کد خبر: 62233  |  صفحه ۴ |  جهان ورزش  |  تاریخ: 20 مر 1405
    بازگشت بلاک‌باسترها
    وقتی گیشه، جای سینما را می‌گیرد

    بازگشت رکورد‌های میلیاردی به گیشه هالیوود، بار دیگر ذهنیت بلاک‌باستر را به مرکز توجه آورده است؛ اما موفقیت اقتصادی فیلم‌های بزرگ لزوما به معنای نجات سینما به‌عنوان یک هنر نیست. به گزارش برنا؛ ذهنیت بلاک‌باستر دوباره در هالیوود جان گرفته است؛ ذهنیتی که موفقیت سینما را بیش از هر چیز با اعداد بزرگ، فروش‌های نجومی و رکورد‌های گیشه می‌سنجد. موفقیت خیره‌کننده «مرد عنکبوتی: یک روز کاملا تازه» نمونه‌ای تازه از همین رویکرد است؛ فیلمی که تنها در ۷۲ ساعت به فروش نزدیک به یک میلیارد دلار رسید و بار دیگر رویای فتح قله‌های گیشه را به هالیوود بازگرداند. البته علاقه هالیوود به فیلم‌های پرفروش اتفاق تازه‌ای نیست. از «آرواره‌ها» و «جنگ ستارگان» در دهه ۱۹۷۰ گرفته تا دنباله‌ها، فرنچایز‌ها و فیلم‌های ابرقهرمانی امروز، صنعت سینما همواره به دنبال آثاری بوده که بتوانند مخاطبان انبوه را به سالن‌ها بکشانند. از منظر اقتصادی نیز این رویکرد منطقی است؛ هالیوود یک صنعت است و فیلم‌های موفق، موتور اصلی درآمد آن هستند. مشکل از جایی آغاز می‌شود که موفقیت اقتصادی به تنها معیار موفقیت تبدیل شود. ذهنیت بلاک‌باستر فقط به معنای ساخت فیلم‌های بزرگ و پرهزینه نیست؛ نوعی طرز فکر است که ساخت آثار بسیار پرفروش را به مهم‌ترین اولویت تبدیل می‌کند. در چنین شرایطی، موفقیت یک فیلم می‌تواند به الگویی اعتیادآور تبدیل شود؛ همان‌طور که یک افتتاحیه یک میلیارد دلاری در ۷۲ ساعت، برای استودیو‌ها به عددی وسوسه‌کننده تبدیل می‌شود که مدام بخواهند آن را تکرار کنند. تاریخ سینما نشان داده است که این چرخه نمی‌تواند برای همیشه ادامه پیدا کند. در اواخر دهه ۱۹۸۰، پس از سال‌ها سلطه بلاک‌باسترها، این احساس شکل گرفت که سینمای جریان اصلی از نظر خلاقیت به بن‌بست رسیده است. در همان مقطع، «بتمن» تیم برتون به نمادی از قدرت فیلم‌های کمیک‌بوکی تبدیل شد و کمتر از دو ماه بعد «جنس، دروغ‌ها و نوار ویدئویی» با استقبال خود نشانه‌ای از ظهور موج تازه سینمای مستقل بود؛ موجی که تنوع و انرژی تازه‌ای به سینمای آمریکا بخشید. امروز نیز هالیوود در نقطه‌ای مشابه قرار گرفته است. صنعت سینما پس از بحران‌هایی مانند همه‌گیری کرونا، گسترش پلتفرم‌های استریمینگ و اعتصاب‌های سال ۲۰۲۳، بار دیگر نشانه‌هایی از بازگشت را نشان می‌دهد. موفقیت فیلم‌های بزرگ، از جمله «اودیسه» کریستوفر نولان، بخشی از این بازگشت است. اما مسئله این‌جاست که سینما نمی‌تواند آینده خود را فقط با تکیه بر چند فیلم بسیار بزرگ و چند کارگردان صاحب‌نام تضمین کند. در مقابل، توجه به موفقیت فیلم‌های مستقل و آثار تازه‌ای که از مسیر‌هایی خارج از ساختار سنتی هالیوود، از جمله یوتیوب به مخاطب می‌رسند، نشان می‌دهد انرژی خلاقانه سینما همچنان در حال شکل‌گیری است؛ آن هم در میان نسل تازه‌ای از فیلمسازان. هالیوود به مدیرانی نیاز دارد که اهمیت بلاک‌باستر را بفهمند، اما در برابر وسوسه آن تسلیم نشوند. وظیفه استودیو‌ها فقط ساخت فیلم‌هایی نیست که رکورد گیشه را جابه‌جا کنند. سینما زمانی زنده می‌ماند که در کنار سرگرمی، بتواند چیزی از انسان، ترس‌ها، تناقض‌ها و پیچیدگی‌های وجود او را نیز به تصویر بکشد. فروش میلیاردی می‌تواند صنعت سینما را نجات دهد، اما به‌تنهایی نمی‌تواند هنر سینما را نجات دهد. سینما برای ادامه حیات، هم به فیلم‌های بزرگ و عامه‌پسند نیاز دارد و هم به آثاری که جرئت تجربه، کشف و متفاوت بودن دارند. اگر این تعادل از بین برود، بلاک‌باستر‌ها شاید همچنان رکورد بزنند، اما خود سینما در نهایت چیزی جز صنعتی بزرگ برای تولید اعداد بزرگ نخواهد بود.