سرمقاله
صفحات روزنامه
اخبار آنلاین
روزنامه گاردین با بررسی و توضیح ناآگاهی عمیق رئیس جمهوری آمریکا و دولتش در شناخت تهران، نوشت که همین موضوع وی را در دام چرخهای عبث از تهدیدها و عقبنشینیهای مداوم گرفتار و به سوژه طعنه و تمسخر بدل کرده است. به گزارش ایرنا، گاردین در این مطلب آورده است: شاید هیچ چیزی به اندازه تبدیل شدن به سوژه تمسخر و استهزا برای دونالد ترامپ آزاردهنده نباشد. با این حال، بیش از پنج ماه پس از آغاز جنگی که آمریکا به انتخاب خود علیه ایران به راه انداخته، رئیس جمهوری آمریکا اکنون در خطر طعنه و تمسخر قرار گرفته است؛ چرا که همزمان با تقلا برای دستیابی به یک پیروزی نظامی، بارها ایران را به حملات ویرانگر تهدید و هر بار به بهانه ازسرگیری مذاکرات عقبنشینی کرده است. به گفته منتقدان چرخه ضربالاجل دادن و سپس عقبنشینی ترامپ به نوعی رنگوبوی فیلم «روز موش خرما/ Groundhog Day»، (به معنای اتفاقی که دائما تکرار میشود) را پیدا کرده است. طبق یک برآورد یا به طور دقیقتر براساس یک شمارش، ترامپ از زمان آغاز حملات مشترک به همراهی(رژیم) اسرائیل علیه ایران در ۲۸ فوریه(نهم اسفند ۱۴۰۴)، هفت بار همین به اصطلاح تاکتیک را به کار گرفته است. تازهترین نمونه را همین هفته گذشته شاهد بودیم؛ زمانی که ترامپ در هواپیمای ریاست جمهوری آمریکا موسوم به «ایرفورس وان» در گفتوگو با خبرنگاران مدعی شد که به طور ناگهانی حملهای «گسترده» به ایران را لغو کرده است؛ حملهای که به ادعای وی میتوانست «بزرگترین حمله از زمان جنگ جهانی دوم» باشد. وی همچنین مدعی شد که این تصمیم را پس از درخواست متحدان آمریکا و به این دلیل گرفته: «فکر میکنم توافقی در راه است.» به ادعای گاردین، بهرغم مذاکرات میان ایران و عمان درباره تردد کشتیها در تنگه هرمز، «تاکنون هیچ توافقی حاصل نشده است.» این آبراه راهبردی حیاتی، که پیش از جنگ مسیر عبور یک-پنجم عرضه نفت جهان بود، همچنان بسته است. این الگو در چندین مورد دیگر که زنجیروار رقم خورد نیز تکرار شده است؛ از جمله تهدید ترامپ در ماه آوریل که مدعی شده بود اگر تهران تسلیم خواستههایش نشود، «تمدن ایران امشب نابود خواهد شد»؛ اما در نهایت در لحظه آخر عقبنشینی کرد و تن به آتشبس داد. رئیس جمهوری آمریکا همچنین به دفعات مدعی شده که آمریکا «عملا» در جنگ پیروز شده و حکومت ایران برای دستیابی به توافق تمنا میکند! با این حال، چنین ادعاهایی بهشکلی روزافزون به سوژه تمسخر تبدیل میشوند. بروجردی در بخشی دیگر، ناتوانی ترامپ و دولت وی در درک و شناخت رهبران و نظام سیاسی تهران را بار دیگر مورد تاکید قرار داد و به باور نگارنده این مطلب، از آنجا که ترامپ فاقد چنین درکی است، اکنون در برابر حکومتی قرار گرفته که مقاومتش برای وی به سرمنشاء سردرگمی و حیرت بدل شده و او را به خشم، اعتراض و واکنشهای هیجانی مداوم سوق داده است. پس از فروپاشی آتشبسی که در ماه ژوئن حاصل شد و ترامپ در کاخ ورسای آن را امضا کرد (که در پی عدم پایبندی آمریکا به تعهداتش رخ داد)، رئیس جمهوری آمریکا در نشست ماه گذشته ناتو در آنکارا، بار دیگر به ادبیات سخیف و مخصوص خود علیه تهران متوسل شد و سران حاضر در نشست را شوکه کرد! ترامپ که قادر به درک نظام سیاسی تهران و البته کنترل خشم خود نیست، بهتازگی اذعان کرد که «آنها(ایرانیها) من را عصبانی کنند.» علی واعظ، معاون مدیر برنامه خاورمیانه و شمال آفریقا در گروه بینالمللی بحران، توضیح رویکرد ترامپ از منظر راهبردی را «کاری غیرممکن» توصیف و از فقدان یک روند روشن سیاستگذاری در دولت کنونی آمریکا، ابراز تاسف کرد. به گفته وی، تهران پس از فروپاشی آتشبس ژوئن، موضع خود را در مذاکرات بر سر تنگه هرمز تقویت کرده است و در عین حال، حملات اخیر به یک پایگاه آمریکایی در اردن که به کشته شدن سه نظامی آمریکایی انجامید، بحثی رنجآور را در واشنگتن بر سر گزینههای نظامی به راه انداخته است. به نوشته گاردین، گفته میشود گزینههای حمله نظامی مجدد به اهداف ایرانی به دلیل نگرانیها از کاهش زرادخانه موشکی و رهگیرهای آمریکا محدود شده است. به باور واعظ، رویکرد ترامپ در نهایت به استیصال و عصبانیت او از این مسئله ختم میشود که واقعا گزینه نظامی خوبی پیش رو ندارد. بخش قابل توجهی از این رفتارها، واکنشهای احساسی است؛ به عنوان مثال وقتی با ایران توافقی میکند که حتی در میان جمهوریخواهان واکنش سیاسی منفی را برمیانگیزد.