سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
انتخابات تمام شده است؛ اما برای برخی جریانهای سیاسی، رقابت همچنان ادامه دارد. نتیجه صندوق رأی پذیرفته نشده و به جای آنکه شکست انتخاباتی به فرصتی برای بازنگری و بازسازی سیاسی تبدیل شود، بهانهای شده است برای تقابل بیوقفه با دولت چهاردهم. دولتها را باید نقد کرد؛ این حق مسلم جامعه و جریانهای سیاسی است. اما نقد با تخریب تفاوت دارد، رقابت با کارشکنی متفاوت است و پرسشگری با تلاش برای ناکارآمد نشان دادن یک دولت منتخب از همان روزهای نخست، یکسان نیست. آنچه امروز دیده میشود، نگرانی از عملکرد دولت نیست؛ نگرانی از بازتوزیع قدرت است. بخشی از مخالفان دولت به جای آنکه منتظر عملکرد واقعی کابینه بمانند، از همان ابتدا پروژه تضعیف را آغاز کردهاند؛ گویی مسئله اصلی نه حل مشکلات کشور، بلکه جلوگیری از موفقیت رقیب سیاسی است. اما یک پرسش جدی وجود دارد: در شرایطی که کشور با فشارهای سنگین خارجی، تهدیدهای امنیتی، مشکلات اقتصادی و تجربه تحمیل دو جنگ از سوی قدرتهای هستهای روبهروست، چرا باید عدهای بر طبل اختلاف داخلی بکوبند؟ امنیت ملی، اقتصاد ملی و آینده ایران نباید گروگان رقابتهای جناحی شود. هیچ جریان سیاسی حق ندارد منافع یک ملت را هزینه بازگشت احتمالی خود به قدرت کند. اگر دولت موفق شود، این موفقیت متعلق به ایران است؛ نه یک جناح. اگر دولت در حل مشکلات ناکام بماند، هزینه آن نیز متوجه همه مردم خواهد بود، نه فقط حامیان آن. مشکل اصلی آنجاست که برخی هنوز سیاست را صرفاً در چارچوب پیروزی و شکست جناحی میبینند. در این نگاه، موفقیت رقیب مساوی با شکست خودی است؛ حتی اگر آن موفقیت به نفع کشور باشد. این همان نقطهای است که منافع حزبی جای منافع ملی را میگیرد. جریانهای سیاسی باید بدانند که مردم فقط در روز انتخابات قضاوت نمیکنند. جامعه رفتارها را در بزنگاههای تاریخی نیز به خاطر میسپارد. آنکه در روزهای سخت، به جای کمک به افزایش قدرت ملی، بر اختلافات داخلی میافزاید، نمیتواند انتظار داشته باشد افکار عمومی این رفتار را فراموش کند. امروز ایران به رقابت سیاسی نیاز دارد، اما رقابتی که در خدمت حل مسئله باشد، نه رقابتی که خود به مسئله تبدیل شود. کشور نیازمند اختلاف نظر است، اما نه اختلافشکنی؛ نیازمند نقد است، اما نه تخریب؛ نیازمند حضور همه جریانهاست، اما با یک شرط روشن: ایران باید برنده نهایی این میدان باشد. پرسش تاریخی امروز این است: آیا جریانهای سیاسی میتوانند در لحظههای حساس، از منافع کوتاهمدت جناحی عبور کنند و کنار منافع ملی بایستند؟ پاسخ به این پرسش، بیش از آنکه سرنوشت یک دولت را تعیین کند، میزان بلوغ سیاسی همه جریانها را آشکار خواهد کرد.